خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی

 
 

صد و چهل سالگی رسالۀ مدنیّه

 
 
مقدمه:
 
رسالۀ مدنیّه نوشتهٔ بسیار معتبری است در زمینهٔ تجدد‌طلبی، خردگرایی، بسط ترقی‌خواهی، روشنگری و ضرورت ایران‌سازی!
 
این رساله در سال ۱۲۵۴ شمسی برابر با ۱۲۹۲ هجری قمری و ۱۸۷۵ میلادی با عنوان «اسرار الغیبیّه لاسباب المدنیّه» بی‌آنکه نام نویسندهٔ رساله اعلام شود در بمبئی هند به زیور چاپ آراسته شد. این اثر سیاسی ارزنده دومین بار در سال ۱۹۱۱ میلادی در قاهره با چاپ سربی انتشار یافت و نهایتاً با مساعد شدن وضع داخلی، در خود ایران هم منتشر گردید و معلوم همه شد که نویسندهٔ آن رساله، شخص جناب عبدالبها آموزگار و رهبر معروف بهائیان ایران و جهان بوده که از سر ایراندوستی و ملت‌خواهی و دولت‌خواهی، مصلحت را در آن دیده که از ذکر نام خود خودداری کند تا حقیقت پیامی که در آن رساله برای روشنگری اذهان ایرانیان آمده به دیوار سخت و سنگی تعصّبات مذهبی و فرقه‌ای برنخورد و جنگ‌های «حیدری- نعمتی» مانع از دریافت و فهم محتوای سازندهٔ آن نشود...
 
صاحب این قلم نیز با بی‌طرفی دربارهٔ تمایلات و عقاید مذهبی نویسندهٔ این رساله، صد و چهل سالگی رساله مدنیّه را فرصتی دانست تا با پرداختن به درونمایهٔ غنی و تجددخواهانه و مترقی این اثر ارزنده، غنای ادبیات سیاسی و فعالیت‌های نظری تجددطلبانه‌ای را که به جنبش بزرگ مشروطیت و نهضت‌های مدرن و ملی بعدی در ایران منجر شد نشان دهد تا ترقی‌خواهان و ایران- سازان نیک بدانند که در تلاش و کوشش برای آزادی ملی و عدالت و استقلال و ترقی و تعالیِ جمعی همهٔ مردم این سرزمین کهن از هر فرقه سیاسی و مذهبی و قومی یا صنفی و اجتماعی به نسبتی شرکت داشته‌اند و هیچ فرقه و قومی ادعای مالکیّت و انحصار وراثت بر هیچ یک از حرکت‌های ملی و مترقی را نمی‌تواند داشته باشد.
 
مطالب مهم رساله:
 
مطالبی که در این رساله آمده دربارهٔ گذشتهٔ افتخار آمیز ایران قبل از آمدن اسلام، ضرورت اخذ تمدن غرب با تاکید بر پرهیز از خودباختگی در برابر مدنیّت غربی و مسحور نشدن در برابر آن، دربارهٔ اصول کشورداری مدرن و اصلاح در جوانب مختلف زندگی جمعی است. از طرفی دربارهٔ علم و صنعت و ترقیاتی که در جهان چهره کرده، ضرورت پرهیز از مناقشات بین‌المللی و نفی جنگ و جدال‌های منطقه‌ای و طرح صلح و همزیستی میان ملت‌هاست. و در ‌‌نهایت دربارهٔ سعادتمند کردن ملت ایران و خدمت به کل انباء بشر در سراسر عالم است، که با استناد به آیات قرآنی و اخبار و احادیث نبوی و شیعی و گفته‌های حکماء جهانی خاصّه با توسل به ادبیات فارسی کوشیده تا از شاه تا پایین‌ترین توده جامعه را با زبانی حکیمانه طرف خطاب قرار می‌دهد و ضرورت درک وضع اسفبار ملت ایران را در آن برهه از زمان و راه نجات از آن اوضاع مصیبت‌بار را دلسوزانه گوشزد کند تا با تلاش جمعی، ایرانی نو و نیرومند و آزاد و آباد به وجود آید. می‌نویسد:
 
