خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی

 
تقاضا از آقای سروش برای بازنگری نظراتشان راجع به بهائیان در برنامۀ پرگار
 
در اسفند 1397 در برنامۀ پرگار در تلویزیون بی بی سی با عنوان «مناظره های انقلاب، دو مهمان، چهل سال بعد» آقای سروش در جواب سؤالات تهیه کننده و مجری برنامه آقای داریوش کریمی مضامین زیر را راجع به خودشان و انجمن حجّتیّه و بهائیان می گویند که چون بعضاً مخالف حقیقت و یا اشتباه است جا دارد، که شخصیّتی چون ایشان که ادّعا می شود در تحقیقات اسلامی- فلسفی- عرفانی- فقهی- کلامی- قرآنی- سیاسی خودشان تجدید نظر کرده اند، در آنها نیز تجدید نظر و بازنگری و تصحیح کنند. مضمون آنچه ایشان گفتند- و قبلاً نیز در جاهای دیگری هم نوشته یا گفته و تکرار کرده بودند و به تقسیم بندی نگارنده چهار مورد اصلی را شامل می شود- چنین است:
  
«(الف) انصاف باید داشت حجّتیّه در پی آزار بهائیان نبودند و با آنان یک کار بسیار دموکراتیک علمی اعتقادی مباحثاتی می کردند. حجّتیّه ای ها به زحمت جلسات بهائیان را پیدا می کردند و می رفتند آنجا. من خودم به جلسات بهائیان نرفتم ولی من شناخت دارم از افرادی که آنجا بودند و نحوۀ کارشان و از تعلیماتی که آنجا بود و از شیوه های عملیشان. آنها برای دعوا نمی رفتند. می رفتند کسی آنجا طعمۀ بهائیان نشود و سرِ این گاه کشمکش های کوچکی رخ می داد. (ب) بهائیّت در زمان شاه نسبتاً دست بازی داشت و جلساتش را برقرار می کرد. (ج) زیر یک سال در کلاس های سطح عالی حجّتیّه شرکت کردم. احساس می کردم که به کار من نمی آید و من نمی خواهم اینها را به کار ببرم. همین قدر که من اطلاعاتی از کیش بهائیت به دست آوردم کار خودم را تمام یافته انگاشتم و بیرون آمدم. (د) (مجری می پرسد: از رعایت حقوق دیگران صحبت کردید ولی امروز علیرغم اعتقادتان به سکولاریسم و دموکراسی از حقوق بهائیان چندان صحبت نکردید و آزار و اذیّت بهائیان را محکوم نکردید؟!) آقای سروش جواب می دهند: اوّلاً از بهائی ها بپرسید؛ آنها هم راجع به تضییع حقوق دیگران و بنده که این همه حقوقم تضییع شده سخنی نگفتند. هیچ سخنی نگفتند یعنی قصّه یک طرفه نیست؛ فقط بهائی ها نیستند که اذیّت می شوند، خیلی ها هستند. (مجری می پرسد: آیا مواضع سیاسی و حرکات دیدگاه های خودتان را بر اساس این که آن طرف چطور عمل می کند اتخاذ می کنید؟) جواب آقای سروش: نه فقط بهائیان نیستند که حقوقشان تضییع شده خیلی افراد و اقوام هستند که حقوقشان تضییع شده بنابراین اگر بنا به صحبت باشد باید در مورد همۀ اینها صحبت کنیم. بهائیان راجع به هیچ کسی که حقوقشان تضییع شده سخن نگفته اند جز در مورد خودشان و این انتقادی است به آنها. اما بنده با پلورالیزم دینی تکلیف بهائی ها را هم روشن کردم هیچ کسی به روشنی من در این باب سخن نگفته است. باید حقوق مساوی داشته باشند. من به اندازۀ کافی راجع به همه ای که به ایشان ظلم شده به اندازۀ مساوی سخن گفته ام و هیچ کسی را مفرد به ذکر نکرده ام یعنی نام نبرده ام لذا جای گله ای نیست. (مجری می پرسد: آیا این کفایت می کند؟) آقای سروش جواب می دهند: نه هیچ من از قوم کُرد و دیگران هم سخن نگفته ام بطور کلی گفته ایم به این خاطر که من به ماهیّت حکومت و ستم آن کار داشتم نه اقوام تحت ستم.»
 
در مورد (الف) که می گویند: «انصاف باید داشت حجّتیّه در پی آزار بهائیان نبودند و با آنان یک کار بسیار دموکراتیک علمی اعتقادی مباحثاتی می کردند. حجّتیّه ای ها به زحمت جلسات بهائیان را پیدا می کردند و می رفتند آنجا. من خودم به جلسات بهائیان نرفتم ولی من شناخت دارم از افرادی که آنجا بودند و نحوۀ کارشان و از تعلیماتی که آنجا بود و از شیوه های عملیشان. آنها برای دعوا نمی رفتند. می رفتند کسی آنجا طعمۀ بهائیان نشود و سرِ این گاه کشمکش های کوچکی رخ می داد.» باید گفت اقدامات انجمن نه تنها دموکراتیک و علمی نبود بلکه ضد دموکراتیک و ضدّ حقوق بشر و غیر علمی و بعضاً حتّی غیراسلامی بود. در نتیجه عجیب است که آقای سروش می گویند درمورد آنها شناخت دارند! بعضی از شواهد این حقیقت (1) عبارتند از:
 
