خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی

گوشه ای از نظر امر بهائی در بارۀ اسرائیل

ولوله در شهر ۱


جام جم در ایّام، صص:26 تا 33، مطالبی دربارۀ آیین بهائی و اسرائیل نوشته وسعی كرده است وجوداماكن مقدّسۀ بهائی درآنجا را نشانی ازطرفداری آیین بهائی ازصهیونیسم وطرفداری این ازآن وانمود نماید. این تهمت نیزمانند بسیاری از اكاذیب ایّام تكراری است، وجامعۀ بهائی درهمان اوایل انقلاب اسلامی پاسخ های متعدّد به آن داده است، و درهمین مجموعه نیزچند مطلب دربارۀ آن آمده است (مثل مقالۀ «دیانت بهائی ومسألۀ اسرائیل»). لذا دراینجا درصدد تكرارآن جواب ها نیستیم، امّا در زیر به وجوهی دیگر از این موضوع می پردازیم.

درص29، در مطلب «بهائیّت وصهیونیسم، پیوند دیرین» بیانی ناقص شده از حضرت عبدالبهاء را آورده است كه درآن پیش بینی بازگشت قوم یهود را فرموده اند، و ایّام همین پیش بینی را دلیل پیوند دیرین مزبور دانسته است. امّا اگركل بیان مزبور و ده ها بیان دیگرازحضرت بهاءالله وحضرت عبدالبهاء را دراین خصوص ارائه می كرد معلوم می شد كه پیش بینی مزبور از خود كتاب عهدعتیق و انبیای بنی اسرائیل است ونه حضرت عبدالبهاء. جام جمیان چنین نكرده ونخواهند كرد، زیرا ارائه مدارك مزبور چیزی جزحقّانیّت آیین بهائی را اثبات نخواهد كرد، چه كه طبق بشارات انبیاء مزبورونیزطبق احادیث اسلامی، بازگشت قوم یهود به اراضی مقدّسه، ازعلائم ظهورموعود همۀ ادیان آسمانی وهمزمان با آن می باشد كه تحقّق آن ازمعجزات ودلایل ثانوی الهی بودن آیین بهائی است.

آری، با ظهور حضرت بهاءالله و تبعید ایشان به عكّا و اراضی مقدّسه، وعود كتب عهد عتیق و جدید و احادیث اسلامی محقّق شد و پس ازآن، به تدریج قوم یهود شروع به رفتن به اراضی مزبور نمودند تا آنكه در 1948 سازمان ملل به آنان رسمیّت داد. نه تبعید حضرت بهاءالله به عكّا، و نه رفتن یهودیان به آن اراضی، به دست بهاییان نبود؛ بلكه ناصرالدّین شاه و سلطان عبدالعزیز عثمانی حضرت بهاءالله را به عكّا تبعید كردند. و شاید برای هموطنان عزیز جالب باشد كه بدانند یكی از علمای یهود كه با جناب ابوالفضائل گلپایگانی از مبلّغین بهائی مذاكرۀ دینی داشته اند، پس از آنكه جناب ابوالفضائل از نصوص تورات و آثار یهودی اثبات می كنند كه موعود یهود و مظهر رب الجنود حضرت بهاءالله هستند و به اراضی مقدّسه هم رفتند، می گوید حضرت بهاءالله عمداً به عكّا رفته اند تا بشارات و پیشگویی های تورات و كتب یهود را در حقّ خود اثبات كنند و دلیل بیاورند. جناب ابوالفضائل جواب می دهند كه دو سلطان مزبور به قصد خاموش كردن ندای الهی ایشان، حضرت بهاءالله را به عكّا تبعید كردند و این امر نبوده مگر به مشیّت و اراده غالبۀ الهیّه كه مالك مشیّت و اراده های مَنْ فی العالم بوده و هست و خواهد بود.[i]

