خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی

نوشته ای منسوب به آیت الله العظمی مکارم شیرازی

ولوله در شهر ۱


برخی از بزرگان و کمّلین قوم در اظهارات خود متّفق شده بودند که دیانت بهائی دیگر نفوذی ندارد و اگر به حال خود رها شود متروک خواهد شد. اگر چه همان اشخاص هم، این سخنان خود را پس از اظهار نظرهای مفصّل (منظور ایراد اتّهامات ریز و درشت است)،عنوان می کردند امّا تصوّر می رفت که به توصیه این بزرگان عمل شود و این رویّه (یعنی سکوت در برابر بهائیان) اختیار شود امّا با کمال تعجِّب مشاهده شده و می شود که بر عکس، روز به روز شدت بیشتری به خود می گیرد تا آنجا که امام جمعه سروستان، بهاییان را بزرگترین خطر و تهدید برای سروستان اعلام می کند[i] و حوزه علمیّه قم، دوره های رسمی تربیت مربّی برای مبارزه با بهائیان ترتیب می دهد[ii]. آموزش و پرورش منطقه 14 استان تهران جمعی از دبیران الهیّات را به قم اعزام می کند تا در نشستی علمی شرکت کنند که محور بحث آن «آشنایی با بابیت و بهائیّت است.»[iii] 

دانشگاه ها در نیمه راه از پذیرش جوانان بهائی سر باز می زنند و گروهی به ظاهر گمنام، به گورستان بهائیان در یزد هجوم کرده و آنجا را به ویرانه ای تبدیل می کنند. دهها سایت مستقل و نیمه مستقل. به اشاعه افترائآت مشغول بلکه به ان اشتغال می یابند و رادیو و تلویزیون و جراید را هم قس علی ذلک. واقعاً عجب سکوتی. انسان بی اختیار به یاد بیمارستان می افتد (اشتباه نشود، نه بخاطر سکوتش). در این میان گروهی در خرّم دشت کرج، برای اینکه این سکوت را رعایت کنند نوشته ای منسوب به آیت الله العظمی مکارم شیرازی تهیّه و در تیراژ بالا تکثیر و به منازل بهائی و غیر بهائی انداختند. تردید دارم که ایشان چنین مطالبی را تأیید کنند زیرا شخصیّتی اهل تحقیق و مطالعه و دارای تألیفات متعدّد هستند. حدّ اقل فکر نمی کنم با انتشار این گونه آن موافق باشند. به هر حال خواستم شما خوانندگان عزیز نیز در جریان کمّ و کیف این حرکت قرار بگیرید لذا بعضی از نوشته های این متن را قدری با هم بررسی می کنیم. اکثر مطالبی که ذکر کرده اند صحیح است امّا متأسّفانه نتایجی که اخذ کرده یا انتظار دارند که خوانندگان در یافت کنند نا صحیح می باشد.

نوشته اند: این فرقه در حکم کافر حربی هستند و پرهیز از آنها لازم است. معامله و ازدواج با آنها جایز نیست.

به چه زبان باید گفت دیانت بهائی یک فرقه نیست بلکه دینی مستقل است و هیچ حربی با هیچ کس و علی الخصوص با اسلام ندارد. کافر هم نیستند چون به خدای احد واحد معتقدند و اصولاً متولیّان اسلام حقّ ندارند در باره آنها قضاوت و مخصوصاً حکم صادر کنند زیرا دیانت بهائی، شعبه ای در اسلام بوجود نیاورده است همان طور که اسلام شعبه ای در مسیحیّت نیست. حد اقل امر این است که دیانت بهائی می تواند در ردیف دهها و صد ها مکاتب و ادیان و ایدئو لوژی هایی تلقّی شود که قبل از اسلام بوده اند و یا بعد از آن بوجود آمده اند. آقایان می توانند در مورد همه آنها اظهار نظر و یا حتّی قضاوت کنند امّا هرگز دارای این حقّ نیستند که در باره آنها حکم صادر کنند و بد تر اینکه متوقّع باشند که این حکم باید اجرا هم بشود. اگراین اظهار نظر و صدور حکم، از طرف دولت و سیستم رسمی کشور است که باید رسماً تأیید شود در این صورت محقّند که تازه در آن حالت، بحث صحّت یا عدم صحّت حکم و مسائل مربوطه مطرح می گردد.