* انجمن حجّتیّه تشکیلات و سلسله مراتب مخفی و سرّی وشبه پلیسی با 12000 عضو داشته و اعضای تعلیم دیدۀ آن با روش‌ها و شگردهای اطلاعاتی پیچیدۀ سازمان های سیاسی با حیله وارد جلسات و تشکیلات بهائی می شدند و بعضی جاسوسان زبدۀ آن با نام های مستعار به ظاهر دیانت بهائی را قبول می کردند و حتّی بعضاً به عضویت تشکیلات بهائی درمی آمدند و اسناد و مدارک و آمار و نشانی های بهائیان و مشاغل و فعالیّت های آنان را به انجمن گزارش می دادند. (2) جاسوسان حجّتیّه با شیوه های مختلف كه ملایم ترین آن تحریف آموزه های امر بهائی و تحقیر بنیانگذاران آن بود تا اِعمال ِ تهدید و هوچی گری در مجامع بهائی، به برهم زدن اجتماعات بهائی و گاه ضرب و شتم بهائیان همّت می گماشتند (3) و در این مسیر افراد مسلمانی را که راجع به دین بهائی تحقیق می کردند شناسایی کرده و با تعقیب آنها و تحمیل نظرات و ایجاد رُعب و وحشت مانع ادامۀ تحقیقشان می شدند که این روند مخالف روش دموکراتیک و بندهای منشور حقوق بشر و آزادی عقیده و نیز حتّی مخالف فقه شیعه بود که تقلید را فقط در فروع دین جائز می داند و نه در اصول دین که از جمله شامل ردّ یا قبول عقیده یا دینی می شود.
 
ترجمه‌ای از نامۀ دارالانشاء بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به یکی از احبّا (از:  مرکز جهانی بهائی)
۱۵  ژانویه  ۲۰۱۰
ارسال از طریق الکترونیکی
جناب آقای...
کانادا
برادر عزیز روحانی،
نامۀ الکترونیکی موّرخ ۱۱ اکتبر ۲۰۰۹ آن برادر عزیز در بارۀ قانون بهائی راجع به ازدواج با خویشاوندان به بیت العدل اعظم الهی واصل گشت. مقّرر فرمودند در جواب به شرح ذیل مرقوم گردد.
بیت العدل اعظم به وضوح بیان داشته‌اند که یک بهائی مجاز نیست با مادر و یا پدر خود و با خواهر و برادر آنان و اجدادشان، و با برادر و یا خواهر خود و فرزند و فرزندزادگان آنان و با پسر و یا دختر خود و فرزند و فرزندزادگان آنان ازدواج کند. هم‌چنین ازدواج با طبقات مشابهی از خویشاوندان که به سبب پیوند ازدواج به وجود آمده- مانند نامادری، ناپدری، نادختری و ناپسری، یا عروس، داماد، مادر زن یا پدر زن و مادر شوهر یا پدر شوهر- و یا موارد دیگری که با پیوندهای قانونی و اجتماعی مانند فرزندخواندگی که موجب تشکیل یک خانوادۀ مشترک می‌شود، جایز نیست. بهائیان، علاوه بر این ممنوعیّت‌ها، باید مراقب باشند که بر خلاف رسوم و قوانین کشور محلّ اقامت‌شان عقد ازدواجی نبندند. اگرچه بیت العدل اعظم در حال حاضر از تعیین سایر خویشاوندان ممنوع الازدواج خودداری نموده‌اند، ولی مهمّ است که احبّای عزیز در همۀ نقاط جهان این بیان روشن حضرت عبدالبهاء را مدّ نظر داشته باشند که می‌فرمایند:
       «در اقتران هرچه دورتر موافق‌تر زیرا بُعدِ نسبت و خویشی بین زوج و زوجه مَدارِ صحّتِ بنیهٴ بشر و اسباب الفت بین نوع انسانیست.»
۱۶  شهرالجمال  ۱۷۵
۲۳  اردیبهشت  ۱۳۹۷
پیروان عزیز و صبور حضرت بهاءالله در سرزمین مقدّس ایران ملاحظه فرمایند
حضور شکوهمند نمایندگان منتخب جوامع ملّی بهائی از ۱۶۶ کشور جهان در ارض اقدس به منظور شرکت در دوازدهمین کانونشن بین‌المللی بهائی و انتخاب اعضای بیت العدل اعظم با برگزاری جشن بزرگداشت دوازدهمین روز عید سعید رضوان در جوار روضۀ مبارکۀ علیا به پایان رسید.  بیش از ۱۵۰۰ نماینده در انتخابات شرکت نمودند.  از ویژگی‌های بارز این کانونشن که نه تنها بر رونق آن افزود بلکه موجب شور و شوق زایدالوصف کلّیّۀ شرکت‌کنندگان گردید، حضور بالاترین تعداد محافل ملّی و نمایندگان در کانونشن و همچنین حضور برخی از محافل ملّی برای نخستین ‌بار از جمله یکی از قدیمی‌ترین محافل ملّی عالم بهائی در این مجمع روحانی بود.  ناظم جلسۀ افتتاحیّۀ کانونشن غیاب نمایندگان احبّای عزیز و ممتحن مهد امر الله را با لحنی سرشار از عشق و محبّت یادآور شد و بعد از اظهار قدردانی بهائیان جهان از فداکاری‌های آن عزیزان دل و جان که طیّ سالیان طولانی منبعی از الهام برای پیروان جمال اقدس ابهی در پهنۀ گیتی بوده‌اند به سهم بزرگ شما در پیشرفت امر الهی در عالم اشاره نمود.  در جلسه‌ای دیگر، نمایندگان ممالک واقع در اقیانوس آرام به یاد احبّای ستمدیدۀ ایران بیان مبارک حضرت بهاءالله "لو یسترون النّور فی البرّ انّه یظهر من قطب البحر و یقول انّی محیی العالمین" را به زبان انگلیسی و با نغمه‌ای روح‌انگیز به اتّفاق جمیع حاضرین تلاوت نموده پیوند الفت و همبستگی روحانی مجتمعین را با آن عزیزان تحکیم بخشیدند.  روحانیّت و شعف و غنای تجربیّات و وحدت نظر مشهود در مشورت‌ها نشانه‌ای بود آشکار از ازدیاد روزافزون قابلیّت‌های جوامع بهائی در سراسر عالم در مسیر کمک به استقرار تمدّنی که منظور نظر حضرت بهاءالله است.  زیبایی و عظمت مفهوم وحدت در کثرت به راستی منوّر عیون و مسخّر قلوب بود.  مطلع شعری از نغمه‌های ورقای شهید که در جلسۀ نهم عید رضوان در حول حرم اقدس تلاوت گردید گویای حال همگان بود:
در بقعۀ بیضاست عجب بزم وصالی              جای همه خالی
ما راست در این بزم عجب وجدی و حالی     جای همه خالی
 