«چون در این ایّام رأی جهان آرای پادشاهی بر تمدّن و ترقی و آسایش و راحت اهالی ایران و معموریت و آبادی بُلدان قرار یافته و بصرافت طبع، ید یمین رعیّت پروری و عدالت گستری را از آستین همّت کامله و غیرت تامّه برآورده تا با نوار عدل آفاق ایران را محسود ممالک شرق و غرب فرماید... لهذا این عبد لازم دانسته که بشکرانۀ این همّت کلیه، مختصری در بعضی مواد لازمه لِوجه‌الله مرقوم نماید و از تصریح اسم خویش احتراز نموده تا واضح و مبرهن گردد که مقصدی جز خیرِ کلّ نداشته و ندارم بلکه چون دلالت بر خیر را عین عمل خیر دانسته لهذا بدین چند کلمه نصحیه انبای وطن خویش را چون ناصح امین لِوجه‌الله متذکر می‌نمایم و ربّ خَبیر شاهد و گواه است که جز صرف خیر مقصدی نداشته چه که این آوارۀ بادیۀ محب‌الله بعالمی افتاده که دست تحسین و تزییف و تصدیق و تکذیب کل کوتاه است...‌ای اهل ایران، قدری در ریاض تواریخ اعصار سالفه نمائید و سر بجیب تفکّر فرو برده ببصر عبرت ملاحظه کنید که تماشای عظیمی است. در ازمنه سابقه مملکت ایران بمنزلۀ قلب عالم و چون شمع افروخته بین انجمن آفاق منوّر بود. عزّت و سعادتش چون صبح صادق از افق کائنات طالع و نور جهان افروز معارفش در اقطار مشارق و مغارب منتشر و ساطع، آوازۀ جهان گیری تاجداران ایران حتی، بسمع مجاورین دایرۀ قطبیه رسیده وصیتِ سطوت ملک‌الملوکش، ملوک یونان و رومان را خاضع و خاشع نموده بود. حکمت حکومتش حکمای اعظم عالم را متحیّر ساخته و قوانین سیاسیه‌اش دستورالعمل کل ملوک قطعات اربعه عالم گشته ملت ایران مابین ملل عالم بعنوان جهانگیری ممتاز و بصفت ممدوحۀ تمدن و معارف سرافراز. در قطب عالم مرکز علوم و فنون جلیله بود و منبع صنایع و بدایع عظیمه و معدن فضایل و خصائل حمیده انسانیه... خلاصه از مفاد تواریخ ملل مشهوره مشهود و مثبوتست که نخستین حکومتی که در عالم تأسیس شده و اعظم سلطنتی که بین ملل تشکیل گشته تخت حکمرانی و دیهیم جهانبانی ایرانست»(۱)

پیام ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴
 

۱۱  شهرالجمال  ۱۷۲

١٨  اردیبهشت  ۱۳۹۴
 
پیروان باوفای حضرت بهاءالله در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند
 
در ایّام فرخندۀ رضوان این مشتاقان به اتّفاق جمّ غفیری از پیروان جمال اقدس ابهی، خادمین مرکز جهانی بهائی و زائرین و مسافرین در ارض مقصود، با طواف مقامات متبرّکۀ علیا مراتب قدردانی و سپاس خود را از نزول تأییدات متتابعۀ ربّانی که سبب حصول موفّقیّت‌های مهمّی برای امر مبارک در قریب به پنج‌‌هزار محدودۀ جغرافیایی در جمیع قارّات عالم گردیده به لسان جان به ساحت قدس الهی ابراز داشتیم، موفّقیّت‌هایی که نتیجۀ سعی و کوشش خاضعانۀ دوستان در راه بهبود اوضاع و رفاه اجتماع با هم‌کاری دیگر مردم آزاده و خیراندیش جهان است.  در راز و نیاز با خالق بی‌انباز به یاد شما عزیزان بودیم و نه تنها فرارسیدن سال‌روز دست‌گیری هفت نفر اعضای سابق هیئت جلیلۀ یاران و برخی از خادمین برازندۀ مؤسّسۀ علمی آزاد را به خاطر آوردیم بلکه این غم و اندوه را نیز به دل داشتیم که هنوز هزاران نفر از بهائیان ایران هم‌چنان به خاطر تمسّک به باورهای دینی خود در تضییقات شدید به سر می‌برند و بیش از صد نفر از آن عزیزان اسیر بند و زندان می‌باشند.  از آستان مقدّسش رجا نمودیم که امرا را عدل و علما را انصاف عنایت فرماید تا این ظلم و ستم به پایان رسد و ابواب رخا و آسایش بر وجه آن خادمان امر حضرت کبریا و دیگر شهروندان شریف آن سرزمین مقدّس و باستانی گشوده گردد.

