خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی

دیدگاه ها

اخیراً در سایتی به کتابی با عنوان «محمّد: خاتم انبیاء» ، اثر دکتر محمّد ابراھيم خان، که به سه زبان فارسی و عربی و انگلیسی منتشر شده، برخوردیم که در آن بحثی راجع به خاتمیت حضرت محمد (ص) مطرح شده است. با کسب اجازه از مدیر سایت مزبور، هر سه نسخۀ کتاب تقدیم دوستان می گردد. 
 
در پیشگفتار کتاب چنین آمده است:
«آيا معتقدات شما چگونه بود اگر در تمام طول زندگی به شما گفته شده بود که در قرآن ظھور پيامبران جديد بعد از حضرت محمّد پيش بينی شده است؟ آيا در آن صورت در مورد اخبار مربوط به ظھور چنين پيامبری آزاد انديش تر نبوديد؟ اين کتاب نشان می دھد که سوء تعبير تنھا يک کلمه يعنی «خاتم» انحرافی به بزرگی و استواری يک کوه عظيم بوجود آورده است. با خواندن اين کتاب ملاحظه می نماييد که اين کوه عظيم کم کم محو می گردد و ھنگامی که اين مانع بزرگ از ميان برداشته شد، شما درخشنده ترين و ارزشمندترين گوھرھا، يعنی گنجی را می يابيد که از چشم تقريباً ھمۀ مسلمانان پنھان مانده است. اين کوه عظيم تنھا به وسيلۀ چھار حرف – خ ا ت م – که تا ابدّيت امتداد داده شده بوجود آمده است!
    مطمئناً بعضی از مسلمانان آرزو می کنند که ايکاش آن گوھرھا ھرگز وجود نداشت. تصوّر پيامبر جديدی بعد از پيامبر اکبر برای آنھا بسيار دردناک است. گروھی ديگر از مسلمانان از يافتن اين گنج پنھان شاد خواھند شد. انسان ھا ھميشه متفاوت بوده و خواھند بود.
    اصل و جوھر اسلام به ارادۀ الھی تسليم شدن است. اين کتاب ايمان شما را به نحوی که تا کنون سابقه نداشته در معرض امتحان قرار می دھد. آيا برای رويارویی با اين چالش يعنی پی بردن به درجۀ تسليم نمودن خود به ارادۀ الھی آمادگی داريد؟»

نویسندۀ کتاب در سایت مزبور چنین معرفی شده است:

 

دکتر محمد ابراهیم خان از مدافعان پیشروی اسلام است. او در رد اتهامات نادرست دین شناسان مسیحی علیه حضرت محمد (ص) و قرآن مجید در سطح گسترده ای مطلب نوشته است. او در این کتاب مسلمانان را تشویق می کند تا اذهان و قلوب خود را نسبت به خبر آمدن پیغمبر تازه ای از جانب خدا آماده نگه دارند. او استانداردهای  محکمی را نیز که این پیغمبران را می توان با آنها شناخت، معرفی می کند.(ترجمه)

 

در حکومت اسلامی نهضت اسلامی عدم تحمل دگرانديشان سياسی و عقيدتی، در نوع حکومتی اش، از همان آغاز حاکميت اين "جمهوری" شروع و تا به امروز ادامه دارد. اين نهضت در رابطه با پيروان باب و بهائيت راه "علما"ی قاجاريه پيشه کرد

 

 
 
 
 
 
 
 
 
با ياد پروفسور منوچهر حکيم
 
 
با اتکا و به اعتبارصدها شاهد و سند , بار ها و بارها گفته , نوشته و نشان داده شده است که تاريخ حدود سه هزار ساله ی ما ( و به رواياتی بيش از هفت هزار ساله ) , تاريخ عدم تحمل و کشتار دگرانديشان بوده و هست. بخش اعظم همين شواهد و اسناد گواه اند که شيعيان اثنی عشری در زمره ی بی تحمل ترين ها و بيرحم ترين ها بوده و هستند. دودمان های صفويه و قاجاريه , و المثنی شان " جمهوری اسلامی " نمونه اند ..
در ميان دگرانديشان عقيدتی ( مذهبی) ستمی که بر بابيان و بهاييان روا داشته شده است بيش از ستمی ست که بر ديگر اقليت های مذهبی رفته است. برگ هايی از کارنامه ی شرم آور سلسله قاجاريه و حکومت اسلامی نشان از رفتار ضد انسانی اين دو دودمان با رهبران و پيروان اين اقليت مذهبی دارند.