در اینجا بعضی ازنصوص بهائی دربارۀ بازگشت قوم یهود به اراضی مقدّسه تقدیم می گردد تا هم اكاذیب وافترائآت جام جمیان برملا شود، وهم معجزۀ تحقّق وعود الهیه با ظهورآیین بهائی آشكارگردد. امّا قبل از اینكه نصوص مزبور تقدیم شود، اشاره می نماید برای ملاحظه ارتباط اسرائیل با امر بهائی و اماكن متبرّكۀ بهائی در آنجا، به صص: 178-169 جلد سوّم قاموس توقیع منیع نوروز 108بدیع كه موسوم به «اسرار ربّانی» است، مراجعه فرمائید تا مشهود گردد كه امر بهائی به عنوان دینی مستقل، همان طور كه با جمیع دول و ملل ارتباط دارد با كشور و دولت اسرائیل نیز ارتباط دارد؛ ولی این ارتباطات از مقولۀ سیاسی و منازعات احزاب و كشورها و دولت ها و طرفداری از یكی به نفع دیگری نیست؛ چنانکه نصوص ذیل فوق العاده در اثبات این معنی گویاست و عزیزانی نیز كه مایل به اطّلاع از وضعیّت فعلی مركز جهانی بهائی دراسرائیل هستند می توانند به سایت های اینترنتی بهائی مراجعه نمایند تا متوجّه شوند كه نوع ارتباط اهل بهاء با دول و ملل عالم ارتباطی انسانی، دینی، فرهنگی و اجتماعی است و ابداً ربطی به رقابت ها و منازعات سیاسی وامور مختلفۀ آنها ندارد، و آرزویی جز اتّحاد عالم و وحدت جمیع بشرندارند. نصوص ذیل مستغنی از توضیح است و منصفان و حقیقت جویان را كفایت است.

حضرت عبدالبهاء می فرمایند: «هوالابهی در خصوص اجتماع سلالۀ اسرائیل در اورشلیم به موجب نصوص انبیاء سؤال نموده بودید، اورشلیم و قُدْسُ الاَقداس، هیكل مُكرَّم و اسم اعظم (حضرت بهاءالله) است؛ زیرا آن مدینه الهیّه و شهر بند یزدان است چه كه جامع جمیع آلاء و نعم و حائزِ كلِّ غناء و ثروت حقیقیّه و تُحَف و زینت معنویّه مشتمل بر شئون و خصائص حیات و محلّ ظهورآثارغریبۀ ربّانیّه است واجتماع اسرائیل در آن عبارت از آن و بشارت بر آن است كه كلّ اسرائیل در ظلّ لواء الهی وارد و بر بحر قدم وارد می گردند چه كه این اورشلیم الهی كه قدس الاقداس در قطبش واقع، مدینۀ ملكوتی و شهرآسمانی است، مشرق و مغرب در زاویه ای ازاو واقع. ولی با وجود این به حسب ظاهر نیز اسرائیل در ارض اقدس جمع خواهد گشت وَ ذلِكَ وَعْدٌ غَیرُ مَكذوبٍ (آن وعده ای است كه دروغ نیست). مقصود این است كه ذلّتی را كه اسرائیل در دوهزاروپانصد سال كشید، حال بدل به عزّت سرمدیّه خواهد گشت و به ظاهر ظاهر نیز عزیز خواهد شد به قسمی كه محسود اعداء گردند و مغبوط اودّا (دوستان).طوُبی لَهُم ثم بُشْری وَ الْبَهاءُ عَلَیهِمْ اَجْمَعین»[ii] (خوشا به حال ایشان پس بشارت باد بر ایشان و بهاء بر جمیع ایشان باد).

و نیز می فرمایند: «جمال مبارك (حضرت بهاءالله) درالواح مقدّسه تصریح فرمودند كه ایّام ذلّت اسرائیل گذشت، ظلّ عنایت شامل گردید و این سلسله روز به روز ترقّی خواهد كرد و ازخمودت و مذلّت هزاران ساله خلاصی خواهد یافت. ولی مشروط به آنكه به موجب تعالیم الهیّه روش و رفتار نمایند؛ از ظلمات تقالید قدیمه نجات جویند و از كسالت عوائدِ سابقه (عادتها و روش های قبلی) رهایی یابند و به آنچه روح این عصر و نور این قرن است تشبّث نمایند؛ تعدیل اخلاق كنند و درمنافع و روابط عمومیّۀ عالم بشری سعی و كوشش نمایند، از تعصّبات قدیمه و افكار پوسیده واغراض ملّیه منسَلِخ گردند (برهنه و منقطع گردند) و جمع بشررا اغنام الهی شمرند و خدا را شبان مهربان دانند. امروز روزی است كه افكار خصوصیّه چه از افراد و چه از ملّت، سبب نكبت كبری گردد و عاقبت منتهی به خسران مبین شود.»[iii]