 دوستان عزیز

با درودها و تکبیرات گرم و صمیمانه و با تبریک عید اعظم رضوان، خوشحالیم که مقارن این ایّام بی همتا و «سلطان اعیادِ» آن دلبر یکتا، می توانیم نسخۀ جدیدی از کتاب نفیس فرائد تألیف جناب ابوالفضائل گلپایگانی را در اختیار طالبین و علاقمندان قرار دهیم. این نسخه به دو شکل WORD و PDF است که بالتبع موجب تسهیل استفادۀ عزیزان از این کتاب مستطاب خواهد بود.
در پیشگفتار نسخۀ جدید، عزیزی که همّت بر تایپ WORD و ویرایش جدید کتاب نموده اند، چنین نوشته اند:
«شاید به قطع یقین می توان گفت که کمتر کسی است که نام نامی نِحریر اعظم و فاضل یگانه امر اقدس ابهی جناب ابوالفضائل گلپایگانی به همراه شاهکار بدیع ایشان کتاب "فرائد" را در میان کلیّه فضلا و اثار عدیده امری نشنیده باشد. گرچه جناب ابوالفضائل آثاری متعدد از خود بجا گذاشته اند ولی "فرائد" ایشان شهرت و مقام منحصر به خود را دارد. این اثر نفیس با نام خالقش بشأنی عجین گردیده که بدون استثناء ذکر یکی دیگری را تداعی می کند. این اثر منحصر بفرد، استدلالیه ای است که بنفسه علاوه بر شهادت به عمق دانش و استنباط دقیق حضرتشان از آثار مُنزلۀ بهائی و سایر آثار ادیان و فلاسفه، در آن می توان به فروتنی و عبودیت منحصر بفرد نویسنده هم پی برد. به این جهات است که این استدلالیۀ بی مانند همواره در میان اهل بها و طالبین منصف از ارج و قربی بی نظیر برخودار بوده است.
کتاب فرائد متوالیاً در ایام مختلفه به حلیۀ چاپ و انتشار آراسته گردیده که  جدیدترین آن در سال ۱۵۸ بدیع مطابق ۱▪▪۲ میلادی است که بوسیلۀ مؤسّسۀ مطبوعات امری آلمان در هوفهایم، تحت اشراف لجنه ملّی نشر آثار امری به لسان فارسی و عربی چاپ شده. هم چنین نسخه ای از همین نشر به صورت عکس برداری کامپیوتری "Scan" در پایگاه اینترنتی کتابخانۀ بهائی: http://reference.bahai.org/fa/  در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.
بعد از گذشتن چندین سال با استفاده از امکانات پیشرفته کامپیوتری امروزه لازم بود که این اثر نفیس به صورت نسخۀ "Word" که در مقایسه با دیگر اَشکال، از مزایای خاصی برخودار است در دسترس علاقه مندان و محققینی که مایلند از این اثر محترم در امور تحقیقی خویش از آن رونویسی و استفاده نمایند مجدداً منتشر شود. مزایائی که این نسخه بنفسه دارد از نقائص دیگر نسخ قبلی بدور است زیرا براحتی می توان قسمت های مورد لزوم را بدون نوشتن و یا تایپ مجدد با سرعت بیشتر با بکار گرفتن کامپیوتر از متن اصلی نسخه برداری نمود و حتی اندازۀ کلمات را در صورت تمایل می توان به آسانی کوچک و یا بزرگ نمود.
مانند نسخ منتشره قبلی این نسخه هم فهرست مطالب، اعلام و اماکن را بطور کامل دارا می باشد که نفوسی که مایلند از این نسخه چاپی بگیرند بتوانند مطالب مورد لازم را با استفاده از این فهرست از این طریق در نسخۀ چاپی نیز بآسانی پیدا نمایند. در یکی دو مورد جزئی در نسخ قبلی اشکالاتی مشاهده شد که در نسخه حاضر اصلاح گردیده است. از جمله صفحۀ ۳۱۴ در پایگاه اینترنتی ذکر شده موجود نبود که در این نسخه با رجوع به نسخه ای که سال ها قبل منتشر شده بود تایپ گردیده  که نقصی در این نشر موجود نباشد.
این نسخه که هم اکنون در  دسترس علاقمندان قرار می گیرد چندین بار با دقت فراوان  مقابله شده ولی مانند بسیاری دیگر از آثار منتشره ممکن است مواردی جزئی در آن یافت شود که سهواً اشتباهی شده باشد که باعث سپاس است که قارئین و استفاده کننده گان محترم اگر به چنین نکاتی برخوردند ما را مطلع نمایند.»