21-04-2018
پیام رضوان ۲۰۱۸ بیت العدل اعظم
 
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان رضوان ۲۰۱۸ میلادی (۱۷۵ بدیع)
(هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی)
ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند
دوستان عزیز و محبوب،
در پرتو انوار جاودان جشن‌های فراموش‌ نشدنی دویستمین سالگرد میلاد فرخندۀ جمال مبارک تحیّات صمیمانۀ خود را به شما عزیزان تقدیم می‌داریم.  با توجّه به وقایع آن ایّام و همچنین ماه‌های بعد، مشاهده می‌کنیم که جامعۀ جهانی بهائیِ امروز همان جامعه‌ای نیست که شش دورِ اوّلِ نقشۀ کنونی را آغاز کرد؛ جامعه‌ای است به مراتب آگاه‌تر نسبت به وظایف روحانی خویش؛ جامعه‌ای است که جهش بی‌سابقه‌ای در قابلیّت خود یافته تا دوستان و آشنایان را به حیات جمعی‌اش جلب نماید، الهام‌بخش فعّالیّت‌های متّحد در محلّه‌ها و دهکده‌ها باشد، بتواند نحوۀ بروز حقایق روحانی در اقدامات عملی و پایدار را به خوبی بیان کند، و از همه مهم‌تر نه تنها در بارۀ آموزه‌هایی به گفتگو پردازد که جهان را خلق بدیع خواهد نمود بلکه در بارۀ وجود مقدّسی سخن گوید که واضع و مروّج این آموزه‌ها است:  حضرت بهاءالله.  شرح حیات و مصائب وارده بر آن وجود مبارک توسّط بزرگسالان و جوانان و کودکان و به زبان‌های گوناگون، بر قلوب بی‌شماری اثر گذاشت.  برخی به تحقیق بیشتر در امر الهی پرداختند، بعضی تعهّد به همکاری نمودند، و بسیاری موفّق به اظهار ایمان شدند.
یکی از نشانه‌های گویای پیشرفت، نقاط متعدّدی است که امر مبارک در سطح ملّی به وضوح از مرحلۀ مجهولیّت خارج شده است.  در میان رؤسای دول و رهبران فکری نفوسی بودند که علناً بیان نمودند و دور از انظار تأکید کردند که جهان نیازمند بینش حضرت بهاءالله می‌باشد و مجهودات بهائیان قابل ستایش است و باید گسترش یابد.  نکتۀ شادی‌آفرین دیگر آنکه تنها بهائیان نبودند که نام حضرت بهاءالله را با اشتیاق گرامی داشته حیات مبارکش را جشن ‌گرفتند بلکه گردهمایی‌های ویژه‌ای به این منظور توسّط نفوسی از ورای جامعۀ بهائی برگزار شد.  در مناطقی که مخالفت با امر مبارک وجود دارد، احبّا با امیدواری و استقامتی حیرت‌انگیز هموطنان خویش را تشویق نمودند تا خودشان حقیقت امور را بررسی نمایند و بسیاری با شادمانی در این جشن و سرور شرکت جستند.  دویستمین سالگرد میلاد جمال قدم موجب شکوفایی بی‌حدّ آثار هنری نیز گردید که خود شاهدی است شکوهمند بر قلوب آکنده از عشق این هنرمندان.  خصوصیّت رویکرد کلّی جامعۀ بهائی در این ایّامِ بی‌نظیر، گواهی بود بر میزان یادگیری‌ای که طیّ بیش از دو دهه از آغاز سلسله نقشه‌های کنونی صورت گرفته است.  آحاد مؤمنین به ابتکاراتی شخصی پرداختند، جامعه به کوشش‌های جمعی قیام کرد، و احبّا قوای خلّاقۀ خود را متوجّه نقشه‌هایی نمودند که از طرف مؤسّسات تهیّه شده بود.  بزرگداشتی مهم و یاد‌آور گذشت دو قرن، محرّکی قدرتمند برای فعّالیّت‌های جامعه‌سازی در قرن آینده گشت.  شایسته آنکه هر بذری که با چنین مهر و محبّتی در جشن اوّل کاشته شده در دوره‌ای که به دومین جشن دویستمین سالگرد منتهی خواهد شد، صبورانه پرورش یابد و به ثمر رسد.
 