کتابی درباره بهاییان از پژوهشگر ایرانی-اسرائیلی 

 پژمان اکبرزاده

 

 
در ایران فعالیت‌های آموزشی بهاییان در دوره معاصر همواره دست‌خوش محدودیت‌های رسمی و حکومتی شده است. جمهوری اسلامی نیز، دین بهاییت را به رسمیت نمی‌شناسد و حتی از ورود جوانان بهایی به دانشگاه جلوگیری می‌شود.
 
در چند سال گذشته، فعالان حقوق بشر در داخل و خارج از ایران، توجه بیشتری به مسایل بهاییان داشته‌اند. مشکلات پیروان این دین در گزارش‌های بین‌المللی حقوق بشر درباره ایران، بیشتر مطرح شده؛ بسیاری از فعالان ایرانی نیز بدون اهمیت دادن به باورهای دینی بهاییان، خواستار رفع محدودیت‌های موجود برای آنها شده‌اند و حتا کمپینی با عنوان «من هم یکی بهایی» هستم به گستردگی در شبکه‌های اجتماعی مطرح شد.
کره زمین یک کشور است وهمه آدمها ساکنین آن هستند. دیوارهای عظیم سنتی ومذهبی که قبلا" بین ملتها ونزادها مانع شناخته میشدند توسط دین بها محو ودنیا یکسان خواهد شد. درحقیقت چنین جریانی تمدن جهانی را بوجود خواهد آورد. (ازسخنان بها). بها یعنی درخشش خدا. میرزا حسین علی نوری ملقب به بها الله بنیانگذار آن میباشد. اوجدیدترین فرستاده الهی است. جمعیت بهائیان حدود 7 میلیون نفر تخمین زده شده که در 230 کشور مختلف دنیا زندگی میکنند. دین بها جوانترین دین به روی کره زمین است. دین یکتاپرستی وکاملا مستقل است. طرفداران آن قانونهای مقدس را به بیش از 800 زبان ترجمه کردند. آنها به خدای یکتا ایمان دارند. خداوندی که بشریت را بطرف تمدن هدایت کند. آنها عقیده دارند که همه پیامبران ازجمله موسی عیسی محمد وزرتشت برابر وعادلند. اما طبق نیاز آن زمانها رشد کردند. درحقیقت دین بهائی برخلاف دینهای دیگر نیست بلکه تکمیل کننده مذاهب دیگر برطبق دنیای امروز است. آنها همان روشها را طبق نیازجامعه انسانی ادامه میدهند. درست همانند علم که برخلاف دین نیست بلکه پیشرفت تکنولوزی ودانش دنیارا به یک دهکده کوچک تبدیل کرده است. دهکده ای که همه جامعه را یکسان جهانی میکند. چنین جریانی تمدن جهانی را بوجود می آورد.

با بهایی‌ها در مسیر زندگی-فصل دوم

رضا فانی یزدی
 
بخش یک - بازداشتگاه سپاه
 
من در اولین سری از موج دوم دستگیری‌های فعالین حزب توده ایران در روز هفتم اردیبهشت سال ۱۳۶۲دستگیر شدم.
 
انتقال به اتاق عمومی
 
تقریبا چهارماه و نیم از دستگیری‌ام می‌گذشت که از سلول انفرادی به اتاق عمومی منتقل شدم. این اتاق‌ها که به اتاق عمومی معروف شده بود، در واقع کلاس‌های درسی دبیرستان عَلَم سابق بود. در کنار هر اتاق دو تا توالت و دستشویی در بخش مجزایی وجود داشت. این قسمت توسط یک در آهنی که پنجره کوچکی در بالای آن بود به اتاق ما وصل می‌شد. همین راهرو کوچک که به توالت و دستشویی منتهی می‌شد نیز با درب آهنی دیگری که به جای درب سابق کلاس درسی بود، به راهرویی وصل می شد که در گذشته بخشی از حیاط دبیرستان بود.