نوشته اند: هیچ کس نباید به سلاطین و حکومتهای وقت خود اعتراض کند و هر بهائی که در امور سیاسیّه مداخله نماید از صف بهائیان اخراج می گردد. (حتّی اگر سلطانی ظالم بر مسند حکومت باشد. جالب اینجاست که خود بیت العدل اعظم دائماً ایرانیان را تشویق به دخالت در امور سیاسی و بر اندازی نظام جمهوری اسلامی می کند و فلسفه وجودی خود بهائیّت امری سیاسی بوده و به جز حذف اسلام به چیز دیگری نمی اندیشد.)

خوب بود حدّاقل یک مورد از «تشویق بیت العدل اعظم به براندازی نظام جمهوری اسلا می» را ذکر می کردند. بهائیان در سیاست مداخله نمی کنند. این ناشی از استقلال و نه انفعال آنها است. بیت العدل اعظم تصریح می کنند که اکثر مردم، برداشت واضحی از نوع جهانی که میل دارند بنا کنند ندارند و نیز نمی دانند چگونه آن را بنا نمایند امّا بهائیان می دانند که فعّالیّت جهان مادّی، صرفاً انعکاسی از شرایط روحانی است و مادام که شرایط روحانی را نتوان متحوّل ساخت، هیچ تحوّل پایداری برای بهبود امور مادّی متصوّر و میسر نیست. در چنین وضعیّتی طبیعی و بدیهی است که بهائیان خود را به دست سیاستهای خام، شتاب آلوده و آلوده به اغراض شخصی و گروهی نمی سپارند. در ضمن حدّ و حدود اطاعت از حکومتها و سلاطین نیز در دیانت بهائی بوضوح و صراحت و به تفصیل، تعیین شده است.

نوشته اند: با ظهور باب و بهاء، شریعت اسلام الغاء گردیده و دوره رسالت محمّد مصطفی(ص) سپری شده است

البتّه صحیح است امّا این نه اهانتی به ساحت مقدّس دیانت اسلام که نشان به بار نشستن آن شجر برومند است. نسخ در اینجا به معنی نابود کردن و بی ارزش دانستن نمی باشد. آیا از نسخ مسیحیّت توسّط اسلام، مسیحیّت خوار و ضعیف شد ؟لا والله که پروازی جدید گرفت و تکامل یافت.

نوشته اند: هرسا ل نوزده ماه دارد و هرماه نوزده روز دارد و روزه به مقدار نوزده روز است. و در آخرین ماه قبل از نوروز گرفته می شود.

همه مطالب صحیح است امّا چه ایرادی دارد ؟سالیان سال ایرانیان با تقویم های مختلفی، روزگار می گذراندند. مدّتی نیز به تقویم قمری روی آوردند بعد تقویم شمسی ملاک عمل شد سپس تقویم شاهنشاهی و بعد تقویمی که مبدأ آن مذهبی و هجرت رسول اکرم، ولی تقسیمات آن شمسی است و معلوم نیست که اگر اسلام ملاک عمل است چرا کلاً تقویم قمری، تماماً اجرا نمی شود و ایرانیان باید یک چشمشان به تقویم قمری و چشم دیگرشان به تقویم شمسی و البتّه یک چشم هم کم می آید چون باید به تقویم میلادی که در بسیاری از مناسبتهای اقتصادی و ورزشی و کلاً جهانی، ملاک عمل است نیز نظر ی داشته باشند. البتّه بهائیان در این مورد، دو چشم کم می آورند چون باید تقویم بهائی را نیز ملاحظه کنند امّا این مشقّت را به جان می خرند تا روزی وحدتی در این آشفته بازار تقاویم ایجاد کنند و تقویم بدیع خود را به عنوان تقویم وحدت آفرین به جهانیان عرضه دارند.امّا اگر ایراد به عدد نوزده است توجّه عزیزان را به تحقیق جالب دکتر رشاد خلیفه، در نزدیک به سه دهه قبل، جلب می کنم که در طی آن، ایشان که خود دارای درجه PHD در رشته مهندسی سیستمها و استاد کاربرد محاسبات کامپیوتری در دانشگاه آریزونا هستند، با استفاده از کامپیوتر اثبات کردند قرآن مجید بر اساس عدد 19 نازل شده است. خلاصه تحقیق ایشان به این شرح است:

· 1- اوّلین آیه قرآن یعنی «بسم الله الرحمن الرحیم» از 19 حرف تشکیل شده است
· 2- هر یک از کلمات این آیه در تمام قرآن به صورت مضربی از عدد 19 امده است.
· 3- کلمه اوّل یعنی «اسم» در تمام قرآن دقیقا 19 بار آمده است
· 4- کلمه دوّم یعنی «الله» 2698 بار یعنی x 142 19 بار آمده است.
· 5- کلمه سوّم یعنی «الرّحمن»،57 بار یعنی x 319 بار آمده است.
· 6- کلمه چهارم یعنی «الرّحیم» 114 بار یعنی6 x 19 بار آمده است
· 7- کلّ قرآن شامل 114 سوره است
· 8- تعداد کاربرد حروف مقطّعه ابتدای سوره های قرآنی در همان سوره، مضربی از عدد 19 می باشد برای مثال در سوره (ق) یعنی سوره 50، حرف (ق) 57 بار و در سوره (الشوری) یعنی سوره 42، نیز 57 بار تکرار شده است. حرف (ق) در ابتدای هر دوی این سوره ها، بصورت حروف مقطّعه آمده است. همین گونه است وضعیّت دیگر حروف مقطّعه نظیر (الم، المر، یس، طسم، عسق.....)

این تحقیق جنبه های جالب دیگری نیز دارد که طالبین می توانند به اصل مجموعه مراجعه کنند. حال سؤال این است که بهائیان با ترویج عدد 19 در تقویم و دیگر احکام خود، چه اهانتی به اسلام کرده اند؟اگر وجود این روابط ریاضی در قرآن دلیل اعجاز قرآن است آیا کشف آن توسّط حضرت باب و حضرت بهاء الله و بلکه ارائه و اشاعه آن در عمل نشان از چه می تواند داشته باشد؟ در عین حال متحیّرم که در حالی که از زمین و زمان، از صحبت با سوسمار و سنگریزه تا دو تکه کردن ماه (شقّ القمر) و رفتن به آسمان، برای اثبات وجود معجزه در دیانت مقدّس اسلام بهره ها برده می شود، چرا در ایران از این اعجاز مسلّم و موجود و قابل تحقیق،کمترین صحبتی نیست و بهائیان باید در مقالات خود این اعجاز را معرّفی کنند؟چند نفر در ایران اسلامی از وجود چنین کشفی اطّلاع دارند؟ چند مقاله و کتاب در این باره منتشر شده است؟ آیا براستی در جامعه ای که رسانه های خبری دائماً در حال جستجو برای یافتن پیروان سایر ادیان که مسلمان شده اند می باشند تا به این طریق عظمت اسلام را بنمایانند، چرا نسبت به این کشف دکتر خلیفه التفاتی نمی کنند با وجود اینکه بودجه ای هم لازم ندارد بقول رادیو فردا «شما چه فکر می کنید؟» شما را نمی دانم امّا من شنیده ام که به ظنّ غالب، علمای اسلام مضرّات اعلان این امر خطیر را بیشتر از فواید آن تشخیص داده اند. یعنی این مساله را باعث توجّه مردم ایران به دیانت بهائی دانسته اند که در نظر آنها هیچ مضرّتی با آن برابری نمی کند. لذا در صد ریسک کار را بالا تشخیص داده و عطایش را به لقایش بخشیدند و به این واسطه مردم ایران را محروم ساختند.

نوشته اند: ازدواج با دختر، خواهر و سایر اقربا جایز است و فقط با زن پدر حرام است. این کار زیر نظر بیت العدل (ساختمان عظیم بیت العدل با هزینه 250 ملیون دلار و با حمایت مستقیم اسحاق رابین نخست وزیرسابق رژیم صهونیستی و زیر نظر دو بهائی فراری ایرانی به نامهای مهندس حسین امانت و دکتر فریبرز صهبا افتتاح شد.) انجام می گیرد....... رضایت والدین عروس و داماد در ازدواج ضروری نیست.

مختصر می گویم که همه مطالب نوشته شده در مورد ازدواج خلاف واقع است. ازدواج با محارم در دیانت بهائی مطلقاً حرام است و این نزد همه واضح است و در عمل هم غیر از این نیست. اثبات غیر آن و ارائه مستندات و حدّ اقل نشان دادن یک مورد، بر عهده مدّعی است. رضایت والدین هر دو طرف نیز لازم است.

