خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی

دربارۀ علت نشر «فصل نامۀ ١٧» از زبان سردبیر محترم آن

ولوله در شهر ۲

دسته گل اول مربوط به علت نشر «فصل نامۀ ١٧» از زبان سردبیر محترم آن در قسمت «سخن اول» فصل نامۀ ١٧

خبرگزاری فارس می نویسد،
«سردبیر فصلنامه مطالعات تاریخی مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی (http://www.ir-psri.com) تاكید كرد: نگاه تاریخی به مسئله بهائیت از روابط گسترده این فرقه با آمریكا، انگلیس و اسرائیل پرده برمی‌دارد!» امّا معمولاً از چیزهائی پرده بر می دارند كه تا حال مكشوف نبوده! حال آن كه تهمت امریكائی و انگلیسی و اسرائیلی بودن كه تازگی ندارد! لذا برخلاف ادعای جناب سردبیرمحترم، فصل نامهء مزبور عیناً مثل ردیه های سابق علیه دین بهائی، و به خصوص شبیه ویژه نامهء «ایام» جام جم و تكرارآن است![i]
سردبیر محترم برای جدید و غیر تكراری جلوه دادن فصل نامه و توجیه تهیه و نشرآن علیرغم وجود صدها جلد ردیهء منتشره در زمان قاجاریه و پهلوی و جمهوری اسلامی، كه جدیدترین موردش همان ویژه نامهء «ایام» روزنامهء جام جم شمارهء ٢٩ مورخ ٦/٦/١٣٨٦، در ٦٤ صفحه می باشد، ادعا می كند چون تا حال مجموعهء كاملی به صورت یك «جُنگ» دربارهء «بهائیت» وجود نداشته، اقدام به چاپ فصل نامهء مزبور نموده! اما حتی مصاحبهء جالب ایشان با خبرنگار خبرگزاری فارس نیز كمكی به اثبات ادعای ایشان نكرده، و درعوض سؤال و جواب های آن مصاحبه موجب اعترافات جالبی نیز شده است! خبرنگار مزبور كه مثل خود جناب سردبیر از تكراری بودن مطالب فصل نامه آگاه است از جمله می پرسد:
«آقای بهبودی! تاكنون آثار متعددی در مورد بهائیت نوشته شده كه نمونه آخر آن ویژه نامهء روزنامه جام جم است. بفرمایید كه در این شماره از فصلنامه شما به كدام پرسش پاسخ نگفته در مورد بهائیت خواستید جواب دهید؟
ـــ بسم ‌الله الرحمن الرحیم، اگر دوستانی كه علاقه‌مند به پژوهش‌ هستند دقت كرده باشند، از انقلاب تاكنون مجموعه‌ای كه توانسته‌ باشد در مورد فرقه سیاسی بهائیت با نگرش تاریخی یك محصول مكتوب بدست داده باشد، نداریم. یعنی مجموعه‌ای در مورد بهائیت كه در صورت مراجعه علاقمندان به كتابخانه‌ها در دسترس آنها قرار گیرد وجود نداشت.
ــ منظورتان این است كه به آثاری كه تاكنون در این زمینه نوشته شده نقد دارید؟
ــ بهبودی: من از مجموعه مقاله صحبت می‌كنم نه كتابهایی كه تاكنون در این زمینه نوشته شده است. به هر حال یك جُنگی كه بتواند لایه‌های این فرقه سیاسی را بازكاوی كند نداشتیم. به همین خاطر در سال ٨٥ هیئت تحریریه فصلنامه مطالعات تاریخی این موضوع را در دستور كار خود قرار داد و بعد از چهارده ماه رایزنی با نویسندگان و پژوهشگران موفق به انتشار چنین مجموعه‌ای شد. البته این قدم اول و آخر نیست. مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی قرار است برنامه‌های دیگری را در این زمینه تدارك ببیند كه انشاءالله بعد از انتشار در دسترس علاقه‌مندان به تاریخ قرار خواهد گرفت. به هر حال این مجموعه یك مصدر كتابخانه‌ای است كه یافته‌های تازه و مدارك جدیدی را در خود دارد و البته جای نقد هم ممكن است داشته باشد كه در طول زمان آشكار می‌شود.
ــ با تورقی در این فصلنامه خواننده متوجه خواهد شد كه نویسندگان مقالات آن كمتر از منابع بهایی استفاده كردند و جز یك مقاله، بقیه مطالب عمدتاً به منابع غیر بهایی یا منابعی كه توسط كسانی كه از بهائیت برگشتند و به انتقاد از این آیین پرداختند ارجاع داده شده است. فكر نمی‌كنید این موضوع، یكی از نكات ضعف‌های این مجموعه باشد؟
ــ بهبودی: انتقاد شما وقتی وارد بود كه ما می‌خواستیم به مبانی اعتقادی بهائیت ورودی داشته باشیم. بنابراین لابد و ناچار به مراجعه به منابع بهائیت بودیم. ما در اینجا كاری به مبانی اعتقادی بهائیت نداشتیم و صرفاً یك پژوهش تاریخی در این مورد عرضه كردیم. اینكه بهائیت با چه خاستگاه اجتماعی و سیاسی بوجود آمده و چه كاركردهایی در دوره قاجاریه و پهلوی داشته است. بنابراین ما قبل از اینكه نیاز به منابع بهایی داشته باشیم نیازمند مدارك و اسنادی بودیم كه در مورد فرقه بهایی و بدست خود حكومت پهلوی نوشته شده بود و اسناد منتشر شده و منتشر نشده آن را در معرض دید مخاطبان قرار دهیم.
ــ البته منابع تاریخی فرقه بهائیت كم تعداد نیستند و در این زمینه می‌توان به تاریخ نبیل، ظهور الحق، واقعه راستین نور و خاطرات حاج سیاح اشاره كرد. یعنی منابع بهایی صرفاً اعتقادی نیست بلكه آثار و نوشته‌هایی هم دارند كه به تاریخ سیاسی و اجتماعی این فرقه نیز پرداخته است. در واقع در شرایط فعلی، بهایی‌ها در عرصه وبلاگ نویسی و اداره سایت نیز فعال هستند[ii] و مدعیات تاریخی زیادی نیز بخصوص در مورد نقش بهائیان در جنبش مشروطه ایران ارائه می‌كنند.
ــ بهبودی: البته در شماره این فصلنامه مقالات آقایان منذر، سید مصطفی تقوی و سعید شریفی ارجاعاتی متعدد به منابع بهایی دارند.»
جالب تر آن كه همان «ایام» كه عیناً مانند فصل نامه است زودتر از فصل نامه در معرض فروش گذاشته شد و تهیه كنندگان فصل نامه با آن كه تاریخ فصل نامه شان تابستان ٨٦ بود، از جام جمیان رو دست خوردند و عقب افتادند! شاید به این خاطر كه «رایزنی ایشان» ١٤ ماه طول كشیده بوده است! از دیگر دلایل تكراری بودن فصل نامه آن كه خود فصل نامه درمقالهء اول خود، داد سخن داده كه در زمان پهلوی آقای فلسفی در رادیو و سایر علمای اعلام در همهء شهرستان های ایران عزیز یكپارچه تحت هدایات مرحوم آیت الله بروجردی چنان به افشاء و مبارزه با آئین بهائی و بهائیان و ردیه نویسی علیه آن پرداختند كه «كلیهء مسائل سیاسی و وقایع جاری كشور را تحت الشعاع خودقرارداد»[iii] و روزنامه ها و مجلات آن ایام چندین دهه قبل از رایزنی ١٤ ماهه و اقدامات جاری فصل نامه نویسان و جام جمیان، تا مدتها ده ها مقاله و مطلب مستهجن و توهین آمیز در رد امر بهاء نوشتند که اسامی بعضی از نشریات مزبور در «دائرة المعارف بهائی»، تألیف جناب اشراق خاوری، ص ٢١٣٢ مندرج است! لذا باید پرسید راستی با هزاران صفحه ردیه های تكراری از همان زمان پهلوی كه خود به آن اعتراف كرده اند، چرا فصل نامه، جُنگ و مجموعهء كامل دیگری دربارهء امر بهائی را لازم دانسته؟! و چرا حتی وعده می دهد در آینده نیز شمارهء دیگری در همین موضوع تهیه خواهد كرد؟!

