خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی

دیدگاه ها


نگاهی گذرا به آموزه های میرزا حسین علی نوری

یکشنبه, ژوئیه 14, 2013 - 20:03

هرمس

نگاهی گذرا به آنچه که تاکنون درباره مشروطه و مشروطیت نوشته شده است حاکی است که موافق یا مخالف، چه مثبت چه منفی، معترف به نقش بابیان و بهائیان در تحولات عصر مشروطه اند و هیچ‌کس نتوانسته است نقش آنان را نادیده بگیرد. اما شگفت این است که با این وجود، بندرت مورخان تاریخ مشروطه به صرافت نوشتن دقیق نقش بهائیان یا تعالیم و آموزه های آنان در این باره افتاده اند. یا به این صرافت افتاده باشند که تحولات عصر مشروطه بدون تجزیه و تحلیل بی طرفانه، همه جانبه و منصفانه از نقش بابیان و بهائیان ناقص و نارسا است.
ــــــــــــــــــــــــــ

 

پیشدرآمد

 

 

 عصر قاجار، عصر رویارویی جهان قدیم و جهان جدید است. رویارویی که موجد بازخوانی سنت و گذار به جهان جدید بود. این گذار پر فراز و نشیب؛ و تلاش برای مشروط کردن حکومت سلطنت مطلقه، آن‌چنان که باید و شاید به بار ننشست اما نقطه عطفی بود که وجه ممیزه تاریخ ما به پیش و پس از مشروطیت گشت.

عصر قاجار دوره ای صد و پنجاه ساله بود که با بنیانگذار آن آقامحمد خان قاجار طلوع و به پایان بدفرجام کودک شاهی به نام احمدشاه قاجار افول کرد. اما آنچه در این فراز و فرود مهم است، دوره میانی، یعنی دوره زمامداری ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه قاجار است. در دوره ناصرالدین شاه است که جنبش باب به رهبری سید محمد علی باب زلزله بر ارکان دو نهاد جهان کهن، یعنی سلطنت و دین، می افکند. و از این طریق؛ بشارت جهان جدید را در سلک نوسازی دین و جامعه نوید می دهد. جوانی بیست و پنج ساله در برابر نهاد کهن دین و متولیان دینی قد عَلَم کرد و بر بحث «خاتم» خط بطلان کشید. پروژه نوسازی دینی بر بستر رویارویی جهان کهن و جهان جدید در دوره قاجار  رُخ داد. این «نوسازی» در اشکال مختلف و بر اساس دیدگاه های متفاوت بروز کرد. اگر آنانی که در کوی «اسلام» چادر زده بودند و از «نوسازی» دین «احیاء دین» یا «بازگشت به اصل خویشتن» و «بازگشت به عصر رسولی» استنباط کردند، پروژه نوسازی دینی سید علی محمد باب بر اصل «تجدید» و «تجدد» دین استوار بود.  «تجدد دین» از دید او  مبتنی بر تأویل و تفسیر «تکوینی» از دین بود، و این تفسیر  بدون نقدِ نهاد دین، نقدِ سنن تفسیری متولیان،  آمران و کارگزارن حوزه دینی ابتر بود.

 

