خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی

بهائی ستیزی؛ مشت نمونۀ خروار

بهائی ستیزی؛
مشت نمونۀ خروار
 
مدیریت محترم سایت ولوله در شهر 
لطفاً تقاضا دارد با توجه به توضیحات زیر، مطلب بنده را در سایتتان منتشر فرمایید.
 
در سایت ضد بهائی http://bahabibaha.mihanblog.com/post/132
مطلبی تحریف شده تحت عنوان «طلا برای من! نقره برای تو!» منتشر شده که در آن و نیز در کامنت های ذیل آن، مدیر سایت همراه دیگر بهائی ستیزان، نسبت به دیانت بهائی و مقدسات بهائیان و بهائیان توهین و بی احترامی کرده اند. از جمله فردی بهائی با نام مریم دو پاسخ محترمانه در کامنت ها گذاشته اند که پاسخ آن نیز از طرف مدیر سایت همراه با توهین داده شده است.
بنده ضرغام ر. که شاهد این بی انصافی بودم، در کامنتی سؤالی از رسالۀ آیت الله مکارم شیرازی مطرح کردم تا ببینم کسانی که شب و روزشان شده توهین و بی احترامی به مقدسات بهائیان و دگر اندیشان، این قبیل سؤالات را چطور پاسخ می دهند.
مدیر سایت پس از آن که چند کامنت اولیۀ بنده را مستقیماً و بدون تأیید گذاشتند، به یکباره وقتی دیدند پاسخی ندارند، لحنشان بکلی تغییر کرد و توهین ها و بی احترامی های شدیدتری را با عصبانیت نثار بهائیان کردند و چون آخرین پاسخ را برایشان گذاشتم، دیدم انتشار نظرات را از حالت مستقیم خارج کرده و موکول به تأیید کرده اند. چند روزی صبر کردم دیدم آن را منتشر نکردند. به این خاطر برای آنکه میزان توهین و بی انصافی و توهّم و دروغ و تحریف این قبیل سایت های بهائی ستیز بیش از پیش روشن گردد، بدون هیچ شرحی عین کامنت های ذیل مطلب مزبور را، به علاوۀ نظر منتشر نشدۀ آخر خود، در زیر می آورم تا همه ببینند تعصّب و بی انصافی و توهین به عقاید دگر اندیشان چه بر سر شخصیت والای انسان می آورد؛ و از مدیریت سایت ولوله در شهر تقاضا دارد با انتشار این مطلب موافقت نمایند؛ باشد که بهائی ستیزان ره تقوی و انصاف گیرند و دست از تحریک علیه هم میهنان بهائی خود بردارند؛ هم میهنانی که تنها گروه مذهبی بجز خود مسلمین هستند که اسلام را آئینی آسمانی می دانند.
با تشکر، ضرغام ر.
 
مریم
جمعه 13 خرداد 1390 10:58 ب.ظ
هموطن عزیز من از دلسوزیهای شما برای دختران بهایی تشكر می كنم اگر واقعا نیت خیر دارید. اما لازم است توضیح دهم كه دختران و زنان بهایی هیچ كیسه ای برای این طلا و نقره ندوخته اند و این فقط یك سنت است كه ادامه یافته بنده لااقل ده ها مورد را راز خانواده و دوستان و اشنایانم سراغ دارم كه در تهران و دیگرشهرهای بزرگ ایرن ازدواج كرده اند و مهریه خود را فقط یك واحد نقره قرار داده اند و همان راهم چون همان جا سر عقد باید دریافت كنند به صندوق خیریه تقدیم كرده اند. اصلا بحث طلا ونقره برای ما مطرح نیست مردان ما فقط یك زن اختیار می كنند و صیغه هم حرام است .بنابر این زن بهایی لزومی نمی بیند كه چماقی به نام مهریه تدارك ببیند و این دلسوزیهای شما موردی ندارد خود را ناراحت نكنید.
پاسخ antibahai : با سلام خدمت شما دوست مدافع بهاییت
اولا : مثل اینکه جنابعالی تیتر مطلب رو نخوندید !!!
اصلا مسئاله بر سر این نیست که زنان و دختران بهایی چه چیزی و به چه اندازه به عنوان مهریه قرار میدهند بلکه اگر مطلب را به کلی خوانده باشید میفهمید که منظور ما اشکالی است که بر اصل وحدت عالم انسانی و تناقضاتی که بر اصول و کتب این فرقه وارد است و مخصوصا اشکالاتی که بر اصل تساوی زن و مرد وارد است و آن اینکه در اصول اعتقادی بهاییت یک چیز گفته میشود ولی در کتاب اقدس و گنجینه حدود و... جور دیگری و کاملا عکس آن اصول بیان میشود و عمل میشود و اگر شما میدانید دلیل این تناقض گویی چیست بگویید تا دیگر دوستانتان هم از فرمایشات شما بهره مند گردند !!!