پیام نوروز ۱۳۹۷
پیروان باوفای جمال رحمان در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند
تحیّات صمیمانه و اشواق قلبیۀ این مشتاقان را به مناسبت فرارسیدن نوروز فیروز و بهار عالم‌افروز بپذیرید.  یقیناً از مواهب ایّام مبارک صیام نصیبی وافر برده‌اید و حال نیز حلول سال جدید را در کنار خانواده و در مؤانست با دوستان و همسایگان جشن می‌گیرید.  شما به زندگی در کشوری مفتخرید که حضرت ولیّ عزیز امر الله در بارۀ آن می‌فرمایند "اهل بها چه در ایران و چه در خارج آن موطن جمال اقدس ابهی را پرستش نمایند و در احیا و تعزیز و ترقّی و ترویج مصالح حقیقیّهٴ این سرزمین منافع و راحت بلکه جان و مال خویش را فدا و ایثار کنند."  این‌چنین است که کوشش در راه پیشرفت آن دیار گهربار همواره مورد علاقۀ خاصّ شما و دیگر بهائیان جهان می‌باشد و از اینروست که با اطمینان قلبی به اینکه آیندۀ ایران در نهایت شکوه و عظمت است همیشه آماده بوده‌اید تا در این مسیر سازنده دوش به دوش دیگر شهروندان خیرخواه و علاقمند به انجام خدماتی صادقانه و ارزنده همت ‌گمارید.
 
دوستان عزیز و محبوب، عالم بهائی از میمنت جشن‌های فرخندۀ دویستمین سالگرد میلاد مسعود حضرت بهاءالله هنوز در وجد و اهتزاز است.  بشارات‌ پیشرفت مشروع روحانی برای ایجاد جوامعی پویا و پیشرو با همکاری دیگران از قارّات پنجگانه مرتّباً به ارض اقدس واصل می‌گردد.  الحمد لله شما نیز علیرغم شداید و بلایا و تضییقات بی‌منتها سهم ارزشمند خود را در راه تحقّق منویات متعالی جمال قدم و اهداف روحانی این امر اعظم ادا نموده و می‌نمایید.  نظرگاهتان در زندگی تقرّب به درگاه الهی است و فکرتان محصور در پیشبرد رفاه همگانی.  نابسامانی‌های جهان و اغتشاشات عالم را مشاهده می‌کنید و همه را طلیعۀ گسترش نظمی نوین در اجتماع بشری می‌دانید.  آستان مبارکش را شاکرید که به موهبت خدمت فائزید و شوق و شعفتان دوچندان است زیرا آگاهید که این روز شب ندارد و این نور خاموشی نداند.  در این ایّام بهجت‌افزا همدم و همیار هموطنان عزیز خود باشید و قلوب افسرده را امیدوار سازید.  ما نیز با یادآوری تأثیرات سازندۀ قوای روحانی منبعث از فداکاری‌های خالصانۀ شما عزیزان در توسعۀ امر مبارک دست شکرانه بلند کرده به یاد شما و همۀ ایرانیان شریف در اعتاب مقدّسۀ علیا دعا می‌نماییم.
[امضا:  بیت‌ العدل اعظم]
از جمله حکمت های تکرارِ تکبیراتِ نازله در آثار بهائی
مثلِ تکبیرِ "اللهُ اَبهیٰ"
 
حکمِ وجوب و تکرارِ اَذکار و اَدعیۀ گوناگون به تعداد زیاد در ادیان قبل و به تعداد بسیار کم تر در دین بهائی وجود دارد. برای درک بعضی حکمت های تکرارِ هر بار تکبیراتی چون تکبیرِ "اللهُ اَبهیٰ" (1) در دین بهائی می توان آنها را در خود آثارِ منصوصِ بهائی جست.
 
