خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی

اولین زن كابینه ــ خانم فرخ رو پارسا


دسته گل دهم مربوط به مقالهء نهم فصل نامهء١٧(اولین زن كابینه ــ خانم فرخ رو پارسا)

مقالهء نهم فصل نامهء ١٧ را آقای ابراهیم ذوالفقاری با عنوان «اولین زن كابینه» ــ یعنی خانم فرخ رو پارسا ــ در صفحات ٢٤١ – ٢٥٥ نوشته اند. ایشان قبل از این هم در «فصل نامهء» شمارهء ١٠، مورخ ١٤ دی ١٣٨٥، در مقالهء «تبارهویدا» و پس از آن نیز در مقالهء «هویدا و بهائیت»، مورّخ ٨ خرداد ١٣٨٦، در سایت بازتاب، مؤكداً و مصراً هویدا را نیز مانند پدرش بهائی دانسته بود ــ حال آن كه علاوه بر این كه هویدا بهائی نبوده است، پدرش نیز به علت مداخله در امور سیاسی از جامعهء بهائی جدا و توسط حضرت ولی امرالله طرد شده بود! در این مقاله نیز مقصودشان این است كه فرخ رو پارسا را نیز بهائی و همدست هویدا معرفی كنند و در كنار آنها نیز نفوس معدود دیگری از وزراء و سیاسیون دورهء پهلوی را هم عضو جامعهء بهائی به حساب آورند!
از آنجا كه پاسخ مفصل به همهء این ادعاها قبلاً علاوه بر مقالات فوق در همین جوابیه (از جمله در قسمت «دسته گل» های دوم و چهارم و هفتم و نهم)، و نیز در سایت های مختلف بهائی داده شده، در اینجا از تكرار آنها می پرهیزیم و خوانندگان عزیز را به این آدرس ها ارجاع می دهیم:
ــ مقالهء «باز هم هویدا» در سایت ولوله در شهر به این آدرس.
ــ مقالهء «گنه كرد در بلخ آهنگری...» در سایت ولوله در شهر به این آدرس.
ــ مقالهء سه قسمتی «پاسخ ویژه نامهء ضد بهایی روزنامهء جام جم» «مورخ ١٤ دی ماه ١٣٨٥»، در سایت نقطه نظر به آدرس:
http://www.noghtenazar.org/node/283
http://www.noghtenazar.org/node/284
http://www.noghtenazar.org/node/285
ــ مقالهء «باز هم هویدا» در سایت نقطه نظر به آدرس:
http://www.noghtenazar.org/node/241
ــ مقالهء «شبهات و مفتریاتی بر علیه دیانت بهایی در روزنامه صبح جام» در سایت نقطه نظر به آدرس:
http://www.noghtenazar.org/node/49
با تمام این حال از ذكر این نكتهء مهم نباید گذشت كه مطالب آقای ذوالفقاری نیز اكثراً بر اساس اسناد ساواك و شنیده ها و شایعات و خاطرات این و آن است كه چنان كه در مقالات قبلی در همین جوابیه توضیح داده شد، از نظر تحقیقی فاقد اعتبار است. اما جالب آن كه دوستان بهائی ستیز از همین اسناد هم به شكل مُحَرّف و گزینشی استفاده می كنند و محتوا ومدعای بعضی از آنها را می پذیرند و بعضی را نه تنها نمی پذیرند، بلكه حتی می گویند ساواك و بقیه اشتباه كرده اند، و یا گاه دست به توجیهات عجیب و خنك هم می زنند!
از جمله در همین مقاله، آقای ذوالفقاری در صفحهء ٢٤٩ فصل نامهء ١٧ یك بار می نویسد خانم پارسا در پرسش نامهء استخدامی خود نوشته شیعه است؛ جای دیگر در همان صفحه مدرك ساواك را می آورد كه در آن نوشته است: «انتخاب خانم دكتر فرخ رو پارسا به معاونت وزارت آموزش و پرورش كه منتسب به بهائی بودن و از فرقهء ازلی آن می باشد، انعكاس بدی در بین فرهنگیان با سابقه داشته»؛ اما در جای دیگر در صفحهء ٢٥٠ می نویسد: «و ادارهء كل نهم ساواك هم كه مسؤولیت تحقیقات را به عهده داشت، برابر سوابق موجود در ادارهء كل سوم، او را پیرو فرقهء بهائی می دانست»؛ و در صفحهء٢٥٢- ٢٥٣ می نویسد كه، «بهائیان با توجه به عمق اعتماد مردم ایران به امام زمان (عج)، دستور داشتند تا در مواقعی كه مورد اعتراض گسترده قرار مس گیرند، به عوامفریبی روی آورند و به رسم مألوف خود، فرخ رو پارسا نیز دو ماه پس از تصاحب صندلی وزارت، در باشگاه معلمان به مناسبت ولادت حضرت صاحب الزمان (عج) جشنی برگزار كرد كه برپایی چنین جشنی، آن هم از طرف وزیر، بی سابقه می نمود.» و در همان صفحه اشاره می كند بهائیانی چون پارسا خود را مسلمان معرفی می كردند در حالی كه دشمن وضد اسلام بودند!