دوما:
ما اصلا نیتمان خیر کامل است اگر که با کمی تامل و دقت مطالب را میخواندید متوجه میشدید که ما از یک جهت میخواهیم حقوق از دست رفته شما زنان بهایی را برایتان زنده کنیم و از سویی دیگر میخواهیم که چشمان بسته شده شما که با تعصب و عناد به هر مطلب نقضی برخورد میکنید را با توهین نفی میکنید باز کنیم و به شما تلنگری زده باشیم که این تفکرات پوشالین بدون پایه و اساس است وبقول خودتان باید تحری حقیقت بکنید و برهانید نفستان را از گمراهی که در پیش پای شما نهاده اند و کورکورانه از آن تبعیت میکنید
سوما :
در فرقه ای که بنیان آن بر این است که مرد با هر کسی که بخواهد میتواند ازدواج کند چه خواهرش باشد چه مادرش باشد و چه دخترش !!! چه احتیاجی است به این که مردان ازدواج مجدد یا موقت داشته باشند !!!
چهارما :
شما جواب اشکال تساوی حقوق را ندادید و بیان نکردید چگونه عدالتی است که زن شهری باید طلا مهر بگیرد و زن روستایی نقره را !!!
و کل در جواب عاجزید !!!
ـــــــــ
بی کس
جمعه 13 خرداد 1390 11:02 ب.ظ
مهر من اگر روزی دلت هوای غروب کرد و گرفت،
و یا اگر روزگاری دلت را نامردمانی بی رحمانه شکستند به یاد آور به یاد آور مرا 
به یاد آور که بازوانم در انتظار به آغوش کشیدنت گشوده مانده اند
به یاد آور شانه ای هست ـ هر چند نحیف و هر چند که خوشایندت نباشد ـ
شانه ای که دیر زمانی ست ترنم ضربه های گنگ شقیقه ات را به یاد نمی آورد...
زیبای من همچون روزهای گذشته مرا از خاطر نبر جایی، آن گوشه های ذهنت، مرا دفن کن
نه شاعرانه تر این است که بگویم مرا به خاک بسپار اما مرا چه به شاعری؟ ! نه!
منی که سخنی جز سکوت ندارم تنها این را بدان، امید من " سکوت من پر بود از رازهای نا گفته"
سکوتم را باور کن تنها تو ای ماندگارترینم
پاسخ antibahai : سلام
خیلی قشنگ بود
ممنونم ولی اگه راجع به مطالب وبلاگ نظر بدید بیشتر خوشحال میشم
ـــــــــــــــــــــ
وادی الاراك
یکشنبه 15 خرداد 1390 03:40 ب.ظ
سلام.
آمدیم نبودید.بیایید،نیستیم!!!
مطالب هم واقعا آموزنده بود.
اما آموزندگی نظرات،ازخودمطالب بیشتره
ولی هر دو نشون میده كه زحمت كشیدید.
دادار عالم شمار را حفظ كنه
پاسخ antibahai : سلام
برادر عزیزم آقا علیرضا عادل
از اینکه وبگاه ما رو به انظارتان مشرف و مزین نمودید ممنون و متشکرم
البته ما شایسته این همه تمجید نیستیم ولی سعیمان در این وبلاگ بر این است که این مطالب تلنگری برای هموطنان بهایی و تنبه و انذار و تحلیلی جامع برای مسلمانان باشد و امیدواریم که این وسع ناچیز ما مورد قبول حق تعالی و حضرت ولیعصر علیه السلام واقع گردد
از اینکه ما را با نظرات خود دلگرم بر ادامه این راه مینمایید ممنون ومتشکرم
ـــــــــــــــ
میثم رسولی
دوشنبه 16 خرداد 1390 03:48 ب.ظ
خب مگر چیز دیگه ای از خدای مسجون انتظار داشتی ؟
خدا که در بند باشد 0------0 کار او همیشه لنگ باشد
پاسخ antibahai : سلام و تشکر از دوست و محقق گرامی آقای رسولی
خدایان گمراهی فقط احکام گمراهی و ظلالت بشر را صادر کرده اند و این تناقض گویی ها در احکام و رفتار و اعمال آنها بیش از اینهاست که گفتن آن مثنوی هفتاد من کاغذ نیاز دارد !!!
ــــــــــــــــ
jess
دوشنبه 16 خرداد 1390 12:10 ب.ظ
سلام دوست من ممنونم از نكاتی كه گوشزد كردی از اینكه اشكالاتم رو بهم گفتی ممنونم و واقعا هم حق با تو بود...
پاسخ antibahai : با سلام و تشکر از حضور شما
ــــــــــــــــــــــ
آنتی بهایی
دوشنبه 16 خرداد 1390 04:43 ب.ظ
سلام
عالی بود
فرقه ضاله بهاییت یک فرقه با عقایدی باطل و سراسر دروغ و تناقض است که عمل رهبران آن بر خلاف گفته هایشان است چه رسد به عوام بهایی!!!
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که تمام عقاید آنها از طرف خودشان مردود است وگرنه عکس گفته هایشان عمل نمیکردند
با تشکر از نکته سنجی و دقت شما بهایی پژوه عزیز
پاسخ antibahai : با سلام وتشکر از شما دوست محقق و آنتی بهایی
یکی از نشانه های صدق گفتار هر کس عمل کردن خود آن شخص به گفتارش است و در کلام بزرگان بهاییت این مطلب واضح است که عملشان عکس گفتارشان است !!!