به عنوان مثال حضرت بهاءُالله در یکی از زیارتنامه های جناب بابُ الباب که به اِعزاز همشیرۀ ایشان با خطاب "قانِتة الکُبریٰ" ملقب به "وَرَقَةُ الفِردَوس" نازل فرموده اند ضمن آیات مبارکه در مقام جنابشان خطاب به وَرَقَةُ الفِردَوس می فرمایند: «وَ اِذا اَرَدتِ الشّروعَ فیٖ زیارَتِکِ مَطلَعَ الاَسماءِ وَ مَنبَعَها وَ مَشرِقَ الصِّفاتِ وَ مَخزَنَها قومیٖ ثُمَّ وَلّیٖ وَجهَکِ شَطرَ الفِردَوسِ مَقرَّ الّذیٖ دُفِنَ فیهِ اسْمُ الاَوَّلِ وَ جَعَلَ اللهُ مَشهَدَ هَیکَلِهِ المُقَدَّسِ العَزیزِ المُنیرِ فَلَمّا وَجَّهْتِ قِفیٖ بِالاِستِقرارِ وَ کَبِّرِی اللهَ رَبَّکِ تِسعَةَ عَشَرَ مَرَّةً وَ فیٖ کُلِّ تَکبیرٍ یَفتَحُ اللهُ باباً مِنْ اَبوابِ الرِّضوانِ اِلیٰ وَجهِکِ وَ یَهُبُّ عَلیکِ عَنْ جِهَةِ الجِنانِ رائِحَةُ السُّبحانِ وَ کَذلِکَ قُضِیَ الاَمرُ مِنْ لَدُنْ عَزیزٍ حَکیمٍ. ثُمَّ تَبَهِّی اللهَ تِسعَةَ عَشَرَ مَرَّةً ایقاناً لِاَمرِهٖ وَ اِقراراً لِسُلطانِهٖ وَ اِعزازاً لِنَفسِهٖ وَ اِذعاناً لِظُهُورِهٖ وَ اِقبالاً اِلیٰ وَجهِهِ المُقدَّسِ الطّالِعِ الظّاهِرِ الباهِرِ اللّائِحِ المُشرِقِ المُنیرِ وَ قُولیٖ... الخ» (2)
 
با توجّه به بیان مبارک فوق می توان درک کرد که مثلاً هنگام گفتن تکبیر "اللهُ اَبهیٰ " در هر روز به تعداد 95 بار، با هر بار "اللهُ اَبهیٰ " گفتنِ با توجّه و اخلاص، انسان چه حالات معنوی و روحانی را می تواند تجربه کند که از جملۀ این حالات مواردی است که در زیارتنامۀ مزبور اشاره شده است که فردی که تکبیر می گوید ضمن اقرار و ایقان و اعزاز و اذعان و اقبال به درگاه الهی، خداوند با هر تکبیری بابی معنوی از ابواب رضوان را بر وجهش می گشاید. با الهام از آیات مربوطه در زیارتنامه می توان حکمت هر بار تکبیر گفتن "اللهُ اَبهیٰ " را نیز در حدّ عرفان خود فهمید.
 
و در توضیحی از حضرت عبدُالبهاء دربارۀ تکبیر اللهُ اَبهیٰ  اهمّیّت و شکوه و معنای هر تکبیرِ 95 بار در روز بیش تر روشن می گردد. حضرتشان می فرمایند: «... این تحیّتِ اللهُ اَبهیٰ  کوسِ [طبلِ] ربوبیّتِ جمالِ احدیّت است که در قلبِ امکان تأثیر نماید.» (3)
 
موردی که در بالا ذکر شد مربوط به حکمت و کیفیت و حالت روحانیِ ادایِ هر بار تکبیر و ارتباط فرد با خدا است. امّا از جنبۀ حکمت و علّتِ ذکرِ اعدادی چون 9 و 19 و 95 در تکرار تکبیرات و بعضی ادعیه(مثل دعای "هَل مِن مُفَرِّجٍ غَیرُالله..." و امثال آن) باید گفت طبق آثار بابی و بهائی چون محور و مبنای تعالیم الهی "توحید" و "وحدت" است، علاوه بر استفاده از کلمات و آیات که در قالب حروف الفبا برای بیان توحید و وحدت در عوالم حقّ و امر و خلق به کار می رود، از بعضی اعداد هم به عنوان نشانه و سمبلی از توحید و وحدت استفاده می شود. مثلاً عدد 9 که به حروف ابجد با کلمۀ "بهاء" مطابق است و "بهاء" مظهر وحدانیّتِ الهی است لذا سمبلی از وحدت و توحید محسوب می شود. یا عدد 19 چون به حروف ابجد مجموعِ حروفِ "و"، "ا"، "ح"، "د" (واحد) است لذا رمز و سمبلی از توحید و وحدت است. یا عدد 95 چون حاصل ضرب 5 در 19 است و 5 نیز به حروف ابجد مطابق با نام مقدّس حضرت "باب" است لذا این حاصل ضرب نیز رمز و سمبلی از توحید است. خود اعداد فی نفسه دارای مقام خاصّی نیستند ولی چون نشان از مَظاهرِ ظهور و توحید و وحدت دارند و به ارادۀ مَظاهرِ ظهور در آیات و کلمات ربّانی و تعالیم الهی بکار رفته اند مورد توجّه هستند.