آیا نه به این خاطر كه دیانت مقدس بهائی علیرغم این همه مخالفت ها و بهائی ستیزی امثال آقای فلسفی و جام جمیان و كیهانیان و فصل نامه نویسان هنوز پا برجا و در حال رشد است و بیش از ٧ میلیون بهائی در جهان به خدمت و ترویج آن قائم هستند؟! آری دقیقاً به همین خاطر است، چه كه اگر چنین نبود جناب سردبیر عزیز، در «سخن اول» فصل نامه، آرزوی برباد رفتهء خود را پس از اعتراف به «رشد تصاعدی آئین بهائی در دورهء پهلوی» چنین نمی نوشتند: «با این حال توجه فصل نامه به پدیدهء بهائیت نه از این رو ـــ كه موضوعی سپری شده تلقی می شود ـــ بلكه از موضع توجه به جریان های تاریخی صورت گرفته است»! و یا برای توجیه رشد آن حتی پس ازانقلاب، كه مشخصهء بارز آن خروج جامعهء بهائی از حالت مجهولیت در سطح جهانی بوده است، اضافه نمی نمود كه: «دولت امریكا در پی تقابلات خود با جمهوری اسلامی ایران، از این جریان به عنوان ابزاری سیاسی سود فراوان برد»! اگر به قول سردبیر عزیز، «بهائیت موضوعی سپری شده بود»، چطور آمریكا كه ادعا می شود ٣٠ سال است كه از انقلاب شكست خورده، و بهائیان نیزكه فرع امریكا هستند! و به قول آقای جنتی در جمهوری اسلامی نفس نمی توانند بكشند[iv]، از ایشان به عنوان یك «جریان» كه لابد موجود بوده و هست، سود، آن هم «سود فراوان» می برد؟! چیز مفقود و سپری شده كه نمی تواند مورد استفاده قرار گیرد! آری عزیزان، «پدیدهء بهائیت»، نه تنها «موضوعی سپری شده» تلقی نمی شود، بلكه تازه ملت عزیز و كنجكاو ایران، به خصوص پس از انقلاب مبارك اسلامی درسال ١٣٥٧، فهمیده اند دیانت مقدس بهائی آن چیزی نبوده و نیست كه بهائی ستیزان آن را در ردیه های خود تصویركرده اند، و می خواهند بدانند حقیقت این آئینی كه از ایران عزیز آشكار شده و بیش از ٢٠٠٠٠ نفر در راهش جان باخته اند و پس از انقلاب نیز صد ها نفر در راهش جان داده و حبس و محرومیت های اجتماعی را به جان خریده اند، و هنوز نیز بیش از ٣٠٠٠٠٠ نفر در ایران عزیز جان بركف به پایش ایستاده اند، چیست.