پیام رضوان ٢۰۱۵
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به بهائیان جهان رضوان 2015 میلادی (172 بدیع) (از:  مرکز جهانی بهائی)
ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند
دوستان عزیز و محبوب،
ایّام فرخندۀ رضوان فرا‌رسیده و از فراز توفیقاتی که جامعۀ اسم اعظم به آن فائز گشته چشم‌اندازهای درخشانی در افق مشاهده می‌شود.  مراحل وسیعی پشت ‌سر گذاشته شده است:  تعداد برنامه‌های جدید رشد ازدیاد یافته و در حالی ‌که صدها برنامۀ دیگر باید در ظرف دوازده ماه آینده به وجود آید تلاش برای شروع الگوی فعّالیّت‌های لازم هم‌اکنون تقریباً در همۀ محدوده‌هایی که شمارشان طبق هدف نقشۀ پنج‌ساله باید به ۵٠٠٠ بالغ گردد، آغاز شده است.  برنامه‌های موجود در حال قوّت گرفتن هستند و بسیاری از آنها به وضوح نشان می‌دهند که مفهوم گسترش آیین الهی در صحنۀ اجتماعی در سراسر یک محدوده و در یک محلّه یا روستا چیست.  مسیرهایی که منجرّ به ترویج و تحکیم مستمرّ در مقیاسی وسیع می‌گردد با گام‌هایی محکم‌تر و غالباً با پیش‌گامی جوانان دلیر پیموده می‌شود.  روش‌هایی که از طریق آن امر الهی قدرت اجتماع‌سازی خود را در محیط‌های مختلف نمایان می‌سازد اکنون آشکارتر گشته و خصوصیّاتی که نشان‌دهندۀ بسط بیشتر فرایند رشد در یک محدودۀ جغرافیایی است تدریجاً قابل رؤیت می‌شود.
دعوت قیام به انجام و حمایتِ این مجهودات ندایی است خطاب به هر یک از پیروان حضرت بهاءالله.  هر قلبی که از مشاهدۀ اوضاع حسرت‌بار جهان که بسیاری از مردمان اسیر آنند متألّم ‌گردد این صلا را لبّیک گوید زیرا مآلاً، سازنده‌ترین پاسخِ هر فردِ مؤمنِ متعهّد و نگران از آلام فزایندۀ اجتماع بی‌سامان، همانا اقدام سیستماتیک، مجدّانه و فداکارانه در چارچوب وسیع نقشه می‌باشد.  در طیّ سال گذشته این نکته روشن‌تر شده است که در کشورهای مختلف و به طرق گوناگون، وحدت نظر اجتماع حول آرمان‌هایی که معمولاً مردم را متّحد ساخته به ‌هم پیوند می‌دهد روز به روز ضعیف‌تر و فرسوده‌تر می‌شود و دیگر نمی‌تواند دفاع مؤثّری در مقابل انواع ایدئولوژی‌های خودمحور، تعصّب‌آمیز و زهرآگین که از نارضایتی و رنجش مردم قوّت می‌گیرند ارائه دهد.  مروّجین این عقاید ویران‌گر در جهانی مستغرق در نفاق و اختلاف که اطمینان و اعتمادش نسبت به خود هر روز کاهش می‌یابد جسورتر و گستاخ‌تر می‌شوند.  بیان صریح قلم اعلی را به خاطر می‌آوریم که می‌فرماید:  "یهطعون الی النّار و یحسبون انّها نور."  رهبران نیک‌اندیش ملل و مردم خیرخواه عالم در تلاش‌اند که شکستگی‌های آشکار اجتماع را مرمّت کنند ولی حتّی قادر به جلوگیری از گسترش آن هم نیستند.  اثرات این وضع تنها در جنگ و ستیز آشکار و یا در فروپاشی نظم‌ مشاهده نمی‌شود بلکه در عدم اعتمادی که همسایه را به مخالفت با همسایه وامی‌دارد و پیوندهای خانوادگی را از هم می‌گسلد، در خصومت‌هایی که به اسم گفتمان اجتماعی پذیرفته می‌شود، در سهولتی که در به کارگیری انگیزه‌های دونِ بشری برای کسب قدرت و انباشتن ثروت ملاحظه می‌گردد — در همۀ اینها نشانه‌های صریحی موجود است که آن نیروی اخلاقی که زیربنای تداوم اجتماع است دست‌خوش فرسایشی شدید گردیده است.
در جهانی که در سال های آغازین هزارۀ سوّمش، هنوز سایۀ شوم نفرت و جنگ، جهانیان را احاطه کرده، یک بار دیگر، عید اعظم رضوان، سلطان اعیاد بهائیان جهان، فرا رسیده است. حضرت بهاءالله شارع دیانت بهائی یک قرن و نیم پیش در چنین ایّامی، حکم جنگ و جهاد و تنجیس این و آن را نسخ فرمود و حکم محکم صلح و وحدت عالم انسان را تشریع فرمود و در آثار وحیانی اش که به مدت چهل سال در تبعید و زندان ارائه نمود، راه و روش رسیدن به چنین هدف مقدسی را تشریح فرمود. جانشین حضرتش، حضرت عبدالبهاء، روح و جان و جنبۀ معنوی این راه و روش را، چنین بیان فرموده است:     
 