 
زلزله و انسان

در این جهان خاکی موجودات به وجود می آیند و از بین می روند. جمادات، گیاهان، حیوانات، انسان همه و همه از «ترکیب» عناصر به وجود می آیند و پس از طیّ مراحلی با «تحلیل» و تجزیۀ عناصر از بین می روند. این ترکیب و تحلیل سیری است طبیعی که حاکی از «تغییر»ی دائمی است. کائنات دائم در حال تغییر و از حالتی به حالتی دیگر شدن هستند. کرۀ زمین و اجزاء آن نیز از این سیرِ طبیعی مستثنی نیست و دائماً در حال تغییر بوده و هست و خواهد بود؛ به قولی «ایست در کائنات نیست». زلزله و سیل و طوفان و رعد و برق و باران و برف و تگرگ و خسوف و کسوف و خشکسالی و سایر وقوعاتِ آن و نیز بیماری هایی چون وبا و سرطان و دیگر وقوعاتِ ناگوار نیز همین سیر طبیعی تغییر و تبدیل است.
 
صرف نظر از یادآوری این قانون طبیعی، با وقوع زلزلۀ اخیر در استان کرمانشاه و زنده شدن خاطراتِ دردناک زلزله های گذشته در طبس و بم و رودبار و منجیل و دیگر نقاط ایران و جهان، بحث های مختلفی از جمله بحث علل زلزله و دیگر حوادث طبیعی مجدداً در جامعه و رسانه ها پیش آمده است. این بحث در حقیقت در بستر «رابطۀ انسان و بلایای طبیعی ا زجمله زلزله» پیش می آید و اگر انسانی خلق نشده بود و روی کرۀ زمین نبود، بدیهی است این بحث ها هم نبود! لذا بحث آنجایی است که ارتباط زلزله با انسان چیست و به عبارتی زلزله با انسان و انسان با زلزله چه می کند.
 
یکی از بحث های جالب و جنجالی در این خصوص که اسباب تمسخر هم شده نسبت دادن علت زلزله از جمله به بی حجابی زنان است! اساساً بحث دربارۀ این قبیل حوادث طبیعی و ارتباط آن با کردار و گفتار انسان ها و جوامع خیلی پیچیده تر از این قبیل اظهار نظرهای خام و سطحی است. قرن هاست در فرهنگ ها و ادیان و مکاتب مختلف فلسفی و کلامی و اخلاقی این قبیل مباحث در جریان بوده و هست. در ارتباط با همین موضوع است که مسائلی از قبیل حُسن و قبح، جبر و اختیار، قضا و قدر، خیر و شرّ، مادّه و روح، عدالت، اعتدال، مجازات و مکافات، خوشبختی و بدبختی، معجزات و امثال آن مورد بحث قرار می گیرد.
 
ارتباط موجودات با همدیگر از جنبۀ مادی و تأثیر و تأثر آنها بر هم حقیقتی است که به وسیلۀ علم اثبات شده، امّا رابطه بین جنبۀ مادی و طبیعیِ زمین و طبیعت با جنبۀ روحی یا روحانی و معنوی و اخلاقی در عالَمِ انسانی، مثل ارتباط زلزله و یا حوادث طبیعی با سوءِ افکار و کردار و اخلاق و گفتار انسان امری است که مورد مناقشه است. البتّه از جنبۀ دینی و عرفانی این ارتباط از جنبۀ اعتقادی تأئید شده است چنانکه گفته می شود کردار و گفتار و نیّات انسان از جهاتی در حوادث طبیعی مؤثر است امّا از جنبۀ عقلی و علمی این ادّعا مورد شکّ و تردید و حتّی مورد انکار است. مثلاً مولوی با استفاده از منابع اسلامی همچون قرآن و احادیث منعِ زکات را از علل نبودن ابر و باران، و ارتکاب زنا را از علل شیوع بیماری وبا می گوید:

     ابر بر ناید پی منع زکات            وز زنا افتد وبا اندر جهات.

برگرفته از: https://www.tribunezamaneh.com/archives/138978


نقشِ توهّمِ قُدسی بودن در ستم پیشگی جمهوری اسلامی ایران*
 
39 سال است که جمهوری اسلامی ایران نه تنها بر اقلیّت های مذهبی و غیر مذهبی، بلکه بر اکثریّت ملّت ایران ستم می کند. بدیهی است که این ستم بر اقلیّت ها بمراتب بیشتر است. یکی از اقلیّت هایی که بدون وقفه و به شکل سیستماتیک و با اتّهامات واهی مورد انواع ستم قرار داشته و دارد جامعۀ بهائیان ایران است. وسعت و تنوّع و استمرار بدون وقفۀ این ستم طوری بوده که از طرف تحلیلگران غیر بهائی نیز از شاخص های آشکار و مهمّ ستمگری حکومت ایران بوده است.
 