و نیز می فرمایند: «و از جمله وقایع جسیمه كه در یوم ظهورآن نهال بیهِمال وقوع خواهد یافت، عَلَم الهی به جمیع اُمّت ها بلند خواهد شد ... و آن نهال بیهمال جمیع اسرائیل را جمع خواهد كرد؛ یعنی اسرائیل در دورۀ آن، در ارض مقدّس جمع خواهد شد؛ یهود كه در شرق و غرب و جنوب و شمال متفرقّند مجتمع شوند... در بدایت دورۀ جمال مبارك این وعد الهی كه در جمیع كتب انبیاء منصوص است، بنای ظهور گذاشته. ملاحظه می نمایید كه از اطراف عالم طوائف یهود به ارض مقدّس آیند و قراء واراضی تملّك نموده سكنی كنند و روزبه روز در ازدیادند، به قسمی كه جمیع فلسطین مسكن آنان گردد.»[iv]

و درضمن سؤال و جوابی است، قَولُهُ الْعَزیز: «اینكه جمال مبارك (حضرت بهاءالله) فرمودند سلالۀ اسرائیل تحریر خواهد شد (از ظلم و بندگی آزاد خواهند شد)، این بیان مبارك در وقتی بود كه بنی اسرائیل رجوع ننموده بودند و در نهایت ذلّت بودند ... لكن این بیان مبارك در حقّ مؤمنین اسرائیلیان است، یعنی كسانی كه مؤمن شدند، سایرین بالتّبع عزیز می شوند. لابد دیگران هم به طُفیل دارای عزّت و ترقّی می گردند، در صورتی كه موافق و دوست و رفیق باشند. ولی مقصد این نیست كه اگر آنها عداوت كنند هم، باز ترقّی خواهند كرد بلكه خانه خود را خراب خواهند كرد.»[v]

و نیز: «ای سلیل جلیل ابراهیم، عن قریب ملاحظه فرمایی كه وعدۀ الهیّه در حقّ سلاله ابراهیم بالاخصّ تحقّق یابد و فرح رخ بگشاید.»[vi] و نیز: «بقدر امکان باید سعی و کوشش نمود تا سوء تفاهمی که بین ملل حاصل شده زائل شود و لهذا باید قدری بحث در سوء تفاهمی که بین ادیان است بنمایم و اگر سوء تفاهم زائل شود، اتّحاد کلی حاصل گردد، جمیع ملل با یکدیگر نهایت الفت حاصل نمایند. سبب اصلی این اختلاف و جدال از علمای ملل است زیرا آنها به ملل خود چنان تفهیم می کنند که سایر ملل مغضوب خدا هستند و محروم از رحمت پروردگار. روزی در طبریّه در جنب معبد یهود بودم و خانه مُشرِف به معبد بود. دیدم خاخام یهود وعظ می کند، می گوید ای قوم یهود شما اُمّت خدا هستید و سایر ملل امّت غیر او. خدا شما را از سلالۀ حضرت ابراهیم خلق کرده و فیض و برکت به شما داده و شما را از جمیع ملل ممتاز نموده. از شما اسحاقی برگزیده، حضرت یعقوبی فرستاده، حضرت یوسفی برانگیخته، حضرت موسائی مبعوث نموده، حضرت هارونی فرستاده، حضرت سلیمانی برانگیخته و حضرت داودی و حضرت اِشَعیایی و حضرت ایلیایی فرستاده. جمیع این پیمبران از شما هستند؛ از برای شما فرعونیان را غرق نمود و دریا را شکافت و از آسمان برای شما مائده فرستاد، از سنگ آب جاری کرد، شما اُمّت مقبوله نزد خدا هستید، شما بنی اسرائیل اَبناءِ خدائید و از جمیع ملل ممتازید. موعود شما مسیح می آید آنوقت شما عزیز می شوید و بر جمیع عالم حاکم و امیر می گردید وامّا سایر ملل، خذله هزله رذله گردند. یهودی ها آنقدر از حرف او مسرور بودند که وصف ندارد. همین طور سایرین، سبب اختلاف و نزاع و جدال آنها علمای اُمّت بوده اند (منظور از سایرین، ادیان دیگر است که علمای هر دین نیز کلمات و بیانات مشابه آن عالِم یهودی را برای اُمّتهای خود گفته و می گویند). امّا اگر اینها تحرّی حقیقت می کردند، البتّه اتّحاد و اتّفاق حاصل می شد، زیرا حقیقت یکی است و تعدّد قبول ننماید.»[vii]