«ای یارانِ این مظلوم [=حضرت عبدُالبهاء] نظر را از مشاهدۀ غیر پاک نمایید بیگانه نبینید بلکه جمیع را آشنا دانید زیرا با وجود ملاحظۀ بیگانگی محبّت و یگانگی مشکل است و در این دور بدیع به نصوص الهی باید با جمیع طوائف و ملل یگانگی نمود و نظر به عُنف و شدّت و سوء نیّت و ظلم و عداوت ننمود بلکه به افق عزّت قدیمه باید نظر کرد که این کائنات هر یک آیتی از رَبُّ الآیاتند و به فیض الهی و قدرت ربّانی به عرصۀ وجود قدم نهادند. لِهذا آشنا هستند نه بیگانه یار هستند نه اغیار و به این نظر باید معامله نمود. پس یاران باید در نهایت مهربانی و محبّت با دوست و بیگانه هر دو اُلفت و مَحبّت نمایند و ابداً نظر به استحقاق و استعداد نکنند در هر صورت نهایت مهربانی فرمایند از شدّتِ عِناد و جدال و بَغضا و عُدوانِ خلق شکست نخورند. اگر آنان تیر زنند اینان شهد و شیر بخشند اگر زهر دهند قند بخشند اگر درد دهند درمان بیاموزند اگر زخم زنند مَرهَم بنهند اگر نیش زنند نوش روا دارند.» (منتخباتی ازمکاتیب، ج ۱، شمارۀ ۸.)