از جمله ستم های وارده بر بهائیان در 39 سال اخیر که شواهد و مدارک آن موجود است عبارتند از: کشتن و تیرباران و اعدام در زندان، سوزاندن، حبس کردن، شکنجه کردن های شدید روحی و جسمی، ترور در خیابان و منزل، ربودن افراد و ناپدید شدن آنها، تبعید، اخراج از کار و دانشگاه و دبیرستان و حتّی دبستان، قطع حقوق بازنشستگی و بعضاً مجبور کردن افراد به پس دادن حقوق های دریافتی سنوات قبل، مصادره و تاراج اموال، تخریب چندین قبرستان بهائیان که به گلستان جاوید معروف است و اجبار ایشان به دفن عزیزانشان در قطعه زمین های بایری كه دور از دسترسی آسان و پنهان از دیدگان هم میهنان است، نفرت پراکنی و تنجیس و نشر تهمت و بهتان از طریق رسانه ها و مقالات و کتب و روزنامه ها و رادیو و تلویزیون دولتی و اینترنت، تشویق و تحریک و حمایت و بازگذاشتن دست گروه های ضدّبهائی برای اشاعۀ اکاذیب و افترائات و نیز اقدامات عملی علیه بهائیان، بستن و پلمپ مغازه ها، آزار و ایذاء و ایجاد مزاحمت های تلفنی و حضوری، تخریب مکان ها و زیارتگاه های بهائیان و نیز بعضی مساکن بهائیان در شهرهای مختلف، بازرسی منازل بهائیان و تخریب وسایل خانه و توهین و کتک زدن افراد خانواده حین بازرسی منزل و شکستن قاب عکس های حاوی تصاویر مقدّس برای بهائیان و بردن تمام کتب و آثار بهائی و نیز کامپیوتر و موبایل و اوراق شناسایی و بعضاً پول و طلا و وسایل منزل، کارگذاشتن شنود در بعضی منازل و محلِّ کار، سعی در ایجاد اختلاف بین بهائیان، سعی در توّاب سازی و سوء استفاده از معدود کسانی که به زور و تهدید بظاهر مسلمان شده بودند، تعقیب و تجسّس و پرس و جو از همسایگان و همکاران و بستگان مسلمان دربارۀ بهائیان، کتمان بهائی ستیزی در سازمان ملل و مجامع بین المللی حقوق بشر، تخطئه و تکذیب و تحقیر گزارش گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل متّحد، تحریک و تشویق بعضی حکومت ها چون مالزی و اندونزی و حتّی تطمیع مالی بعضی چون یمن برای بهائی ستیزی در کشورهای مزبور، تحریک و تهدید و بعضاً بازجویی از هم میهنان عزیز مسلمان درجهتِ عدم معاشرت و معاملات کاری با بهائیان، و بسیاری اقدامات بهائی ستیزانۀ دیگر که در رسانه ها و نیز گزارش های متعدّدِ حقوق بشری مذکور و مستند است.
 
حتّی همین ماه های اخیر و حتّی همین روزهای اخیر موج پلمپ مغازه ها و دستگیری بهائیان در چندین شهر ادامه داشته و دارد. حتّی حالا که در استان کرمانشاه و بیرجند زلزله هم آمده و باید به مردم بیچاره و داغدیده برسند بجای آن به ستمگری ادامه می دهند و بهائیان را می گیرند و مغازه هایشان را می بندند! و بیش از آن، نه فقط ستم بر بهائیان بلکه- به اعتراف خود مسؤولین و ریاست محترم جمهوری و نیز صدا و سیمایشان در روزهای 22 و 24 آبان- ستم بر مردم ایران از طریق ساخت و سازهای بی پایۀ مسکن مهر و نابسامانی در کمک به زلزله زدگان قابل مشاهده است. از زلزله گذشته ستم های پیاپی به مردم ایران از طریق - به قول خودشان- خیانت در بیت المال و اختلاس های مستمر و حیف و میل کردن سرمایه های ملّی به پای این و آن و در عوض نپرداختن حقوق کارگران و دیگران و خلاصه همۀ ستم هایی که هر روز در رسانه ها می خوانیم و می بینیم.