صِرفِ دقّت درنصوص فوق، میزان ظلمی راكه توسط امثال جام جم بربهائیان واردشده ومی شود، آشكارمی سازد. وقتی اكاذیب جام جم را دراین خصوص می خوانیم، به یادمی آوریم كه تهمت های مشابهی درهمین خصوص به فرقۀ شیعه وارد شده است. مرحوم دوانی درترجمۀ جلد13 بحارالانوار و نیزمرحوم سلطان الواعظین شیرازی دركتاب شبهای پیشاور در دفاع ازحریم تشیّع اشاره كرده اند كه مخالفین شیعه، آن را دست ساخته امثال عبدالله بن سباء یهودی دانسته اند ودر ردّ اتّهام مزبورمی نویسند كه چون عبدالله درحقّ حضرت علی ع ربوبیّت قائل بود، تا سه روز او راحبس نمود تا توبه كند و چون قبول نكرد او را به آتش سوزانید.[viii] ضمناً درصدراسلام جای آقای شهبازی وجام جمیان نیزخالی بوده است كه حضرت محمّد ص رابه خاطر اینكه پدر زنشان یهودی بوده، یهودی وصهیونیست بنامند.[ix]

جام جم سعی كرده توسعۀ تأسیسات واماكن متبرّكۀ بهائی دراسرائیل را معلول علل سیاسی وانمود كند، حال آن كه با توضیحات فوق كذب آن آشكارمی گردد، ومعلوم می شود كه تسهیلات داده شده به جامعۀ بهائی درآنجا نه به خاطرعلل سیاسی، بلكه به خاطراین بوده وهست كه آیین بهائی دینی زنده وپویا است واقدامات صلح جویانه واهداف عالیۀ بهائیان درسراسردنیا چنان اعتباری نصیب آن نموده است كه اكثر دول وملل عالم برای آن احترام قائلند وبه طیب خاطردرصورت نیاز با آنان همراهی نموده ومی نمایند. مضافاً گویا جام جمیان فراموش كرده اند كه معافیّت موقوفات بهائی ازمالیات دراسرائیل مختصّ به جامعۀ بهائی نیست، بلكه شامل همه ازجمله اماكن مسلمین نیزبوده است. جام جم درآتش حسدمی سوزد كه چرا اسرائیل آیین بهائی را نیز در ردیف اسلام ومسیحیّت ویهودی، درشمار ادیان به رسمیّت شناخته است.(ص27 ایّام).

سوزش آتش مزبور را می توان از5 پاراگراف آخرمقالۀ صص26-27 دریافت كه لحن مقاله نویس را ازرویّۀ سكون وادب خارج نموده، صحبت از «جسارت كبك وار» بهائیان نموده، «كاكل بهائیان را گره خورده به زلف صهیونیسم» دانسته، وتهدید می نماید كه: «بهائیان باید هزینه هایی كه اسرائیل وصهیونیسم جهانی دربرابرخروش انقلابی مظلومان ومحرومان جهان می پردازند، سهیم وشریك باشند.» ای كاش جام جمیان می گفتند كه قبل ازتأسیس اسرائیل، هزینه های جانی ومالی ای كه بهائیان درمتجاوز از صد سال پرداختند، به چه خاطر بود؟ جام جمیان كه برای تهدید و حبس و كشتاربهائیان وكتمان آن با عنوان «مظلوم نمایی» (ص60 ایّام) حیا وتقوی را فراموش نموده اند چه احتیاج به بهانۀ صهیونیسم وغیره دارند؟ تقصیربهائیان دراین یك قرن ونیم چیست كه باید هزینۀ جنگ 1400 سالۀ متعصبّین یهودی ومسلمان را ازصدر اسلام تا حال بپردازند؟ گیرم اصلاً آیین بهائی وبهائیان وجود نداشتند، آیا جام جمیان با صهیونست ها دوست بودند؟ تاریخ كینۀ متقابل خود و یهودیان را بخوانید تا متوجّه شوید قضیّه ربطی به بهائیان ندارد آیا بهائیان جز دوستی واتّحاد و وحدت مسلمین ویهودیان ومسیحیان وسایر پیروان ادیان و دیگران چیزی خواسته اند؟ اعدلوا هو اقرب للتّقوی (قرآن مجید).