امّا نکته جالب در نوشته این است که نویسنده آن چنان در القاء شبهه تعجیل داشته که صبر نتوانسته و یک مطلب بی ربط به موضوع یعنی مسأله ساختمان بیت العدل و چگونگی تأسیس آن را در پرانتز آورده است. بگذریم که روشن نکرده اند که اسحاق رابین کدام حمایت مستقیم را بعمل آورده است. امّا اینکه نوشته اند «این کار زیر نظر بیت العدل انجام می گیرد» یعنی چه؟ کدام کار زیر نظر بیت العدل انجام می گیرد؟ آیا منظور ازدواج با دختر، خواهر و سایر اقربا است؟بیت العدل چه نظارتی بر آن دارد؟ این حرف واقعاً جدید را از کدام یک از کتابهای بهائیان اخذ کرده اید؟

نوشته اند: سن بلوغ دختر و پسر پانزده سالگی می باشد.

خوب ایراد کجاست؟ کم است یا زیاد است؟ آیا اینکه حکم پسر و دختر یکی است و تفاوتی بین آنها نیست دارای اشکال است ؟محض اطّلاع مختصراً می گویم که بر طبق قوانین فعلی دختران بعد از سن 9 سالگی مشمول احکام جزائی و حتّی حکم اعدام می توانند باشند که این مورد اعتراض شدید طرفداران حقوق زنان و از جمله نهضت کمپین یک میلیون امضاء می باشد.

نوشته اند: تمام اشیاء پاک است وچیز نجسی نداریم، حتّی ادرار، مدفوع، سگ، خوک، منی (ازاین گذشته، جالب آنكه همان آیت الله مكارم شیرازی كه اعلامیّۀ مزبور را به نام ایشان منتشركرده اند، دررساله شان نوشته اند، خوك وسگ نجسند، ولی حیوانی كه ازجفت گیری این دو با هم یا یكی ازاین دو با حیوان دیگری متولّدشود، نجس نیست).

این یکی از افتخارات بهائیان است که هیچ چیز را نجس نمی دانند. اگر جهانیان همین یک تعلیم را بخوبی اجرا می کردند عالم بهشت برین می شد. ترک تعصّبات از هر نوع آنکه باشد، محصول مستقیم همین رفع حکم نجاست است. برطبق همین حکم است که بهائیان معاشرت با همه اقوام و ادیان و ملل را جایز بلکه لازم می دانند. به افکار دیگران احترام می گذارند. به وجدان افراد تعرّض نمی کنند، درب معابد شان به روی همگان باز است، منعی در ازدواج، داد و ستد، و مصاحبت و معاشرت با دیگران ندارند. اگر بیشتر از این در باب فواید این حکم بگویم حتماً حمل بر مبالغه می شود امّا این یک واقعیّت است. آیا اختلافات موجود در هند و پاکستان، بین هندوها و مسلمانان و همچنین دیگر اقلیّتهای موجود ناشی از همین حکم نجاست نیست؟ فکر می کنید هیتلر چرا یهودیان راقتل عام کرد؟ آیا غیر از این است که آنان را نجس می پنداشت؟ علّت رفتار ناپسند آمریکاییان با سیاهان و سرخپوستان در دهه های گذشته چه بود؟ قتل عام وحشتناک مسلمانان توسّط صربها در بوسنی و هرزگوین ناشی از چه بود؟ و و و ....عامل اصلی همه این فجایع، حکم نجاست است.حقیقت این است که حکم نجاست، مانند سرطان است ممکن است با اشیاء و یا بقول شما با ادرار و مدفوع و سگ و خوک و ....شروع کند امّا بسیار بلند پرواز تر است و خیلی زود به نجاست انسان و افکار انسانهای دیگر می رسد و همه را در خود می بلعد. همانند همین مورد که بهائیان را نجس می داند. امید وارم که معلوم شده باشد که بهائیان چرا حکم نجاست را بطور کلّی غیر معتبر می دانند امّا باید توجّه داشت که پاکی و پاکیزگی و نظافت و بهداشت امری دیگر است. بهائیان وقتی می گویند هیچ چیز نجس نیست به معنی این نیست که همه چیز را می شود خورد. معنی «سگ نجس نیست» این نیست که سگ را می شود خورد یا نخورد. این مفهوم فارغ از این مقوله است و دخلی به خوردن و یا نخوردن ندارد همه بهائیان مأمور به رعایت نظافت هستند تا آنجا که حضرت بها ءالله بیانی به این مضمون می فرمایند:

· اگر بر لباس کسی، لکه چرکی باشد دعای او به درگاه خداوند نمی رسد. امّا اگر این امر از روی اضطرار باشد خداوند او را می بخشد.