برگرفته از: http://www.payamha-iran.org/node/258

ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم خطاب به بهائیان جهان
(هیئت بین‌المللی ترجمه به زبان فارسی)
٣١  اکتبر  ٢٠١٧
دوستان عزیز و محبوب،
سیل گزارش‌ها از همۀ قارّات عالم هم‌چنان در جریان است ولی در ابراز مسرّت بی‌پایان خود به شما عزیزان بیش از این درنگ نخواهیم کرد.  فوران عشق و احترام عمیقی که در سراسر جهان نسبت به حضرت بهاءالله به مناسبت دویستمین سالگرد میلاد خجستۀ آن حضرت ملاحظه شد موجب سرور و نشاط بی‌اندازۀ این مشتاقان گردید.  در مکان‌های گوناگون از منازل گرفته تا استادیوم‌ها زندگی مبارکش با عشق فراوان و با خلّاقیّتی شایان گرامی داشته شد.  در بسیاری از گردهمآیی‌ها تعداد میهمانان چندین برابر بهائیان و در بعضی از جزایر مستقلّ، تخمین شمار شرکت‌کنندگان درصدی از کلّ جمعیّت بود.  براستی شگفتی خود را از نزول باران عظیم فضل و الطاف لانهایۀ جمال اقدس ابهی اذعان می‌کنیم و در هر کوشش ارزشمند به منظور بزرگداشت مقام مقدّسش تلاش صمیمانۀ یکایک احبّا برای کسب سهم کامل خود را مشاهده می‌نماییم.  با توجّه به تمامی آنچه به وقوع پیوست، می‌دانیم که هر یک از شما عزیزان مایلید در بارۀ مقتضیات آن برای پیشرفت امر مبارک در محلّ خود تأمّل و تفکّر نمایید.  به شما مؤکّداً توصیه می‌کنیم که هر فردی را که به دعوت شما پاسخ گفته است مشارکت‌کنندۀ بالقوّه‌ای در فرایند جامعه‌سازی ببینید.  بررسی کنید که چگونه می‌توان شرایطی ایجاد کرد تا جمع کثیری را قادر سازد که در این مسیر هم‌دیگر را همراهی کنند.  هر نفسی بعد از ارتباط با قدرت تقلیب‌کنندۀ این ظهور اعظم می‌تواند به حضرت بهاءالله تقرّب بیشتری یابد، قابلیّتش فزون‌تر گردد، شادی و شعف را در میدان خدمت جوید، و مساعدت به دیگران را بیاموزد.  نتایج کوشش شکوهمند شما نویدبخش امکانات شگفت‌انگیزی است ولی تحقّق آن مستلزم ثبوتی خلل‌ناپذیر می‌باشد.  امید آنکه قوای منبعث از این ایّام، مشوّق و محرّک مجهودات شخصی و جمعی شما در دوران باقی‌ماندۀ این دویستمین سال و در واقع طیّ هشت دورۀ فعّالیّت تا دویستمین سالگرد میلاد حضرت ربّ اعلی باشد.

برگرفته از: 

ماخذ: fromdifferentangle.blogspot.com
دکتر نسرین اخترخاوری
ترجمه دیده بان مطبوعات ایران 
جامعه بهائی بارها این مسئله را عنوان کرده است که بهائیان به عضویت هیچیک از احزاب سیاسی در نمی آیند، در امور سیاسی مداخله نمیکنند و از قبول مشاغلی نظیر وزارت، سفارت، عضویت در مجالس شورا (پارلمان) و هر آنچه که مستقیماً به سیاست مرتبط است معذورند و به دنبال تشکیل احزاب سیاسی نیستند. همانطور که میدانیم گرچه بهائیان در بسیاری از کشورهای جهان، از آزادی کامل در تشکیل احزاب سیاسی برخوردار بوده اند، ولی تا حال در هیچ کجای دنیا [بر اساس تعالیم دیانتشان] هیچ حزب سیاسی تشکیل نداده اند. این نکته بوضوح نشان مى دهد که بهائیان، [در هیچ کجای دنیا] منجمله در جهانِ عرب، تمایلی به دخالت در امور سیاسیه ندارند. بر طبق اصول دیانت بهائی، پیروانِ این آئین، موظف به اطاعت تام از قوانین و مقاماتِ حکومتیِ کشورهائی هستند که در آن سکونت دارند. علاوه بر این، بهائیان معتقدند که نه تنها باید عشق و ایمان حقیقی خود را نسبت به وطن خویش ابراز دارند، بلکه در درگاه پرورگار مسؤولند که به همان نسبت با علاقه و سعی فراوان به خدمت تمام نوع بشر اعم از هر قوم و نژاد و جنسی بپردازند.
یکی از اتهامات بی پایه و اساسی که بر بهائیان وارد شده و جامعۀ بهائی شدیداً آن را رد میکند این است که پیروان این آئین دست نشاندگانِ دولت اسرائیل هستند، از تأسیس این دولت حمایت کرده و با صهیونیسم رابطۀ تنگاتنگ تاریخی دارند. 
مطالبی که در ادامه میخوانید، برخی توضیحات دربارۀ رفع این گونه اتهامات است:
وجود مراکز اداری جهانی بهائی در کشور اسرائیل کنجکاوی بسیاری را دربارۀ رابطه بین بهائیان و دولت اسرائیل بر انگیخته و این حضور را مورد سؤال قرار داده است. از نظر تاریخی کاملاً مشخص است که تبعید حضرت بهاءالله به شهر عکّا به ارادۀ سلطان عثمانی و علیرغم تمایل شخصی ایشان صورت گرفته است. در آنزمان شهرهای عکّا و حیفا در سرزمین فلسطین که بخشی از قلمرو حکومت عثمانی بود قرار داشتند. در حالی که دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ و بعد از گذشت ۵۶ سال از وفات حضرت بهاءالله بنیانگزار آئین بهائی و ۲۷سال بعد از درگذشت فرزند ارشد ایشان، حضرت عبدالبهاء تاسیس گشت.