خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی

آیا روسها از بهائیان حمایت می نمودند؟

ولوله در شهر ۱



در ویژه نامه جام جم تحت عنوان ایّام عنوانی جلب توجه می نماید که با هنرمندی هر چه بیشتر سعی برآن دارد که یک ادّعای کهنه و پوسیده را این بار در لباسی جدید مطرح سازد. البته قابل توجّه و تأمل است که غالب آنچه در این مجموعه آمده از این ویژگی بر خوردار می باشد و به طور کلیّ قصد بر آن بوده است که اتّهامّاتی را که سالیان بسیاری است در خصوص این آیین الهی مطرح می گردد بار دیگر تکرارنموده و این بار شکل و صورت جذّابترجدیدی به آنها داده شود.

مطلب مورد نظر تحت عنوان «ماه عسل در عشق آباد» است که البته ارتباط عنوان و متنی که در ذیل آن آمده است برای خواننده روشن نمی گردد امّا داستان همان سناریوی تکراری ارتباط دیانت بهائی با روسیّه می باشد که نویسنده ظاهراً برای تهیّه آن مرارت بسیاری را متحمّل شده است که حداقل آن مطالعه کتابهای بسیار است که به برخی از آنها در پی نوشت اشاره نموده واز آن جمله می توان کتاب سالهای سکوت را نام برد. که نویسنده محترم بخشهائی از آن را عیناً درج نموده و به زعم خود فلسفه مهاجرت تعدادی از بهائیان به عشق آباد را مطرح ساخته است. مطالبی که مورد اشاره ایشان می باشد مربوط به مقدّمه کتاب مورد نظربوده و در صفحات 19- 20 کتاب درج گردیده است و صرفاً به مهاجرت احبّاء به آن مدینه بنا به امر حضرت عبدالبهاء اشاره دارد حال سؤال اینجاست که چرا نویسنده محترم که قطعاً خود را متعهّد در مقابل وظائفش می داند و بدیهی است که در مقابل مردم ایران که به شرافت و انسانیّت معروف و موصوف می باشند نیز دارای مسئولیّت است، کتاب را نیمه کاره و ناتمام رها نمی کرد و دیگر صفحات آن را که قریب بر 230 صفحه می باشد و مشحون از وقایع تلخ و دهشتناک است مطالعه ننموده. زیرا اگر چنین بود و یا ذرّه ای انصاف در وجود ایشان خودنمائی می نمود بعید به نظر می رسید که چنین قلم فرسائی نموده و اکاذیبی آشکار را به جای حقیقت به ملّت ایران هدیه نماید. بد نیست بخشی از این صفحات را که نمایانگر قساوت دولت روسیّه در مورد بهائیان است با یکدیگر مرور نمائیم و آن وقت حقائق را با چشم خود دیده و با گوش خود بشنویم تا شاید از وادی انصاف که در نزد حقّ محبوبترین اشیاء است دور نمانیم.

در ص25 کتاب آمده است که «تاریخ پیشرفت امرالله و انتشار و توسعه وموقعيت آن را در روسیّه باید به دو دوره تقسیم کرد. دوره قبل از انقلاب 1917 که احبّاء در نهایت آسایش و آرامش بسر می بردند و از نظر مادّی خداوند به آنها خیر و برکت عنایت فرموده بود و بنیه مالی بسیار خوبی داشتند و نزد دولت و ملّت عزیز و محترم بودند...دوره دوم بعد از انقلاب است که دولت اصولاً بنا به مشرب و معتقدات خود دست به اقدامّات وسیع و دامنه داری علیه دیانت و معتقدات دینی زد و دین را به منزله افیون از برای جامعه انسانی معرفی نمود... در سال 1927 میلادی نمایندگان دولت به سراغ مشرق الاذکار آمده و آنرا مهر و موم کردند و احبّاء را از عبادت در اسحار در آن معبد الهی ممنوع و محروم نمودند... در سال 1929 دولت اعضای محفل روحانی وقت را به همراه عده ای از رجال و معاریف امر و خادمین امرالله توقیف نموده و پس از چندی آنها را به ایران تبعید کرد... چندین کتاب علیه امر طبع و منتشر ساخت و به قیمت بسیار نازل در دسترس عموم گذاشت. مدارس دخترانه و پسرانه بهائی را تصرّف نمود و معلّمین مبغض و معرض به جای معلّمین بهائی گذاشت... برای آن دسته از جوانان بهائی که در مدارس روسی یا دانشگاه مشغول تحصیل بودند مشکلات و تضییقاتی فراهم ساخت. عدّه ای را از مدارس و دانشگاه اخراج کرد و عدّه ای را به ایران تبعید نمود.»

آنچه در فوق به عینه از صفحات کتاب مذکور درج گردید گویای حقایقی بسیار است از سوئی نمایانگر شباهت بی نظیر اقدامّاتیست که همواره از طرف معاندان امر مبارک نسبت به جامعه بهائی صورت پذیرفته است. ازسوی دیگر نشان می دهد علی رغم ادّعای برخی از نفوس من جمله نویسندۀ محترم مطلب «ماه عسل در عشق آباد،» هرگز دیانت بهائی را با کشور روسیّه (و البتّه نه با هیچ کشور دیگری) ارتباطی نبوده و نیست و برخلاف تصوّر ایشان این آیین الهی حتّی در آن کشور نیز مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. و شاید جالبترین بخش مطلب اینجاست که معارضه با دیانت بهائی در کشور روسیّه مقارن با انقلاب آن کشور و روی کار آمدن گروه ضدّ دینی است که سعی بر اضمحلال تمامی اعتقادات مذهبی داشته و اگر قرار بود آن کشور بنا به دلائل سیاسی به زعم نویسنده با جامعه بهائی مرتبط باشد چه لزومی بر این همه آزار و اذیّت بر جامعه ای بود که به عنوان یک دیانت جهانی تعالیم خود را منتشر می نماید؟ و یا آنکه چه شد که کشوری که به گمان باطل شما مؤسّس این دیانت بود معتقدین آن را تا بدین حدّ مورد آزار و اذیّت قرار داد؟

هرگز، فرصت برای پی بردن به حقیقت دیر نسیت. فضل الهی بی منتهی است امّا شامل نفوسی است که چشم بر حقیقت نمی بندند بلکه با تمام وجود آن را فریاد می نمایند. امید آنکه تمام انسانها چشم حقیقت بین را که عطیّه ای الهی است بگشایند وحقیقت را یکصدا فریاد زنند.
 

 

مقاله قبلی