برگرفته از: http://www.payamha-iran.org/node/117

پیام نوروز ۱۳۹۴
 
نوروز ۱۳۹۴
 
احبّای باوفای حضرت بهاءالله در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند
 
محبّت بی‌پایان، تقدیر بی‌کران و درود فراوان خود را به مناسبت فرارسیدن عید سعید نوروز و آغاز فصل دل‌نواز بهار به یکایک شما بندگان درگاه کبریا ابراز می‌داریم و امیدواریم که در این اوقات جان‌فزا با وجود تضییقات بی‌شمار فرصتی یابید تا ایّامی را با راحت و فراغت سپری نمایید.  الحمد لله شما از موهبت شادی و مسرّت حقیقی برخوردارید، کیفیّتی روحانی که از آنِ کسانی است که علی‌رغم شرایط مادّی و اجتماعی، برای تقرّب به درگاه حضرت احدیّت و درک و ترویج کلام الهی می‌کوشند، به فکر بهبود و رفاه همه‌گانند، با از خودگذشتگی در راه ترویج عدل و انصاف گام برمی‌دارند و هیچ مانعی حتّی ظلم و ستم و اسارت و زندان هم آنان را از این نشاط معنوی محروم نمی‌سازد.  این شادی و این مسرّت حقیقی است که قلوب را اهتزاز بخشد، روح را به پرواز آرد، بر قوای انسان بیفزاید، نیروی افکار و ادراکات را تقویت کند، امید ‌‌آفریند و شعلۀ اشتیاق را برای اقدامات هدف‌مند در مسیر بهبود رفاه عمومی فروزان‌ ‌نماید.  این‌چنین است که در نزد اهل بهاء از مقبول‌ترین اعمال القای سرور در قلوب دیگران است.  حضرت عبدالبهاء می‌فرمایند "تا توانید قلوب انسانی را فرح و شادمانی بخشید و از برای جمیع بشر کامرانی طلبید."
«ای مناديان به ملکوت الله، چند روز پيش به آن ياران الهی نامه‌ئی  نگاشته گشت ولی چون اين ايّام عيد نوروز است لهذا به ياد شما افتاديم و تهنيت عيد نوروز می نمائيم. جميع ايّام مبارک است ولکن اين عيد، عيد ملّی ايران است؛ چند هزار سال است که اين عيد گرفته می شود ولی فیالحقيقه هر روزی را که انسان به ياد خدا و نشر نفحات الله و ندای به ملکوت الله پردازد آن روز عيد مبارک است. الحَمدُ لِله شما شب و روز به خدمت ملکوتُ الله و ترويج دينُ الله مشغول و مَألوف، لهذا جميع ايّام شما اَعياد است و البتّه عون و عنايت الهيّه به شما خواهد رسيد و قوای الهيّه و نَفَثاتِ رُوحُ القُدُس تأييد شما خواهد کرد.»
 
(مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد ٣، ص ٦)

دوستان و یاران عزیز

عید نوروز را به یک یک آن عزیزان تبریک عرض نموده، شادی و رفاه حقیقی برای همه می طلبیم.

سایت ولوله در شهر

محسن کدیور در نوشته‌ای که در برای چاپ دراختیار کمپین بین‌المللی حقوق بشردرایران قرار داده است می گوید که مطالبی که اخیر توسط سیمحمدموسوی بجنوردی درباره محرومیت بهاییان از حقوق شهروندی منتشر شده است فاقد وجاهت شرعی و قانونی است.

 محسن کدیور- مطالبی که از آقای سیدمحمد موسوی بجنوردی درباره محرومیت بهائیان از حقوق شهروندی و حق تحصیل منتشر شده فاقد وجاهت شرعی و قانونی است.  ایشان ابتدا در مصاحبه با خبرگزاری فارس (مورخ ۲۴ آذر ۱۳۹۳) بهائیان را به دلیل مخالفتشان با اسلام و اهل کتاب نبودن بدون نیاز به تخصیص فاقد حقوق شهروندی و حق تحصیل آزاد دانست.

وی در مصاحبه‌ی دوم با پایگاه جماران که یک روز بعد از مصاحبه‌ی قبلی منتشر شد بهائی‌ها را به دو دسته تقسیم کرد: دسته‌ی اول آنها که با رژیم فاسد اسرائیل همکاری می‌کنند و بر ضد اسلام یا بر ضد جمهوری اسلامی ایران فعالیت دارند. این دسته اگر چه برخوردار از حقوق انسانی هستند اما فاقد حقوق شهروندی بوده به دلیل مجرم تلقی شدن از حقوق و آزادی‌های دیگر شهروندان محرومند. دسته دوم بهایی‌هایی که بی هیچ تبلیغی در جامعه، به آرامی زندگی می‌کنند، و بهایی بودن خود را ابراز نمی‌کنند؛ تجسس درباره آنها و محروم کردنشان از حقوق شهروندی جایز نیست.