ــــــــــــــــــــــــ
علی
دوشنبه 16 خرداد 1390 04:47 ب.ظ
بهایی های بد بخت گمراه اگه جواب دارید بگید دیگه !!!
معلومه که جواب ندارید !!!
اگه داشتید تو این صد و خورده ای سال که نطفه نحستون ریخته شده جواب میدادید !!!
پاسخ antibahai : با سلام و تشکر از شما دوست عزیز
مطمئن باشید که بهاییت یک فرقه ضاله و دروغگو و مغالطه کار است و جوابی برای یاوه گویی های رهبران خود ندارد
ـــــــــــــــــــ
مریم
سه شنبه 17 خرداد 1390 12:54 ق.ظ
خواهران وبرادران عزیزم
ایرانیان از دیر باز به اعتقادات و افكار یكدیگر
احترام می گذاشته اند و به تساهل و تحمل اراء مختلف روزگار می گذرانیده اند و گواه این مطلب تاریخ ایران است چه در دوره كوروش و چه در عهد سامانیان و به همین دلیل درآباد انی و آرامش می زیسته اند چه شد كه به خون دگر اندیشان تشنه شده اند نمی دانم
اما در مورد این نگرانی شما توضیح كوتاهی می دهم به نظر من این گونه تعبیر می شود كه لابد مرد روستایی باید همه هستی اش را كه ممر درآمدش است بفروشد تا بتواند مهریه طلا بدهد وگرنه می شود مثل هموطنانن كه هنگام عقد پرداخت هزاران سكه طلا مهریه را متقبل می شوند و سپس برای پرداخت ان به گوشه زندان می روند. گذشته از این در دنباله احكام مربوط به مهریه این مطلب وجود دارد : اگر به حد اقل(یك واحد نقره) اكتفائ شود در نزد حق محبوب تر است و این خطاب مربوط به هر دو گروه است یعنی هم شهری وهم روستایی بهتر است یك واحد نقره برای مهریه در نظر بگیرند. در مورد هموطن عزیزی كه به ازدواج با محارم اشاره كرده اند متاسفانه بعضی از خلایق وقتی در استدلال كم می آورند به فحاشی می پردازند حتمامی دانید كه این سلاح بی خردان است و استغفرالله مخالفین دیانت مقدس اسلام نیز خروارها كتاب در رد و استهزاء احكام اسلام نوشته اند كه لایق خودشان است . سربلند و پیروز باشی هموطن عزیزمن
پاسخ antibahai : با سلام
 1- از اینکه جرات به خرج دادید و پاسخگو شدید ممنونم
 2- اینکه میخواهید برای فرار از پاسخگویی مغالطه کنید و احساسات ملی گرایانه ایرانیان را پیش بکشید که اینطور بوده اند و آنطور این یک رویه اشتباه است که غالب بهایی ها از این روش شکست خورده و غلط و پوسیده استفاده و آن را دست آویز خود قرار میدهند که یک روش ابتدایی و مستهجن برای فرار از پاسخگویی است و توصیه میکنم شما هم بجای استفاده از این روش به تحری حقیقت بپردازید و بدنبال حقیقت گمشده تان باشید !!!
 3- ایرانیان در آن دوره که شما ذکر کردید یکتا پرست بوده اند وهیچ دگر اندیشی در ایران نمیزیسته که بخواهند با آن مقابله کنند و معدود افرادی هم که غیر از یکتاپرستی سخن میگفته اند بشدت مجازات میشده اند و برای دیدن جواب کامل شما را به دیدن کتب تاریخ از جمله کتاب تاریخ ابن خلدون و تاریخ ایران در باستان و... مراجعه کنید حتما ایرانیان از این توهین شما به اجدادشان ناراحت خواهند شد و پاسخ یاوه گویی شما را خواهند داد
 4- ما اصلا در مورد افراد و درآمد زندگی و میزلان مهریه و نحوه پرداخت و نحوه تقبل هزینه های ازدواج و... که بحث نکردیم و اصلا برایمان این حرفی که شما زدید مهم نیست که یک روستایی شاید نتواند آنرا پرداخت کند و... و مثل اینکه شما اصلا صورت مسئله را متوجه نشده اید و بهتر است که مطلب را دوباره و چند باره بخوانید بلکه متوجه موضوع بشوید که مقصود ما تناقض در کلام و رفتار رهبران بهاییت است نه نحوه عملکرد عوام روستایی !!!
5-   در مورد ازدواج با محارم نظر شما و دستانتان را به این جمله از کتاب اقدس جلب میکنم "قد حرمت علیکم ازواج آبائکم" که در این فقره بیان ازدواج های حرام را فقط ازدواج با زن پدر میداند وبس ... و در بیانه های بیت العدل هم اینگونه که ما گفتیم تفسیر شده و حال شما که یک بهایی ناچیز هستی چگونه میخواهی کلام بها و بیت العدل را تغییر و تحریف کنی مگر نه آنکه بها ممنوع کرده تفسیر کلامش را بر هر کسی بعد از خودش !!!