جام جم ازاخبار Jerusalem Post دربارۀ امربهائی می نویسد (ص29)، امّا نمی نویسد كه همین روزنامه علاوه برمعرّفی تاریخ وتعالیم دیانت بهائی، دربارۀ ابنیۀ بهائی دراسرائیل چنین نوشته است كه بهائیان از صندوق تبرّعات خود «به خرید اراضی وساختمان ابنیه واحداث حدائق و تمشیت امور روحانی خود مبادرت می نمایند وبرخلاف سایر ادیان از دولت (اسرائیل) اعانه دریافت نمی دارند و فقط ازاعانات پیروان خود را می پذیرند.»[x]

آری حتّی مسلمین دراسرائیل ازكمك های دولت اسرائیل دراین زمینه ها برخوردارند ولی جامعۀ بهائی چنین اعاناتی را نپذیرفته ونمی پذیرد. راستی آیا مسلمین مزبور نیز صهیونیست هستند؟

جالبتر از همه این است كه جام جم درص27 نوشته اسرائیل در فرودگاه خود حتّی یك چمدان زائرین بهائی را بازنمی كند ولی چمدان دیگران حتّی یهودیان را بازمی كند. اگر چنین است، این را باید به حساب اطمینان آنها به جامعۀ بهائی دانست كه هدفی جز زیارت نداشته اند وبه دنبال نزاع ها و دسیسه های سیاسی نبوده و نیستند. خود نگارنده كه چندسال در زندان های جمهوری اسلامی به سربرده ام وبه مصداق كاریكاتور ص60 ایّام شاهد «قلقلك های» وارده بربهائیان بودم، بارها دیدم كه حتّی زندانبانان جمهوری اسلامی نیز موقع ورود و خروج زندانیان بهائی به بند زندان، ایشان را تفتیش بدنی نمی كردند. ای كاش جام جمیان با مسئولین زندان های مزبور مصاحبه می كردند وعلّت این كار را جویا می شدند. نكند به قول نویسندۀ كینه توز ایّام (ص27)، «كاكل بهائیان» به «زلف جمهوری اسلامی» نیزگره خورده باشد.

سبحان الله! آیا جزهمین امانت و صداقتی كه از بهائیان جهان آشكار بوده و هست، دلیل اطمینان دول وملل ازبهائیان تواندبود؟ شایدجام جمیان باورشان نشودكه بعضی زندانبانان جمهوری اسلامی نیزبه بهائیان زندانی عشق می ورزیدند وبه صداقت وامانت ایشان اطمینان داشتند. برای حیرت جام جمیان به استحضارشان می رسد كه این اطمینان به حدّی بود كه درانتقال یكی از زندانیان بهائی از زندان شهرستان محل سكونت وی به زندان مركز استان، به جای آنكه ایشان را با مأمور و دستبند اعزام كنند، پروندۀ ایشان رابه خودشان داده، می گویند برود خود را به زندان مركز استان معرّفی كند. ایشان صبح به زندان می رسند وبه مسئولین می گویند كه پروندۀ ایشان رابگیرند وبه داخل بند منتقل شان كنند. مسئولین كه ازجریان مزبورحیرت وتعجِّب كرده بودند، با نهایت احترام به زندانی بهائی می گویند ایشان هنوز تا ساعت 2 بعداز ظهر وقت دارند ومی توانند بروند در شهر دوری بزنند و سپس برای انتقال به بند برگردند. امّا ایشان ترجیح می دهند همان وقت به بند منتقل شوند. امیدآنكه مورّخین رسمی درآینده بهائیان را ازعوامل جمهوری اسلامی ننویسند.

ای به فدایت بهاءالله كه دوست و دشمن برعظمت آیین وامانت وصداقت عشّاقت شهادت داده ومی دهند. ای بهاء الله آنچه راكه به فضلت به ما عنایت فرمودی، به عدلت ازما مگیر، چه كه مابهائیان وعشّاقت هرچه بكوشیم بازهم لیاقت آستانت رانداریم. به ما كمك كن كه آنگونه باشیم كه تو در تعالیمت فرموده ای تا بتوانیم به هموطنان عزیزمان و جهانیان یاری كنیم وبه نوكری بشریّت بیش ازپیش بپردازیم و «جمیع خلقت رادوست داریم وبه جمیع بشرمهربان باشیم.»[xi]

با آنچه گفته شد جام جمیان بایدپاسخ اكاذیب مقالۀ «شادی از پیروزی تل آویو» درجنگ بین اعراب واسرائیل درصفحۀ31 ایّام رانیز بدهند، چه كه حتّی یك آیه ازكتب و آثار وتعالیم بهائی مشاهده نشده كه حاكی ازشا دی بهائیان برای پیروزی ملّتی برملّتی دیگرباشد. مراجعه به همان منابع بهائی مذكور درمقالۀ ص31 آشكاركنندۀ حقیقت است. حضرت بهاءالله دروصیّت نامۀ خود می فرمایند: «مقصودِ این مظلومْ از حمل شداید و بلایا وانزالِ آیات و اظهارِ بیّنات، إخمادِ نارِ ضغینه و بَغْضاء بوده که شاید آفاقِ أفئدۀ اهلِ عالم، به نورِ اتّفاق منوّرگردد و به آسایشِ حقیقی فائز.» وحضرت عبدالبهاء درمناجاتی چنین به درگاه الهی دعا می فرمایند:

· ای یزدان مهربان جمیع بشر را از یك سلاله خلق فرمودی تا اعضاء یك خاندان گردند و بندگان حضرت تو شوند، در ظلِّ سُرادِقِ فضلت مَأوی بخشیدی و بر خوان نعمتت مجتمع كردی و از اشراقات انوار عنایتت منوّر ساختی. ای خدا، تویی مهربان، تویی ملجأ و پناه و بخشنده فیض حیات. تاج انسانی را زینت هر سری فرمودی و خلعت موهبت را زیور كل بشر، تا غریق دریای رحمتت شوند. ای مولای مهربان، كل را متّحد فرما و مظاهر مختلفه را به یكدیگر الفت بخش؛ جمیع ملل را ملّت واحده كن تا اجزاء یك خانمان گردند و روی زمین را یك وطن دانند و به نهایت اتّحاد، الفت جویند. ای خدا، رایت وحدت عالم انسانی را بلند فرما، صلح اعظم را مستقر كن، قلوب را به یكدیگر التیام ده. ای خدا، ای پدر مهربان، قلوبمان را از نفحات محبّتت شادمان كن و دیده ها را به نور هدایتت روشن نما و گوش ها را از نغمات جانپرور متلذّذ فرما و در صون عنایت ملجاء و پناه بخش. اِنَكَ اَنْتَ القَوِّی القَدیرُ یا سَتّارَ الْعُیوبِ وَ یا غَفّارَ الذُّنُوبْ.

ونیز:

· خدایا تاریكی نزاع وجدال وقتال بین ادیان وشعوب واقوام، افق حقیقت را پوشیده وپنهان نموده. جهان محتاج نورهدایت است. پس ای پروردگار عنایتی فرما كه شمس حقیقت جهان راكران به كران روشن نماید.

راجع به خبرجعلی به نقل ازآقای اولمرت نیزكه جام جم به نقل از روزنامۀ جمهوری اسلامی نقل كرده، درهمین مجموعه، ضمن «درد دل باآقای ولایتی،» مطالبی گفته شد. امّا خالی ازلطف نیست كه پاسخی را نیزكه قبلاً دریكی ازسایت های بهائی دربارۀ آن نوشته شده دراینجا تقدیم نماید.[xii]

«اسرائیل:به خاطر بهائیان به ایران حمله نمی کنیم»

اصل آن چنین بود:

· رژیم صهیونیستی برای توجیه عقب نشینی از تهدید علیه جمهوری اسلامی ایران از فرقه ضالّه بهائیّت به عنوان ابزار استفاده کرده است.

· اولمرت نخست وزیر اسرائیل در جلسه ای که تعدادی از سران فرقۀ بهائی در آن حضور داشتند ضمن ردّ شایعه حمله اتمی به ایران ارادت خود را به جامعۀ بها ئی اعلام کرد و به این وسیله به سران بیت العدل اعظم اطمینان داد به خاطر احترام به مقدّسات بهائیان در ایران از حمله به این کشور منصرف شده است.

· بنا به گزارش یک روز نامۀ اسرائیلی بهائیان مذکور با دعوت وزارت خارجۀ اسرائیل در این جلسه حاضر شده بودند و در میان آنها چهره های سرشناس بهائی و یک ایرانی بهائی نیز به چشم می خورند. سالها قبل نیز روحیّه ماکسول از سران و رهبران این فرقه گفته بود سرنوشت و آینده اسرائیل و بهائیگری چون حلقه های یک زنجیر به هم پیوسته است.

· بن گوریون از بنیان گذاران رژیم صهیونیستی نیز در نوشته هایش چنین عنوان می کند که از ابتدای تأسیس حکومت اسرائیل بهائیان همواره روابط صمیمانه با دولت اسرائیل داشته اند.

نقد خبر:

این خبر در وهله اوّل یک خبر کاملا معمولی مانند هر خبر سیاسی دیگر به نظر میرسد امّا کمی تعمّق در فهوای خبر بر غیر طبیعی بودن و مغرضانه بودن آن دلالت نموده و اهداف غرض ورزانه به طرز ماهرانه ای درآن گنجانده شده است که اکنون به بررسی و تنقید آن می پردازیم.