به دو دلیل دسته‌بندی آقای موسوی بجنوردی در اصلاحیه لغو است. اولا مطابق قوانین موضوعه‌ی ایران «همکاری با رژیم اسرائیل و فعالیت بر علیه اسلام یا جمهوری اسلامی» جرم است و هر کسی با هر دین و آئینی ولو مسلمان شیعه‌ی اثنی عشری چنین اتهامی درباره‌ی وی اثبات شود مجرم محسوب شده مجازات می‌شود. این قیود هیچ اختصاصی به بها‌ئیان ندارد، تا بر اساس آن دسته بندی صورت گیرد. این تقسیم بندی همان‌قدر لغو است که گفته شود یهودیان یا مسلمانان بر  دو قسمند: قسم اول همکاران دولت اسرائیل و مخالفان اسلام و جمهوری اسلامی، قسم دوم دیگر یهودیان و مسلمانان!
 
 برگرفته از:
 
 
چهارشنبه ۲۶م آذر ۱۳۹۳
 
حقوق شهروندی به روایت آیت الله موسوی بجنوردی
 
حسن یوسفی اشکوری
 
اخیرا آیت الله سید محمد موسوی بجنوردی در گفتگویی با خبرگزاری فارس سخنانی گفته است که بسی مایه شگفتی است. آقای موسوی بجنوردی از عالمان روشن اندیش و در قیاس با همتایانش نوگراست و در این بیست سال اخیر هم از نظر فکری و فقهی آرای نوتر و راهگشاتر ارائه داده اند و هم از نظر سیاسی در جناح اصلاح طلب قرار گرفته و در مجموع در طیف کسانی معرفی شده که اندک تغییری را در نظام ولایی مطلوب می دانند. اما اکنون ایشان در این گفتگو به شکل غیر منتظره‌ای سخنانی گفته اند که هم از منظر فقهی و دینی مایه حیرت است و هم از نظر سیاسی محل تأمل. سخنانی چنان سست و بی‌منطق و پر تناقض که از عالمی چون آقای موسوی بجنوردی بعید می نماید. نمی دانم این تغییر موضع پیش درآمد یک تحول تازه و گرایش بیشتر در طیف جناح اصلاح طلب به راست محافظه کار است (و شاید مصاحبه با خبرگزاری فارس نیز خود معنادار باشد) و یا تا کنون شناخت من از جناب ایشان نادرست و ناقص بوده و در واقع اندک امید من و مانند من به این عالم محترم بیهوده بوده است.
 
جناب بجنوردی در مصاحبه خود مطالبی فرموده است که بسیاری از آنها جای بحث و مناقشه دارد و از جمله در بخش سیاسی آن و تحلیل وی در باب رخدادهای دهه نخست انقلاب و به ویژه در باره تحولات پس از انتخابات ۸۸ و نقش کسانی چون کروبی (رئیس سابق ایشان در مجمع روحانیون) و موسوی (کاندیدای مجمع در انتخابات ریاست جمهوری دهم) آشکارا وارونه نمایی شده و اگر گزاف نباشد بر چشم حقیقت خاک پاشیده است. این در حالی است که جناب بجنوردی از برخی پرسش‌های اصلی مصاحبه گر آشکارا طفره رفته و یا پاسخی ناقص داده و اگر پاسخی شفاف داده می شد، تناقضات و وارونه گویی‌های ایشان بیشتر نمایان می شد. شاید بهره مندی از عطایای رهبری به مجمع روحانیون مبارز (که برای اولین بار ایشان آن را اعلام کرده و باید از این بابت از ایشان تشکر کرد) و یا بده بستانهای ناگفته در این چرخش بزرگ نقش داشته باشد. اما من در این گفتار از مسایل سیاسی چشم می پوشم و به بخش فقهی سخن وی در باب اسلام و فقه و حقوق شهروندی می پردازم. چرا که، به رغم اهمیت دیدگاه سیاسی جناب بجنوردی، نظریه دینی‌فقهی ایشان به عنوان یک فقیه مدافع قانون اساسی ایران و نظام ولایی، بسی مهم تر است و احتمالا به همین دلیل نیز عنوان بخش اصلی تیتر گفتگو در خبرگزارس فارس (مورخ ۲۴ آذر ۹۳) به همین موضوع ارتباط دارد: «فرمان ۸ ماده‌ای امام مترقی‌ترین حقوق شهروندی است/بهائیان حقوق شهروندی ندارند . . .».
 