چرا کلام خدا یا خداساز یا پیامبر یا هرآنچه خود مینامیدش را تحریف میکنید مگر نه تغییر و تحریف کلامش را ممنوع و حرام اعلام کرده !!!!!!!!!!!!
و شما برای آگاهی بیشتر میتوانید به پست قبلی که با عنوان: یك بهائی با چه كسانی می تواند ازدواج كند؟ منتشر شده است مراجعه و این استدلال متقن ومحکم را بدست آورید تا مشخص شود بیخردان و یاوه گویان چه کسانی هستند !!!
6-  و اما در مورد اسلام ...
گفته ای که مخالفین دین مبین و آسمانی خاتم پیامبران حضرت خاتم المرسلین محمد (صلی الله علیه و آله) خروارها کتاب در رد و استهزاء اسلام نوشته اند
جواب شما خیلی واضح و آنچنان مشخص است که اگر این نکته را به هر بچه کوچک بیسواد و ابتدایی هم بگویی جوابی دندانشکن به شما میدهد و آن این است که دشمن بنایش بر دشمنی و عناد است و خود گفته اید که دشمن اینگونه است که ردیه مینویسد و استهزاء میکند و... و نکته جالب این است که شما تمام دنیا را بگردید یک جمله نمیتوانید پیدا کنید که یکی از رهبران اسلام در کلام و رفتارش تناقض باشد و بر خلاف آنچه گفته عمل کند و تمتم دنیا را تحری کنی حتی یک کتاب پیدا نمیکنی که بزرگان اسلام از اسلام برگشته و بر علیه اسلام ردیه نوشته باشد و تمتم دنیا را بگردی حتی یک کتاب پیدا نمیکنی که در مورد احکام اسلامی باشد و در مورد کوچکترین مسایل بحث نکرده باشد
ولی در کتابهای شما سراسر تناقض و دروغگویی و آنچه در اقدس دیده میشود چندین بار گفته که از بیان حکم حیا میکنم و یا گفته که این حکم راجع بع بیت العدل است و...
مگر میشود که خدا با بنده اش حیا داشته باشد و حکم مسئله را نگوید و بندگانش را در جهالت باقی بگذارد بلی اگر آن خدا این است که ما میبینیم خدای مسجون و فرید ،خدای ریش دار و خدای زاییده شده و خدای گمراهی و ...
اگر شما حرف های دلسوزانه و نقادانه ما که تماما از کتب اصلی و مورد اطمینان خودتان بیان میشود را قبول ندارید پس لابد کتاب های رهبران مضل خودتان را قبول ندارید وگرنه آنان و کتبشان را انکار نمیکردید !!!
ــــــــــــــــــ
ضرغام
سه شنبه 17 خرداد 1390 01:05 ب.ظ
آیا ممکن است این را توضیح دهید: «آیت الله مكارم شیرازی در رساله شان نوشته اند، خوك وسگ نجسند، ولی حیوانی كه ازجفت گیری این دو با هم یا یكی از این دو با حیوان دیگری متولّد شود، نجس نیست
پاسخ antibahai : با سلام
1-  دوست عزیز این حکم واضح و مشخص است و جواب آن هم این است که آن حیوان تازه متولد شده دیگر خصوصیت هیچکدام از خوک وسگ را ندارد و یک حیوان جدید است و حکم الهی که نجاست بود فقط برای حیوانی با ویژگی کامل خوک و سگ بیان شده است و حیوان حاصله از ازدواج این ویژگی را ندارد مثل حیوان حاصل از ازدواج اسب و الاغ که قاطر نام دارد و دیگر نه اسب محسوب میشود و نه الاغ !!!
2-  این وبلاگ برای پاسخگویی به مسائل شرعیه نیست و یک وبلاگ تحقیقاتی و پژوهشی در عرصه عقاید است و شما جهت سهولت در دریافت و پاسخگویی به مسائل شرعی لطفا به سایت دفاتر مراجع معظم تقلید که در طول شبانه روز آماده پاسخگویی به مسائل شرعیه هستند مراجعه فرمایید
3-  جهت دریافت پاسخ هم صبور بودن و و هم بدنبال پاسخ گشتن از لوازم یک پرسشگر و محقق است
با تشکر و به امید زیارت مجدد
ــــــــــــــــــ
بیشتر ندانید...
سه شنبه 17 خرداد 1390 01:38 ب.ظ
سلام دوست عزیز
با مطلب
"احکامی که مردم فکر میکنند(قسمت 10)
به روزم
منتظر حضور گرمتون هستم
پاسخ antibahai : با سلام وتشکر از حضور شما
از دعوت شما و همه دوستان برای بازدید از وبلاگتون تشکر میکنم و در خواست دارم که عزیزان فقط اطلاعیه بروز بودن را نصب نکنند و حتما مطالب را مطالعه و در مورد مطالب نظر دهی داشته باشند
ــــــــــــــــــ
ضرغام
سه شنبه 17 خرداد 1390 05:00 ب.ظ
دوست عزیز«بیشتر ندانید» اگر منظورتان پاسخ سؤال بنده است، متأسفانه من فرصت سر زدن به این سایت و اون سایت را ندارم. لطفاً همین جا پاسخ دهید. با تشکر
پاسخ antibahai : با سلام
پاسخ شما نصب شد و برای دریافت توضیحات و پاسخ مسائل شرعیه دیگر به سایت دفاتر مراجع معظم تقلید مراجعه فرمایید
با تشکر از حضور شما
ـــــــــــــــــــــ
ضرغام
چهارشنبه 18 خرداد 1390 12:16 ب.ظ
لطفاً از سایت ایشان بپرسید در اینجا برایم بگذارید. من نمی توانم. وقت ندارم به این سایت و اون سایت مراجعه کنم. چرا این لطف را دریغ می کنید. از مرجع تقلید بپرسید و اینجا بگذارید. ثواب دارد. مگر شما هم نباید علت این قبیل احکام را بدانید؟ سگ و خوک با هم. شما هم باید بدانید.با تشکر
پاسخ antibahai : برادر عزیز جواب شما در نظر اول شما داده شده !!!