حقیقتاً به امثال آقای ذوالفقاری با این نحو استدلال چه باید گفت؟! شخصی خودش اعتراف می كند كه شیعه است، جشن برای ولادت حضرت قائم نیز می گیرد، ساواك نیز او را ازلی معرفی می كند، و به این ترتیب آنجائی نیز كه ساواك می گوید بهائی است، بر این اساس اشتباه بوده كه گمان می كرده فرقهء ازلی شاخه ای از دین بهائی است، با همهء این احوال جناب ذوالفقاری فتوا می دهند كه خانم پارسا بهائی است!
برادر عزیز، خانم پارسا بهائی نبوده اند، چه كه بهائیان تقیه ندارند و معتقدند قائم موعود نیز ظاهر شده و منتظر ظهور ایشان نیز نیستند تا برایشان جشن تولد بگیرند. همچنین ایشان نه تنها ضدیتی با اسلام ندارند، بلكه بجز خود مسلمین، تنها دینی هستند كه شرعاً و رسماً اسلام را به عنوان دین قبول دارند.
بنابر این دست از این فرضیات و توهّمات دیرینه بر دارید! حق شاهد است كه خانم پارسا نیز مانند هویدا بهائی نبوده است و بهائیان هیچیك را بهائی ندانسته و نمی دانند، و نامشان در دفاتر جامعهء جهانی بهائی ثبت نیست! دوست عزیز، کتاب خانم وزیر "خاطرات و دست ‌نوشته‌های فرخ ‌رو پارسای"، از منصوره پیرنیا (آمریکا؛ انتشارات مهر ایران؛ پاییز ۱۳۸۶) چاپ شده؛ سری به آن بزنید تا ببینید فرضیات شما چگونه زیر سؤال می رود!
از جمله در مقاله ای در خصوص این کتاب است که :
در «خانم وزیر» جا به جا می‌توان فشار روحانیان را دید که به شدت با دستیابی زنان به مسئولیت‌های بالای دولتی مخالفت می‌ورزیدند. در چنین شرایطی، فرخ‌ رو پارسای همزمان با تهیه برنامه‌های رادیویی، «سازمان زنان کارگر» را نیز سازماندهی کرد. وی پیش از آنکه به وزارت برسد، به عنوان نخستین زن به مقام معاونت پارلمانی وزارت آموزش و پرورش رسید. او در این باره می‌نویسد: «در شغل جدید خود احساس مسؤلیت شدیدی می‌کردم زیرا که اگر من می‌توانستم از عهده انجام کار و وظیفه‌ام به خوبی بر آیم در آینده راه برای زنان بیشتری برای ورود به قوه مجریه باز می‌شد و اگر موفق نمی‌شدم گناه بزرگی نسبت به زنان ایرانی مرتکب شده بودم.»
در این میان اما ساواک نیز بیکار ننشست و گزارش می‌داد: «روحانیون از انتصاب خانم فرخ‌ رو پارسای به معاونت پارلمانی وزارت آموزش و پرورش ناراضی هستند و اظهار می‌دارند که این اقدام نوعی اهانت به مقام روحانیت است». جالب اینجاست که «همان روزها ساواک پرونده‌ای به شماره ۶۴۱۲۴» به نام فرخ ‌رو پارسای تشکیل داد. اسناد و مدارک این پرونده بعدها مورد استناد دادگاه انقلاب اسلامی در محکومیت و صدور حکم اعدام برای نخستین وزیر زن ایران قرار گرفت. ساواک حتی در گزارشی دکتر فرخ ‌رو پارسای را به بهایی بودن «متهم» کرد و او را از فرقه «ازلی» دانست.
لیکن با وجود مخالفت برخی روحانیان و گزارش‌های ساواک، فرخ ‌رو پارسای به وزارت آموزش و پرورش رسید. منصوره پیرنیا در این مورد می‌نویسد: «دولت هویدا آماده می‌شود که یک وزیر زن را در کابینه خود بپذیرد. نخست‌ وزیر با احتیاط پیش می‌رود و نظر تنی چند از علما را در این باره می‌پرسد و چند روز قبل از معرفی دکتر پارسای در شرفیابی به حضور اعلیحضرت عرض می‌کند که می‌خواهم خانم فرخ ‌رو پارسای را به عنوان وزیر آموزش و پرورش معرفی کنم. نظر آخوندها را هم پرسیده‌ام، حرفی ندارند. شاه نگاهی از سر سرزنش به نخست ‌وزیر می‌کند و می‌گوید: حالا آخوندها هم آدم شدند!»
... هنگامی که دستگیری‌های پس از انقلاب اسلامی آغاز شد، فرخ ‌رو پارسای در لندن بود. محمدجواد با هنر، محمد بهشتی و شیخ محمد مفتح که از مشاوران «خانم وزیر» بودند، اینک در شمار دست در کاران رژیم جدید قرار داشتند. این نه بختی برای فرخ ‌رو پارسای که چه بسا بدشانسی وی بود. به نوشته منصوره پیرنیا «این سه تن هر کدام نقاط ضعف و پرونده جیره‌خواری ‌شان در نزد خانم پارسای موجود بود و باید به هر شکل که ممکن بود او را از میان بر می‌داشتند... در پرونده شیخ مفتح عکسی بود که او را در حال تعظیم تمام ‌قد به دکتر پارسای نشان می‌داد»[i]

پس هر چه راجع به ایشان در مقاله تان نوشته اید، ربطی به بهائیان ندارد! خود دانید! با آرزوی توفیق شما در پیروی از انصاف و حقیقت!


 

 

مقاله قبلی

مقاله بعدی