و حضرت عبدالبها فرمودند:

· نظافت ظاهره هرچند امریست جسمانی ولکن تاثیر شدید در روحانیّات دارد

آیا به چنین دیانت و جنین تعالیمی می توان اتّهام عدم رعایت نظافت را وارد آورد؟ راستی شما چه فکر می کنید؟ 


 

[i] http://isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-964789&Lang=P
در حالی که گزارشات رسمی و غیر رسمی در ایران حاکی از وجود20 میلیون فقیر،4 میلیون معتاد، 7 میلیون بیكار، 300 هزار زن تن فروش؛ 14 میلیون بیمار روانى، 600 هزار كودك كارگر، یك و نیم میلیون محروم از تحصیل، 8 میلیون بیسواد، 180 هزار نابغه فرارى با 30 تریلیون و400 میلیارد تومان خسارت ناشى از فرارمغزها، 450 هزار تصادف در سال، 40 هزار بیمار ایدزی و سن بزهکاری زیر 10 سال دارد، امام جمعه سروستان بهائیان را بزرگترین خطر برای سروستان می داند. از دو حال خارج نیست یا بهائیان عامل تمامی مصیبات فوق هستند و یا سروستان جزء کشور ایران نیست.

[ii] http://www.iqna.ir/news_detail.php?ProdID=115264
سه‌شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۶ ۱۰:۳ شماره‌ خبر: 115264
برگزاری دوره نقد و بررسی مسیحیّت، صوفیّه، اهل حقّ، وهّابی‌گری و بهائی‌گری در حوزه علمیّه قم
گروه اندیشه: دوره نقد و بررسی فرق صوفیّه، اهل حقّ، بهائیّت، وهّابیّت و دین مسیحیّت از سوی معاونت تبلیغ حوزه علمیّه قم برگزار می‌شود.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایكنا) و به نقل از مركز خبر حوزه، دوره‌های آموزشی معاونت تبلیغ حوزه علمیّه قم كه از سال 81 آغاز شده در پنج رشته وهّابیّت، بهائیّت، صوفیّه، اهل حقّ و مسیحیّت و در جهت آشنایی هر چه بیشتر روحانیون و مبلّغین با این فرقه‌ها و آمادگی برای دفاع از اسلام ناب برگزار می‌شود.
این گرایشها هر كدام در پنج دوره برگزار می‌شود كه در هر دوره سی نفر شركت می‌كنند و تا كنون در زمینه مسیحیّت چهار دوره و درباره وهّابیّت دو دوره و در بخش اهل حقّ دو دوره و در خصوص بهائیّت سه دوره و در صوفیّه چهار دوره برگزار شده است كه در نهایت از این پنج دوره آزمون اختصاصی به عمل آمده و نیروهای زبده انتخاب می‌شوند.
مسئول گزینش دوره آموزش فرق و ادیان معاونت تبلیغ حوزه علمیّه قم، شرایط لازم جهت شركت طلّاب در این دوره‌ها را قبولی پایه هشتم حوزه و قبولی در مصاحبه دانست و اعزام به مناطق آسیب‌پذیر در رابطه با فرقه مربوطه، امكان حضور در طرح هجرت بلند مدت، امكان شركت در پروژه‌های تحقیقاتی و امكان عضویّت در طرح تبلیغی اینترنتی را از مزایای این دوره‌ها برشمرد

[iii] http://www.religions.ir/cont.php?sid=69
حضور جمعی از دبیران آموزش و پرورش تهران
بنا به درخواست آموزش و پرورش منطقه 14 استان تهران، جمعی از دبیران الهیّات، جهت آشنایی با مرکز مطالعات ادیان، روز سه شنبه مورخ 3/2/86، به قم سفر کردند. این جمع ضمن بازدید از مرکز و بخش های مختلف آن از جمله کتابخانه تخصّصی ادیان و مذاهب، در نشستی علمی نیز شرکت کردند. این نشست با همآهنگی قبلی برگزار شده، محور بحث آن آشنایی با بابیّت و بهائیّت بود.
سیّدعلی موسوی نژاد، عضو هیأت علمی و مدیر گروه مذاهب اسلامی در سه محور مباحث لازم را مطرح کرد:
نخست: زمینه های پیدایش بابی گری و بهائی گری
دوم: مروری بر تاریخ بابیّت و بهائیّت
سوم: بررسی و نقد جریان بابیّه و بهائیّه، در این بخش علل گرایش به بهائیّت نیز طرح شد.
این نشست، دو ساعت به طول انجامید و به پرسش های میهمانان، پاسخ داده شد

مقاله قبلی

مقاله بعدی