در قسمت اوّل خبر به عقب نشینی اسرائیل از موضع خود مبنی بر تهدید ایران به حملۀ نظامی اشاره شده است.امّا عاقبت این عقب نشینی تعجِّب بر انگیز است.و آن این که گویا نخست وزیر اسرائیل به خاطر بهائیان از حمله به تأسیسات اتمی ایران منصرف شده و این انصراف را به اطّلاع اعضای بیت العدل اعظم رسانیده است.

در این باره سؤالات زیادی مطرح می شود از جمله:

1) تأسیسات اتمی جمهوری اسلامی ایران چه نفعی به جامعۀ بهائیان ایران داردکه اسرائیل به خاطر آن از بمباران آن منصرف شود؟

2) حکومت رادیکال و یهودی اسرائیل به چه دلیل هم نژادان و هم مسلکان خود یعنی یهودیان ایران را فراموش کرده و بهائیان را حمایت نمایند؟در حالی که یکی از اصول اوّلیه ایدئولوژی صهیونیسم حمایت بی چون و چرای دولت اسرائیل از یهودیان عالم است.

3) مهمتر از همه خط مشی سیاسی دولت اسرائیل است که روی هیچ فاکتوری موجودیّت خود را به خطر نمی اندازد و مطمئناً اگر تأسیسات اتمی جمهوری اسلامی برای آنها خطر آفرین بود حتّی یک لحظه هم درنگ را جائز نمی دانستند و بلافاصله اقدام به نابودی این تأسیسات می کردند. حال چگونه بخاطر بهائیان موجودیّت خود را به خطر می اندازند خدا میداند....

مسألۀ سیاسی امنیّتی کشورها مسئله ای نیست که روی آن ریسک انجام گیرد و اقدامات انسان دوستانه از نوع مذکور در این مقاله هرگز مانع از اجرای عملیّات نظامی وسیاسی برای حفظ موجودیّت یک کشور نبوده و نخواهد بود. خلاصه اینکه خط مشی سیاسی یک کشور به ویژه در مسائل امنیّتی هرگز انحراف پیدا نمی کند آن هم مانند مسائل احساسی و اخلاقی و انسانی مقطعی، مگر اینکه یک هدف استراتژیک پشت این حمایت قرار گرفته باشد.

حال برگردیم به مسئلۀ اوّل و ببینیم جامعه بهائی ایران که بر اساس اعتقادات خود از دخالت در امور سیاسی منع شده است و اعضای این جامعه 28 سال است که از کلیه حقّوق خود محروم شده اند و به ادارات و دوایر دولتی و سیاسی و نظامی راهی ندارند چگونه می توانند مُمِدِ استراتژیک اسرائیل در ایران باشند؟ اهداف سیاسی و اطّلاعاتی دولت اسرائیل درایران با کدام امکانات سیاسی و نظامی بهائیان بر آورده می شود؟یک کارمند شاغل در ادارات دولتی بهتر می تواند اطّلاعات جمع کند یا یک کارگر پیشه ور و...وآزاد؟درجایی که کسب اطّلاعات به وسیله گروه های مسلح و نفوذی و چهره عوض کرده مملکت دقیق و آسان است چه نیازی به بهائیانی است که از همه جا رانده شده اند؟؟

پس مدّعیان حمایت های اسرائیل از بهائیان هدف هایی غیر از یک اطّلاع رسانی ساده را دنبال می کنند.

4) تأسیسات اتمی ایران در نقاط مشخّص و محدودی از ایران قرار دارند و هیچ نزدیکی جغرافیایی بین اماکن متبرّکۀ بهائی و مرکز اتمی ایران وجود ندارد واگر حمله ای صورت گیرد هیچ خطری متوجّه اماکن متبرّکۀ بهائیان نخواهد شد.

علاوه بر این اکثریت اماکن متبرّکۀ بهائی به وسیلۀ جمهوری اسلامی یا تخریب شده اند یا مصادره و به مراکز دیگر تبدیل شده اند. بنابراین بهانه قرار دادن اماکن متبرّکه برای انصراف از حمله به ایران چیزی جز دروغ پردازی توسط سازندگان این خبر نیست.