یا نكند اقدامات فصل نامه نویسان و جام جمیان و كیهانیان با اعترافات ناخواستهء مرحوم فلسفی و ادعای گم شدن سخنرانی ها و «آثار صوتی و مكتوب این واعظ شهیر در خصوص بهائیت» رابطه داشته است! نكند در آن سخنرانی ها مطالبی وجود داشته كه اینان نشر آن را نمی پسندیده اند و با طراحی این سناریوی جدید، در پی وجه المصالحه كردن بهائیان برای اهداف سیاسی خاصی هستند![v] البته كودكانه و غیرمتقیانه و غیر علمی است كه فكر كنیم سخنرانی های مزبور را خود حضرات، كه بعضاً از مسؤولین و نویسندگان امثال «ایام» و «فصل نامه» نیز هستند، مخفی كرده اند یا از بین برده اند تا اگر «ایام» و «فصل نامه» می نویسند، تكراری و غیر ضروری به نظر نیاید! البته اهل بها چنین فكر نمی كنند و برای آشكار شدن حقایق منتظر افشاگری های خداوندی هستند كه «لا یعزبُ عَن عِلمِهِ مِن شَیءٍ» [=هیچ چیز ازعلم خداپنهان نمی ماند].
 




[i] «سخن اول» فصل نامه از بعضی نظرها مشابه «سرسخن» ویژه نامهء «ایام» جام جم است. مقالهء اول و نهم فصل نامه، تكرار صص ٣١-٤١ و٢-٣ «ایام» است. مقالهء دوم فصل نامه، دارای مطالبی است كه شبیه اكثر صفحات «ایام» است. مقالهء سوم تكرار صص ٢-٣ و ٤٧ و ٥٠-٥٣ «ایام» است. مقالهء چهارم مطابق صص ٦٢-٦٤. مقالهء پنجم مثل ص٥٦ «ایام» است و نویسندهء هر دو مقاله نیز یك نفراست. مقالهء ششم مشابه صص ٢٦-٣٢ و٦٠ و... است. مقالهء هفتم تكرارصص ١٢-٢٤ و... می باشد. مقالهء هشتم ماهیتاً مثل صص ٥٣و٥٨ و... است. مقالهء دهم شبیه ص ٣٠ و... است. مقالهء یازدهم اگر چه برخلاف ادعای سردبیر فصل نامه راجع به عقاید بهائی است و نه تاریخ آن، دارای اشاراتی است كه مقاله نویس را از موضوع اصلی مقاله منحرف نموده است و به تكرار توهمات دیگر مقالات مشغول داشته است. مقالهء دوازدهم مثل ص ١٥. علاوه بر آن ظاهراً سه مقاله نویس، آقایان مُنذر و رجبی و تقوی، در هر دو ویژه نامهء مزبور مقاله نوشته اند.
برای اطلاع از فهرست و موضوع مقالات فصل نامه، به آدرس های زیر مراجعه شود:
http://www.ir-psri.com/Show.php?Page=ViewSeasonal&SeasonalID=17&SP=Farsi
http://www.sharifnews.com/?23603

[ii] البته با كمال تعجب، جناب سردبیر كه لابداهل تحقیق علمی و انصاف هستند و می دانند كه در راه كشف حقایق، اصل آزادی بیان و عقاید و شرایط یكسان برای همگان در بیان اعتقادات چه نقش مهمی دارد، اشاره نمی فرمایند كه سایت های بهائی دائماً در معرض فیلتر شدن قرار گرفته و می گیرند! لابد در مكتب چنین محققینی این طور درس داده شده است كه تحقیق و پژوهش و شرایط آن چنین باید باشد! از این نیز می گذریم كه نه جام جم و نه كیهان و نه فصل نامه و غیره حاضر به چاپ پاسخ های بهائیان به اكاذیب و افترائات علیه جامعهء بهائی نبوده و نیستند!