کمی پایین بروید هم نظر خودتان را ببینید هم جواب سوالتان را !!!
ــــــــــــــــــ
ضرغام
چهارشنبه 18 خرداد 1390 05:20 ب.ظ
پاسخ را کی گذاشتید؟ بنده الان جواب را دیدم. در آن ذکر قاطر را فرمودید؛ آیا برای حیوانات لغت «ازدواج» به کار می رود که شما از آن استفاده کرده اید؟ قیاس شما با قاطر مع الفارق است. چون حیوانی حاصل از جفتگیری خوک و سگ ملاحظه نشده است که معلوم شود نجس هست یا نه. و اگر چنین است، چرا این حکم در رساله آمده است؟
پاسخ antibahai : با سلام
زوجیت به معنای دو تا بودن، نر و ماده بودن می‌آید و قرآن كریم در آیات متعدد به زوجیت گیاهان بلكه همه اشیاء اشاراتی كرده است. این آیات عبارتند از : « و من كل الثمرات جعل فیها زوجین اثنین یغشی اللیل النهاران فی ذلك لایات لقوم یتفكرون»[1] « و از هر گونه میوه‌ای در آن [زمین] جفت جفت قرار داد. روز را به شب پوشاند قطعا در این [امور] برای مردمی كه تفكر می‌كنند نشانه‌هایی وجود دارد» و همین مضمون در آیه 52 سوره رحمن و 53/ طه آمده است. «اولم یروا الی الارض كم انبتنا فیها من كل زوج كریم ان فی ذلك لأیة‌»[2] «مگر در زمین ننگریسته‌اند كه چقدر در آن از هر گونه جفت‌های زیبا رویانیده‌ایم، قطعا در این [هنرنمایی] عبرتی است
كلمه زوج در لغت به معنای زیر می‌آید: الف ـ در حیوانات به هر كدام از نر و ماده‌ای كه قرینه یكدیگرند زوج می‌گویند. ب ـ در غیر حیوانات به هر كدام از دو چیز قرینه همدیگر (مثل یك لنگه كفش) زوج گویند . ج ـ به هر چیزی كه مقارن دیگری باشد و مشابه آن باشد زوج گویند. د ـ به هر چیزی كه مقارن دیگری باشد و متضاد آن باشد زوج گویند
برادر گرامی من قیاس نکردم و برای شما مثال زدم و در مثال مناقشه نیست
اما در باره این که گفتی حیوان حاصل از جفتگیری سگ و خوک ملاحظه نشده چرا برایش احکام وضع شده اینچنین جواب میدهیم که مگر هر آنچه که دیده نمیشود دلیل بر وجود نداشتن است مگر شما عقل را نمیبینی میگویی عقل وجود ندارد ؟ مگر شما درد را نمیبینی میگویی که درد وجود ندارد ؟مگر شما درد و عقل را میبینی که میگویی وجود دارند؟
پس نمیشود گفت هرآنچه دیده نمیشود وجود خارجی ندارد
ضمنا برای تحقیق بیشتر به سایت دفتر آیت الله سبحانی و مکارم شیرازی مراجعه کنید
ـــــــــــــــــــــ
بالاتر از بالاترین
پنجشنبه 19 خرداد 1390 04:39 ق.ظ
سلام...
با چند تا مطلب طنز توپ سیاسی "به روزم"...
اگه قابل میدونین یه سر بزنید راستی نظر یادتون نره...
یا علی...