درهمتافتگی دو نهاد جهان کهن، یعنی نهاد سلطنت و نهاد دین، که از ویژگی‌های دیرپای تاریخ ایران بوده است، در برابر اندیشه‌های سید علی محمد باب جوان چنان به هراس افتاد که چاره کار را در سرکوب و کشتار سرسلسله نواندیشی دینی تاریخ معاصر ایران یافت.  تاریخ ما تاریخ کشتن سهراب ها به دست رستم ها است. و سید علی محمد باب «سهرابی» بود که به دست «رستم» کشته شد: جوانی که مظهر نوآوری بود به دست سنت کهن و سترون تیرباران گشت.
دوستان و همرهان بسیار عزیز
قبلاً در قسمت "دیدگاه ها" راجع به مستند "تابوی ایرانی" ساختۀ آقای رضا علامه زاده نویسنده، کارگردان و تهیه کننده صاحب سبک ایرانی مطلبی را به نقل از سایت "میهن" منتشر کردیم.
اینک ایشان در گفتگویی با بهنود مکری دربارۀ این مستند توضیحات بیشتری داده اند که فیلم آن را در دو قسمت در اینجا و اینجا ملاحظه می فرمایید. این مستند دربارۀ درد و رنج بهاییان ایرانی در جمهوری اسلامی ایران است.
همچنین اطلاعات مربوط به این مستند و زمان و محل نمایش آن در کشورهای مختلف را اینجا ببینید.
July 27, 2011
علی کشتگر: از آن شب های بلند زمستان جهرم، که پدر بزرگ کنار اجاق گرم چای می نوشید و برا ی ما کودکان و نوجوانان قصه های شیرین می گفت نیم قرنی می گذرد. یکبار پدر بزرگ داستان وحشتناکی تعریف کرد که کابوس آن هرگز جان و روان من را رها نکرد. داستان “بابی کشی”.
July 27, 2011
میهن – کامران همیشگی: از روزی که از طرفِ روزنامه “میهن” خبر دادند که به نمایش خصوصی آخرین فیلم رضا علامه زاده در منزلش بروم، این نگرانی‌ که فیلمسازِ قدیمی‌ ما با این موضوع به شدت کنجکاوی برانگیز چه کرده، دست از سرم بر نمی‌داشت.
رضا علامه زاده چندین فیلم کوتاه داستانی مانند “دار”، “شاهد”، “چند جمله ساده” و فیلم بلند “مهمانان هتل آستوریا” و مستندهایی چون “حرف بزن ترکمن “، “جنایات مقدس “، “موج و آرامش “، “دست نوشته نمی سوزد” و بسیاری مستندهای دیگر در کارنامه هنری اش دارد. به همه این ها باید سال ها تدریس فیلم سازی در هلند و آمریکا و انگلستان و اجراهای متعدد نمایش بسیار موفق “مصدق” را هم اضافه کرد.
او ۱۱ سال پس از ساخت آخرین فیلم مستندش “ریل” که در رابطه را با کشتار کولی ها در جنگ جهانی دوم بود، در فیلم جدیدش “تابوی ایرانی” به مسایل و مشکلات هم میهنان بهایی مان در ایران اسلامی می پردازد.
بعد از تماشای فیلم، این فکر که چرا ما و روشنفکران مان با این همه ظلم که بر هم میهنان بهائی مان رفته، مهر سکوت بر لب های مان نشانده بودیم و از کنار این موضوع به راحتی می گذشتیم، گریبانم را سخت می فشرد.
بگذریم و به فیلم بپردازیم. در همان ابتدا، با چهار داستان روبرو می شویم.
۱- خانواده ای که چاره ای جز مهاجرت نمی بیند.
۲- دهی در شمال ایران که در همان اوایل انقلاب به دلیل سکونت بهاییان به ویرانی کشیده شد.
۳- دانش آموزی که با داشتن معدل دیپلم ۱۹٫۵۵ به دلیل مذهبش از تحصیل در دانشگاه محروم است و باید در دانشگاه زیر زمینی بهائیان به تحصیل ادامه دهد.
۴- دکتری که در اواخر دهه بیست به شکل فجیعی توسط عده ای متعصب مذهبی به قتل رسید.
فیلم ساز به خوبی توانسته هم زمان با به نمایش گذاشتن این چهار داستان به عنوان جزیی از کل، با نگاهی موشکافانه به کنکاش بپردازد و در حقیقت به خود ما نهیب بزند که این تابو باید روزی شکسته شود.
موسیقی متن یار قدیمی فیلم ساز ، اسفندیار منفردزاده، به زیبایی فیلم را همراهی می کند و این غنیمتی است که یک بار دیگر با موسیقی زیبای منفردزاده خاطرات گذشته مان را مرور کنیم. و نکته دیگری که در این فیلم کمی عجیب به نظر می رسد، و در مستند هایی که علامه زاده تا کنون ساخته دیده نشده، استفاده از ترانه است؛ ترانه ای با اجرای فراموش نشدنی داریوش اقبالی که برای همین فیلم ساخته و پرداخته شده. گفت و گو با رضا علامه زاده را می خوانید:
نسخۀ پی دی اف کتاب «سرکوب و کشتار دگراندیشان مذهبی در ایران»، اثر سهراب نیکو صفت، انتشارات پیام، چاپ اوّل ۱۳۸۸ شمسی، در دو جلد، از آدرس زیر تقدیم خوانندگان عزیز می گردد. این اثر شامل شرح مستند سرکوب و کشتار دگراندیشان مذهبی از زمان صفویه تا سال ۱۳۸۶ در زمان جمهوری اسلامی ایران می باشد.

http://www.500ir.com

«بهائی ستیزی عبدالله شهبازی و تحریفات تاریخی وی»، مطلبی است از کورش پویا، چاپ تابستان ۱۳۸۵ در پاسخ به مقاله هایی با عنوان «جستارهایی از تاریخ بهائی گری در ایران» از عبدالله شهبازی منتشره در چهار شمارۀ روزنامۀ جام جم.
به ضمیمه نسخۀ پی دی اف آن را از آدرس زیر در اختیار طالبین قرار می دهد.

http://new.ketabhayebahai.com/bahai-setizi-shahbazi

کتاب «کنکاشی در بهائی ستیزی» اثر سهراب نیکو صفت، در پاسخ به «جستارهایی از تاریخ بهائی گری در ایران»، از عبدالله شهبازی، در خرداد ۱۳۸۵ در سایت «اوهام زدایی» منتشر شده است:

http://www.ohamzodai.com/maghalat.html

نسخۀ پی دی اف آن به ضمیمه تقدیم طالبین می گردد.