[iii] ص ١٦ فصل نامه.

[iv] روزنامه كیهان شماره ١١٤٢٢، مورخ ١٠ آبان ١٣٦٠، نطق آقای جنّتی.

[v] در ١٦٤ سال تاریخ دین بهائی، بارها و بارها بهائی ستیزان و سیاسیون، جامعهء بهائی را بلا گردان و وجه المصالحهء اهداف سیاسی و مادی خود نموده اند. پس از انقلاب نیز این روند در بستری از بهائی ستیزی و مظالم حساب شده و سیستماتیك علیه آنان ادامه داشته و دارد. مواردی چون كودتای نوژه، و سعی در مرتبط نمودن جریان سعید امامی با بهائیان، و جریانِ یافتن پرایدی در كرج، یا شیشه های عدسی عینك اسرائیلی در كاشان، و یا تكثیر سی دی های ضداسلامی در همدان توسط بهائیان، و ده ها مورد قدیم و جدید دیگر (دراین موارد مقالاتی در سایت «نقطه نظر»، قسمت «نامه ها و نظرات» و «پاسخ به سوء تفاهمات» و... موجوداست كه مراجعه شود.) و جالب آن كه حقیقت همهء توطئه های مزبور علیه جامعهء بهائی، و بطلان تهمت های وارده به مرور زمان توسط خود غیر بهائیان و سیاسیون و دیگران افشا گردید. یكی از موارد اخیر توطئه های مزبور، ادعای مفقود شدن سخنرانی های مرحوم فلسفی است. دراین باره نوشته شده: «به گزارش «الف»، همزمان با تشكیل ستادی جهت برگزاری یكصدمین سال تولد مرحوم حجت الاسلام و المسلمین محمد تقی فلسفی، مشخص شد كه آثار صوتی و مكتوب این واعظ شهیر در خصوص بهائیت ناپدید شده است. بر اساس این گزارش، یك نهاد فرهنگی به همراه یك نهاد نظارتی موظف شده اند تا این موضوع را پیگیری نمایند. برخی اخبار از برنامه سازمان یافته گروه بهائیت برای خروج اسناد مكتوب صوتی و تصویری سخنرانی های افشاگرانه مرحوم فلسفی علیه حکایت می کند!» «همچنین ستادی با مسوولیت حجت الاسلام علی اكبر ناطق نوری و عضویت نمایندگان صدا و سیما (خجسته، معاون صدا)، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (پرویزی، معاون فرهنگی)، سازمان تبلیغات اسلامی (حجت الاسلام دكتر خاموشی)، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم و بیت ایشان در این باره تشكیل شده است. «اضافه می شود، یكصدمین سالگرد تولد مرحوم حجت الاسلام و المسلمین محمد تقی فلسفی به همت سازمان صدا و سیما در دوم اسفند ١٣٨٦ برگزار خواهد شد.»
(http://www.agahsazi.com/News.asp?NewsID=2234؛١٤/٧/١٣٨٦؛
http://mouood.org/content/view/5549/2/؛۰۸ مهر ۱۳۸۶)
جالب آن كه در این سناریوی جدید، یكی نیست بپرسد چه شده است كه از «مراكز اسناد» نهادهای مختلف جمهوری اسلامی كه متصدیانش همه مسلمان و انقلابی و متعهد هستند و حتی یك بهائی نیز در بین آنها وجود ندارد، اسنادی چون اوراقی در خصوص توبه نامهء ادعائی حضرت باب و سخنرانی های آقای فلسفی و دیگر آثار تاریخی یا باستانی در حال ناپدید شدن است و گناه آن را نیز بعضاً به پای بهائیان محروم و مظلوم در جمهوری اسلامی می نویسند! آیا این ناپدید شدن ها به قصد عدم افشای بعضی حقایق ناخوشایند راجع به بعضی بهائی ستیزان دورهء پهلوی و نقشه ها و همدستی آشكار و نهان سیاسی ایشان با رژیم مزبور نمی باشد؟! الله اعلم! خداوند آشكار خواهد فرمود!

مقاله قبلی

مقاله بعدی