پاسخ antibahai : با سلام
دوستان گرامی لطفا فقط اطلاعیه بروز بودن را نصب نکنید و مطالب را مطالعه و در مورد آنها هم نظر بدهید
ـــــــــــــــــــ
ضرغام
پنجشنبه 19 خرداد 1390 03:26 ب.ظ
ما شنیده بودیم برای حیوانات ازدواج گفته می شود. هیچوقت نشنیده ام بگویند فلان گاو با بهمان گاو ازدواج کردند! ضمناً اسم رساله ها را چون مربوط به عمل است رساله های عملیه می گویند و نه علمیه! و الا بنده می دانم که عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود، ولی آنچه در رساله می آید باید در مورد امور موجود باشد. و الا جای هزاران مسألهء موهوم غیر موجود در این رساله ها خالی است و محدود به جفتگیری سگ و خوک نخواهد بود. همچنین اگر در قران مجید که الهی برکات کلماتش خفتگان را بیدار و از اوهام رها کند، ذکر زوج شده است و از مصدر ازدواج برای حیوانات در آن بکار نرفته است. همین توضیح شما که لابد با سایت های حضرات آیات عظام آشنا هستید برای حقیر کافی است که بدانم هنوز خیلی مسائل است که باید در مورد این رساله ها مورد بحث قرار گیرد. من به عنوان کسی که در قرن بیستم به سر می برم نیازدارم بدانم چرا اموری در رساله ای میاید که اصلاً مورد عملی ندارد. از این قبیل موضوعات در رساله ها بسیار دیده ام و همینها را دوستانم از من پرسیده اند و جوابی برای آنها ندارم. دوستدار شما ضرغام
ضرغام
پنجشنبه 19 خرداد 1390 03:30 ب.ظ
در نظر قبلی منظور از: «ما شنیده بودیم برای حیوانات ازدواج گفته می شود» این بود: «ما شنیده بودیم برای حیوانات ازدواج گفته نمی شود»
پاسخ antibahai : بالاخره با این سوالاتی که پرسیدی و اصراری که داری معلوم میشه که چهره اصلی و پشت پرده تو یا یک بهایی کمی تا قسمتی منور الفکر نشسته یا یکی هستی که فکر میکنه منورالفکره و دانسته یا نادانسته داری حرف بهایی ها رو بلغور میکنی !!!
البته ما خوشحال میشیم که افرادی مثل تو بیان تو میدان مبارزه تا معلوم بشه بهاییت یه فرقه پوچ و پوشالی وبا عقایدی ضاله و گمراه کننده و بی جواب برای تناقضات گفتار و رفتار رهبرانش هست و هرچه که بخواهید تلاش کنید نمیتوانید توهمات و اوهامات پوشالی بهاء الشیطان و جنودش رو توجیه کنید و وقتی که نمیتونید جواب بدید به ناچار به هر دست آویزی دست میافکنید تا مخاطب رو از محور اصلی بحث جدا بکنید و به سمتی که خودتون میخاهید هدایت کرده و در آنجا به خیال خودتون اونو شکست بدید غافل از اینکه همیشه مخاطب شما عوام و عده ای فریب خورده افکار پوشالین شما وکسانی که به هوای ارتباط برقرار کردن با شما برای دستیابی به امیال و شهوات نفسانی و... نیست
وزهی خیال باطل که بتوانید با سخنان پوشالین افکار جوانان مسلمان و انقلابی و مومن ایران اسلامی را گمراه و از راه به بیراهه ببرید !!!
و اما در پاسخ به اشکال مجدد شما :
1- گفتید که ازدواج برای حیوانات اطلاق نمیشود ...!
با اینکه من مثال قرآنی و معنای لغوی ازدواج را برایت بیان کردم باز هم آن را نپذیرفتی و تکرار کردی آنچه را گفته بودی ! ومن برایت میگویم راز و گره کار در کجاست ! مشکل از اینجاست که ظاهرا تو ادبیات فارسی و عربی را بلد نیستی !
زوج اسم مصدر و معنای مصدری از مصدر ازدواج و فعل ازدوج یزدوج ازدواج و زوجاَ میباشد و اینکه در حیوانات زوج و ازدواج اطلاق شده از باب ادب و مجاز است نه حقیقت ! و من هم به جای بکارگیری کلماتی مانند جفتگیری و ... که بار منفی ادبی و عرفی عوامانه دارد از کلمه زوج و ازدواج استفاده کردم !!!
2- گفته بودی رساله مراجع رسالع عملیه است نه علمیه چونکه آنچه که مقلدان به آن عمل میکنند در رساله مینویسند !
احسنت به تو که یک بعد این مسئله را به خوبی فهمیدی اما بعد ... ! من به تو بگویم که رساله مراجع معظم تقلید هم علمیه است هم عملیه و بعد عملی آن در مرحله دوم قرار دارد و بعد علمی آن به مراتب بالاتر و شریفتر است برای اینکه یک مرجع و مجتهد یک عمر زحمت میکشد و پس از سالها تلاش و سعی شبانه روزی و طی مراحل مختلف و طاقت فرسای علوم عقلی و نقلی ودیدن اساتید متعدد به مرحله ای میرسد که خود بتواند از دل آیات و روایات محکم و متقن احکام شرعیه را ثابت کن و برای اینکه مردم به عسر و حرج نیفتند این احکام را در قالب رساله عملیه به مومنین عرضه میدارد !
3- گفته بودی که عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود وباز در ادامه حرف خود را نقض کرده و گفته ای رساله جای امور موجود است وجای هزاران مسئله موهوم و غیر موجود ... !
اصلا تقصیری نداری !!! وقتی آن شخصی که نمیدانید خداست یا خدا ساز یا پیامبر یا ... شما حرف هایی سراسر متناقض و پوشالی بیان کرده و رهپویان او هم بعد از او این رویه را ادامه داده اند از شما که یک عوام هستی انتظاری بیش از این نیست که الگویتان این روش را به شما آموخته !!!
اما آنچه تو آن را موهوم خوانده ای !!!