چهارشنبه 8 مهر 1383
گفتگوی بهمن امینی با دلارام مشهوری نويسنده کتاب "رگ تاک" از انتشارات خاوران

با بهایی‌ها در مسیر زندگی-فصل اول
رضا فانی یزدی‏‏
یادم نیست که اولین بار کی و کجا با واژه بهایی آشنا شدم. دورترین خاطره‌ام به زمانی برمی‌گردد که احتمالا ‏کلاس اول یا دوم دبستان بودم. همان روزها بود که شاید برای اولین بار کلمه «جهود» (یهودی)، اسرائیل،‌مصر و ‏ناصر نیز به گوشم خورد.‏
 
جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل اتفاق افتاده بود. احساسات مردم مسلمان در همه کشورهای اسلامی تا حدودی ‏برعلیه اسرائیل برانگیخته شده بود. من که در یک خانواده نسبتا مذهبی و سیاسی دوران کودکی را می‌گذراندم گاه ‏گاه این اسامی و واژه‌ها به گوشم می‌خورد. در آن زمان گرچه ظاهرا در تبلیغات رسمی رادیو و تلویزیون و ‏مطبوعات برعلیه اسرائیل و یهودی و بهایی چیزی دیده نمی‌شد. اما در متن جامعه سنتی و دینی ایران و یا حداقل ‏در خانواده‌های نسبتا مذهبی و یا کمی مذهبی آنها که به مساجد رفت و آمدی داشتند و یا در خانه‌هایشان روضه و ‏دوره قرآنی برپا می‌شد، تبلیغات ضد یهودی به شدت رواج داشت. ما که بچه بودیم و از یهودی و بهایی و تفاوت ‏آنها چیزی سرمان نمی‌شد، گاه برایمان یهودی و بهایی یکی بود. نه تنها ما، بسیاری از مردم ما از آنجا که سواد ‏درست و حسابی نداشتند،‌ بهایی و یهودی و گاه حتی زرتشتی را یکی می‌گرفتند. ‏

اتحاد جمهوریخواهان ایران:

 

نقض حقوق شهروندی بهائیان شرم آور است

خوستار آزادی فوری رهبران جامعه بهائی ایران و رعایت حقوق شهروندی آنان هستیم
 
حدود نه ماه بعد از بازداشت هفت عضو رهبری جامعه بهائی ایران، دادستان کل کشور طی نامه ای به وزیر اطلاعات هر گونه فعالیت رهبران جامعه بهائیان را غیر قانونی و ممنوع اعلام کرده است. هر چند آزار و اذیت و پیگرد شهروندان بهایی در جمهوری اسلامی همواره وجود داشته است؛ اما این اولین بار است که رسما و علنا انجام فرائض دینی و هر گونه فعالیت جامعه بهائیان ایران، بر خلاف حتی قوانین موجود کشور، ممنوع و «معادل ضدیت با اسلام و نظام اسلامی» و جاسوسی به سود اسرائیل اعلام می شود.
شهروندان بهایی در ایران با جمعیت حدود سیصدهزارنفر بزرگترین اقلیت دینی را تشکیل می‌دهند. پیروان دین بهایی‌ بنا به مبانی عقیدتی خود وارد ‏سیاست نشده و حوزه فعالیت‌های خود را به زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی واقتصادی محدود می‌سازند. قانون اساسی جمهوری اسلامی دین رسمی ‏کشور را اسلام دانسته و ایرانیان کلیمی،‌ زرتشتی و مسیحی را به عنوان تنها اقلیت‌های شناخته شده معرفی می‌کند. در عین حال،‌ اصل ۱۳قانون ‏اساسی بیان می‌دارد که " تفتيش‏ عقايد ممنوع‏ است‏ و هيچكس‏ را نمی‌توان‏ به‏ صرف‏ داشتن‏ عقيده‏ اي‏ مورد تعرض‏ و مواخذه‏ قرار دارد‏.‏" اما ‏عملکرد حاکمیت جمهوری اسلامی در راستای سرکوب و اعمال فشار علیه شهروندان بهایی در زمینه‌های گوناگون چنان بوده است که جامعه ‏بین‌المللی بهایی که بیش از پنج میلیون جمعیت دارد، وضعیت جاری شهروندان بهایی در ایران را با وضعیت یهودیان در آلمان دهه ۱۹۳۰در ‏آستانه‌ی جنگ جهانی دوم مقایسه کرده و آن را پاکسازی فرهنگی به شیوه حذف بهائیت در ایران می‌داند. ‏

 درس هائی از پابرجائی تسلیم ناپذیر

 
اعلامیه حزب مشروطه ایران
 
از محکومیت هفت تن از سرامدان اجتماع بهائی ایران تنها با همدردی و اعترض نمی‌توان گذشت. رژیم اسلامی آن دو خانم و پنج آقا را که همه از ایرانیان برجسته و خدمتگزار هستند صرفا به دلیل بهائی بودن به صد و چهل سال زندان محکوم کرد. در ادامه سیاست رژیم به بی سر کردن اجتماع بهائی ایران بار دیگر گروهی از بهائیان قربانی باور‌های مذهبی اجتماعی شدند که تنها گناهش در اقلیت بودن است.