 
پیام ٢٧ آذر ١۳۹۳
 
٧  شهرالمسائل  ١٧١
 
٢٧  آذر  ١۳۹۳
 
عاشقان جمال اقدس ابهی در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند
 
امیدواریم که تا کنون به مطالعۀ پیام مورّخ اوّل اوت ۲٠١٤ این جمع خطاب به ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم که حاوی پیشرفت پروژه‌های بنای هشت مشرق‌الأذکار در نقاط مختلف جهان بود موفّق گشته‌اید.  تأسیس هر یک از این مطالع ذکر سبحانی به راستی نشانه‌ای از اعلای کلمة‌ الله و نفوذ بیش از پیش امر حضرت پروردگار در جوامع بشری است.  بهائیان مهد امر الله، آن پیروان باوفای دلبر آفاق، البتّه با مفهوم مشرق‌الأذکار آشنایی کامل دارند چه که بعد از نزول این حکم محکم الهی به زودی به اهمّیّت آن پی‌بردند و با وجود محدودیّت‌های فراوان، در حدّ امکان به اجرای آن قیام نمودند.  آن عزیزان نه تنها پشتیبان اصلی تأسیس مشرق‌الأذکار عشق‌آباد بودند بلکه در داخل ایران نیز تشکیل جلسات دعای سحر‌گاهی را گسترش دادند و انگیزۀ خدمت به نوع بشر را تحکیم نمودند با این امید که در میقات معیّن بذرِ افشانده شکوفا گشته اثراتش منجر به بنای این مراکز انوار هدایت و موجب تأسیس ملحقات عامّ ‌المنفعه و خدمات انسان‌‌‌دوستانه‌ای گردد که طبعاً باید منبعث از عبادت حقیقی باشد.
 
بر این منوال و در ظلّ هدایات مولای توانا حضرت عبدالبهاء الگوی عبادت جمعی توأم با روح الفت و اتّحاد ناشی از آن و شوق و انجذابی که برای خدمت به نوع بشر برمی‌انگیزد در بسیاری از جوامع محلّی جزء لاینفکّی از حیات بهائی شد و به تدریج تمهیداتی فراهم آمد تا منظور حضرت مولی ‌الوری در بارۀ مفهوم مشرق‌الأذکار و تأسیس آن به صورتی ابتدایی در تحت شرایط متنوّع طبق این بیان مبارک شکل گیرد که می‌فرمایند:  "امّا مشرق‌الأذکار بسیار مهمّ است … هر نوع که باشد ولو حفره‌ئی در زیر زمین باشد آن حفره جنّة المأوی گردد و حدیقهٴ علیا شود و روضهٴ رضوان گردد محلّ انشراح ارواح شود و مرکز انجذاب قلوب به ملکوت ابهی."  پس بر طبق تجربیّات شما عزیزان، به راستی طیفی وسیع از امکانات مختلف را می‌توان برای اجرای این حکم الهی و تکامل آن در هر محل و مکان تصوّر نمود.
 
واژۀ مشرق‌الأذکار در آثار بهائی برای توصیف مفاهیم مختلفی به کار رفته است از قبیل گردهمایی برای دعا و مناجات در سحرگاهان، ساختمانی که در آن آیات الهی با لحن خوش تلاوت می‌گردد، مؤسّسۀ کامل مشرق‌الأذکار با ملحقات آن، و بنیان مرکزی آن مؤسّسه که غالباً عبادت‌گاه یا معبد خوانده می‌شود.  همۀ این تعابیر گوناگون را می‌توان مراحل یا جوانب اجرای تدریجی حکمی دانست که حضرت بهاءالله در کتاب مستطاب اقدس نازل فرموده‌اند.