برایت بگویم که اسلام یک دین کامل و تمامی مسائلی که مورد ابتلای بشر در همه اعصار بوده را بیان کرده وخود قرآن که کلام خداست چه زیبا بیان فرموده که" لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین ... سوره مبارکه انعام آیه 59 " و مثل بهاءالشیطان نیست که از بیان احکام حیا کند و یا از نادانی احکام را به بیت العدل واگذار کند ! اسلام دینی است که برای همه ی انسانها در هر کجای این عالم باشند برنامه و احکام دارد و قطعا انسانهایی در کشورهای دیگر هستند که در آنجا نگهداری خوک و سگ امری عادی محسوب میشود وآنها قطعا با موجودی که تو آن را توهم پنداشتی برخورد کرده اند و حال اسم آن حیوان هرچه میخواهد باشد مهم این است که اسلام برای آن فرد مسلمان که در آنجا زندگی میکند و با این مشکل روبروست برنامه دارد و از بیان حکم حیا نکرده است !!!
4- و اما اینکه گفتی در رساله اموری آمده که به آن نیازی نیست...
هیچ حکمی در اسلام بیان نشده مگر اینکه مورد مبتلا به آن موجود میباشد و لو یک نفر باشد واینکه در رساله احکامی وجود دارد که شما مبتلا به آن نیستی دلیل بر زاید و اضافی بودن آن حکم نمیشود !!!
اگر شما مورد ابتلای حکم سرقت و زنا و قصاص و هزاران حکم دیگر که شاید تا آخر عمر کسی مورد ابتلای آن واقع نشود نیستی پس باید استدلال کنی آن حکم زاید است و موهوم !!!
این افکار پوسیده و پوشالی و نخ نما شده را به هر کودکی بگویی به تو میخندد... !!!
افرادی مثل توکه هنوز به احکام حلال و حرامشان ذره ای عامل نبوده اند برای زیر سوال بردن اسلام و احکام آن 1400 سال است که بدنبال پیدا کردن یک ضعف کوچک در احکام اسلام هستند و همه آنها این افکار بوگندویشان را با خود بگور برده تا گنداب متعفن عذابشان را فراهم کنند و تو آخرین آنها نیستی و نخواهی بود !
ـــــــــــــــــــــــ
بیشتر ندانید...
جمعه 20 خرداد 1390 03:38 ب.ظ
سلام
ممنون از نظرت
حتما اشتباهی صورت گرفته
شما با افتخار لینک شدید
امیدواریم با بزرگواری خود ما را ببخشید
راستی اسم ما را به
"بیشتر ندانید"
تغییر دهید
پاسخ antibahai : با سلام
متشکر از لطف شما
ان شاءالله مطالب مفید ما را هم مطالعه و با نظرات خود ما را در طی طریق همراهی کنید
ـــــــــــــــــــ
مهدی باهوش
یکشنبه 22 خرداد 1390 06:10 ب.ظ
سلام خیلی مطلبت خوب بود.یواش یواش دارم بیشتر با فساد بهاییت آشنا می شوم امیدوارم زودتر نابود شوند.
بی زحمت به وبلاگم بیا مطالبش جدید هستند موفق باشی.
پاسخ antibahai : سلام
تشکر از لطف شما
از دعوتتون هم ممنونم و حتما بازدید میکنم
موفق باشید
ـــــــــــــــــــــــــــــ
ضرغام:
دوست عزیزم. مریم عزیز به عنوان یک بهائی، با احترام جواب دروغ های شما را دادند. اما شما بی احترامی کردید و به عقایدش توهین کردید. همچنین به سؤالی که بدون بی احترامی در مورد مسأله ای در رسالۀ عملیه سؤال شد، چنین با عصبانیت و بی احترامی و بکار بردن کلمات زشت پاسخ داده اید! عزیزم شما و امثال شما که سایت های ضد دیانت مقدس بهائی ایجاد کرده اید به بهائیانی بی احترامی می کنید که بجز خود مسلمانان عزیز تنها گروهی هستند که اسلام را به عنوانی دینی آسمانی قبول دارند و قران مجید را برتر از جان خود گرامی می دارند. در این بیانات دیانت بهائی تعمق فرمایید: http://www.aeenebahai77.info/node/505
شما را قسم می دهم به خون حضرت حسین ابن علی روحی و جسمی و وجودی له الفداء که کمی تفکر فرمایید و در عقاید هر گروهی با انصاف و تقوی و تحقیق کافی تعمق کنید. هذا اقرب للتقوی. از آنجا که بی احترامی کرده اید ان شاءالله این آخرین جوابی است که برایتان می نویسم و آن عزیز را به خدا می سپارم.
در مورد مقدسات بهائیان با کلماتی همچون «فرقهء پوچ و پوشالی...ضاله...شیطان...پوشالین» و نسبت دادن «دستیابی به امیال و شهوات نفسانی و...» توهین کرده اید. بهائی چه بخواهید و چه نخواهید دینی الهی است و از آنچه شما نوشته اید پاک و مبرا است.