 
پروفسور وارن واگار دانشمند و عالم اجتماعی امریکایی با مطالعۀ عمیق و ارزیابی دقیق دربارۀ امکان حصول وحدت و تمدن جهانی چنین می گوید:
 
«از بین همه مذاهب و ادیان معاصر، این تنها آیین بهایی است که بلا شبهه و بدون هیچگونه ابهامی با قطعیت تمام همۀ همّ خود را وقف مسألۀ وحدت عالم انسانی نموده است»
(کتاب دیانت بهایی آئین فراگیر جهانی، ص176)
 
پس از انتشار بیانیۀ «وعدۀ صلح جهانی» از مرکز جهانی بهائی، بیت العدل اعظم، در اكتبر ١٩٨٥،
و ارائۀ آن به همۀ رهبران دُوَل و ملل عالم و بزرگان و شخصیت های سیاسی و غیر سیاسی و فرهنگی و علمی و حقوقی و دانشگاهی و نمایندگان مجالس كشورهای جهان، جامعۀ بهایی با بازخورد بسیار مثبت و اظهار نظر های شفاهی یا كتبی تحسین آمیز مقامات مزبور دربارۀ دیانت بهایی و جوامع بهایی در سراسر عالم مواجه شد. یكی از این موارد بیانیه اروین لازلو فرانسوی، یكی از شخصیت های برجسته و صاحب نظر در علوم تجربی و اجتماعی عصر حاضر كه عضو كلوپ مشهور رم و مشهور در سازمان ملل و سازمان های وابسته به آن است، بود. وی در بیانیه خود، ضمن بیان وضعیت بحرانی دنیا در عصر حاضر، تأكید می كند كه رهبران و مردم دنیا باید برای درك لزوم صلح، به رشد و بلوغی كه دیانت بهایی آن را بیان می كند و ضروری می داند، نائل آیند. عین ترجمۀ بیانیۀ ایشان را در زیر به نقل از نشریۀ دانشجوئی معارف عالی امر در ایران تقدیم می كند تا هموطنان عزیز بیشتر بر عظمت آئینی كه از كشور عزیزمان ایران برخاسته واقف گردند و مسرور شوند. تاریخ بیانیۀ آقای لازلو ١٦ اكتبر ١٩٨٥ می باشد. برای اطلاع بیشتر دربارۀ ایشان و نظراتشان دربارۀ دیانت بهایی علاوه بر گزارش های منتشره توسط كلوپ رم، مراجعه شود به كتاب «باغبانان بهشت خدا» از دو خبرنگار فرانسوی غیر بهایی: كولت گوویون و فیلیپ ژوویون، كه در اواخر آن مصاحبه ای با آقای لازلو انجام داده اند. كتاب مزبور شرح مشاهدات و مصاحبه های دو خبر نگار مزبور در مركز جهانی بهایی می باشد.
 
ترجمۀ بیانیۀ اروین لازلو:
بهائی ستیزی؛
مشت نمونۀ خروار
 
مدیریت محترم سایت ولوله در شهر 
لطفاً تقاضا دارد با توجه به توضیحات زیر، مطلب بنده را در سایتتان منتشر فرمایید.
 
در سایت ضد بهائی http://bahabibaha.mihanblog.com/post/132
مطلبی تحریف شده تحت عنوان «طلا برای من! نقره برای تو!» منتشر شده که در آن و نیز در کامنت های ذیل آن، مدیر سایت همراه دیگر بهائی ستیزان، نسبت به دیانت بهائی و مقدسات بهائیان و بهائیان توهین و بی احترامی کرده اند. از جمله فردی بهائی با نام مریم دو پاسخ محترمانه در کامنت ها گذاشته اند که پاسخ آن نیز از طرف مدیر سایت همراه با توهین داده شده است.
بنده ضرغام ر. که شاهد این بی انصافی بودم، در کامنتی سؤالی از رسالۀ آیت الله مکارم شیرازی مطرح کردم تا ببینم کسانی که شب و روزشان شده توهین و بی احترامی به مقدسات بهائیان و دگر اندیشان، این قبیل سؤالات را چطور پاسخ می دهند.