علاوه بر مخدوش بودن قسمت اوّل خبر در قسمت دوم آن نیز پریشانی به چشم می خورد درقسمت اوّل خبر ذکر شده است که سران بیت العدل اعظم با اولمرت دیدار کرده اند و در قسمت دوم خبر مجدّداً به افراد دعوت شده به وزارت خارجۀ اسرائیل اشاره شده است. معمولاً نخست وزیر مدعوین خود را در مقرّ نخست وزیری می پذیرد نه در وزارت خارجه. معلوم است که حافظه نویسنده خبر خیلی زود مطلب قسمت اوّل را فراموش کرده است.

در ادامۀ همین مطلب به یک موضوع کاملاً متناقض با مسئله اوّل مطلب اشاره شده است و آن اینکه خانم روحیّه ماکسول گفته است که سرنوشت بهائیان و اسرائیل چون حلقه های زنجیر به هم پیوسته است. آوردن این مطلب و عدم ارتباط آن با خبر قسمت اوّل نشان می دهد که طرّاح خبر هدف مکنونی در ادامه این مطلب دنبال می کند.

و ذکر مسئلۀ مربوط به اظهار نظر بن گوریون در باره جامعه بهائی نیز در راستای همین هدف و سیاست است.

نتیجه:

از مشاهده ترکیب متناقض این خبر چنین بر می آید که نویسنده آن سعی در مرتبط نمودن جامعه بهائی ایران با دولت اسرلئیل دارد، نه صرفاً یک خبر رسانی ساده. مسائل مذکور در خبر به نحو مغرضانه و هدفمند طرّاحی و تدوین شده اند. البتّه این کار تازگی ندارد زیرا در سال 1334 نیز فردی بنام فلسفی اقدام به این تحریکات نموده تا بلکه جامعه ایران را بر علیه بهائیان بشوراند و اکنون نیز همین هدف را دنبال می نمایند.

و در خاتمه خود سازندگان این خبر و خبر های مشابه می دانند که جامعه بهائی چه در ایران و چه در سایر نقاط جهان هر گز در تحریکات سیاسی که چیزی جز دشمنی و کینه ورزی به دنبال ندارد شرکت نمی کنند و اقدام به این گونه تحریکات از کینه عمیق تاریخی آنان به آیین جهانی بهائی سر چشمه می گیرد. آنان تلاش می نمایند که با وابسته نشان دادن بهائیان به اسرائیلی که اکنون به واسطه درگیری با فلسطین مورد نفرت مسلمانان است، اهل بهاء را بی اعتبار و درنزد عامّه مردم چهره ای نامطلوب از آن تصویر نمایند. البتّه اهل حقیقت و عامه مردم آنقدر بیدار شده اند که حقّ را از ناحقّ تشخیص دهند. 


 


[i] برای آن كه هموطنان عزیزخودآن بشارات را بخوانند ومسرورگردندكه موعودشان ظاهرگشته، تقاضا آنكه ازجمله رجوع فرمایند به: كتاب گلشن حقایق، تألیف جناب حاج مهدی ارجمند همدانی كه خود از یهودیانی بوده اند كه بهائی شده اند؛ وكتاب جنّات نعیم،كه شرح استدلالیّۀ منظوم شاعرشهیربهائی جنا ب نعیم، توسّط دانشمند بهائی جناب اشراق خاوری می باشد؛ وكتاب امروخلق، تألیف جناب فاضل مازندرانی،جلدچهارم.

[ii] امر و خلق، ج 4، صص: 0 47-469.

[iii] همان، صص:471-470.

[iv] همان، ص 471.

[v] همان، صص: 472-471.

[vi] همان، ص 472.

[vii] خطابات مبارکه، ص 79. همچنین برای دیدن عین پاسخ حضرت شوقی ربّانی در جواب نامۀ رئیس كمیسیون مخصوص سازمان ملل متّحد در قضیۀ فلسطین، مورخ14 جولای 1947، مراجعه فرمائید به مطلب «یك سند گویا» درهمین مجموعه، به نقل ازكتاب توقیعات مباركۀ سالهای 109-102 بدیع، صص:86-80.

[viii] «شب های پیشاور...»،ص150-153و176.

[ix] همان ص773. حی بن اخطب یهودی پدرصفیّه، زوجۀ رسول الله ص بوده است.

[x] همان منبع مذكور در یادداشت شمارۀ 5 ص29 ایّام كه اخبارامری، ش6-7،مهر-آبان1332،ص14،می باشد!

[xi] جمله ای است ازیكی ازمناجات های حضرت عبدالبهاء.

[xii] نگارش چیسگین، 8 اردیبهشت 1386

 

 مقاله قبلی

مقاله بعدی