آنچه در مورد واژۀ ازدواج نوشتید از لحن و محتوا پیداست که با عصبانیت و بدون تأمل مرقوم فرموده اید. مثال های شما از قران مجید دارای کلمات «زوج» بود و نه مصدر باب افتعال(ازدواج). زوج مصدر ثلاثی است و نه مزید و در باب افتعال مصدر زوج برای آن به کار نمی رود. مصدر ثلاثی زوج= سخن چینی کردن؛ به جان هم انداختن. در مورد ازدواج معنی مصدری ندارد. مصادری که برای ازدواج به کار رفته همان ازدواج، زواج، تزویج، تزوّج، تزاوج می باشند. بنابراین نه تنها گره کار را نگفته اید کجاست، بلکه گره های دیگری افزوده اید. از جمله آنقدر عصبانی بوده اید که ناخواسته به آیت الله مکارم شیرازی هم توهین نموده اید. آنجا که گفته اید: «و اینکه در حیوانات زوج و ازدواج اطلاق شده از باب ادب و مجاز است نه حقیقت ! و به جای بکارگیری کلماتی مانند جفتگیری و ... که بار منفی ادبی و عرفی عوامانه دارد از کلمه زوج و ازدواج استفاده میشود !!!» لغت «جفتگیری» را خود آیت الله مکارم شیرازی در رسالۀ خود بکار برده اند: ایشان نوشته اند: «حیوانی که از این دو یعنی سگ و خوک متولد گردد، یا از «جفتگیری» یکی از این دو با حیوان دیگری متولد شود و به آن سگ و خوک نگویند پاک است» اصطلاح «جفتگیری» برای حیوانات عوامانه نیست، بلکه استعمال آن در مورد انسان درست نیست، چنانکه کاربرد ازدواج برای حیوان.
در مورد رسالۀ عملیه همان است که عرض شد. علما در موارد علمی رساله های جداگانه می نویسند. هر سحن جایی و هر نکته مکانی دارد.
در مورد «عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود» و « مسائل موهوم»، صرف نظر از بی احترامی هایی که کرده اید، مجدداً بخوانید تا متوجه شوید که منظور از «و الا جای هزاران مسألهء موهوم غیر موجود در این رساله ها خالی است و محدود به جفتگیری سگ و خوک نخواهد بود.»، این است که وقتی می گویید نبودن موجودی حاصل از جفتگیری خوک و سگ ایرادی بر طرح آن در رسالۀ عملبه وارد نمی کند، پس باید انتظار داشت هزاران مسأله شبیه آن هم قابل تصور است که در خارج وجود عینی ندارد و فقط در قوۀ واهمه قابل حصول است و آنها را نیز می توان در رساله ها مطرح کرد و محدود به مورد سگ و خوک نیست. لذا موهوم از قبیل همین مطالب راجع به وجود ذهنی- و نه عینی- حاصل از جفتگیری خوک و سگ است، و نه تعالیم و احکام مقدس آسمانی که در نفس قران مجید آمده است. متأسفانه در طول تاریخ بقدری خود مسلمین بر اسلام پیرایه بسته اند که حقیقت آسمانی آن را از نظر غافلان پنهان داشته است. بس كه ببستند بر او برگ و ساز، گر تو ببینی نشناسیش باز. این حقیقتی است که بعضی متفکرین اسلامی نیز بر آن اعتراف کرده اند. آنچه در مورد ارجاع بعضی احکام به بیت العدل اعظم نوشته اید و تمسخر کرده اید یا متوجه نشده اید و یا اگر شده اید ناخواسته به جریان علمایی که رسالۀ عملیه نوشته اند ایراد گرفته اید. اگر هر رطب و یابسی در قران مجید هست چه لزومی دارد این همه متفرعات را علما در رساله های عملیه بنویسند؟! می بینید ناخواسته ایراد به خودتان گرفته اید. نفس وجود این همه رسالۀ عملیه گویای این حقیقت است.
نوشته اید: «اگر شما مورد ابتلای حکم سرقت و زنا و قصاص و هزاران حکم دیگر که شاید تا آخر عمر کسی مورد ابتلای آن واقع نشود نیستی پس باید استدلال کنی آن حکم زاید است و موهوم !!!» دوست عزیز معلوم است که احکام مزبور در طول تاریخ هزاران مصداق داشته اما وجود موجودی حاصل از جفتگیری خوک و سگ ابداً نبوده است. این قیاس شما هم مع الفارق است.
ضمناً بنده به دنبال پیدا کردن ضعف کوچک یا بزرگ در اسلام عزیزم نیستم. بنده مجبورم به دوستان ضد دین و ضد اسلام خود اسلام را اثبات کنم و توضیح دهم که این جریانات از قبیل جفتگیری سگ و خوک چیزی است که به اسلام عزیز بسته شده است و در قران ذکر نشده است و نباید هر چیزی را به اسلام عزیز بست و اسلام منزه از اوهام این و ان است. تعمقی در مطالب لینک زیر معلوم می کند که چه چیزی ضربه به اسلام عزیز زده است. بهائیان اساس اسلام و بهائی و سایر ادیان را یکی می دانند و سبب قوت و شکوه و عظمت ادیان اند.
برایتان دعا می کنم و شما هم برای من. دوستدار حقیقی شما ضرغام