خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی

نگاشته ها

 
درخواست پایان دادن به سرکوب دانشجویان در نامۀ سرگشاده ای به ایران
۰۴ شهريور ۱۳۹۰ (۲۶ اوت ۲۰۱۱)
 
نیویورک، ۴ شهریور ۱۳۹۰ (۲۶ اوت ۲۰۱۱) (سرویس خبری جامعۀ جهانی بهائی) – جامعۀ جهانی بهائی امروز طی نامۀ سرگشاده ای خطاب به وزیر آموزش عالی ایران، خواهان پایان یافتن «سياست گذاری های ناعادلانه و سرکوب گرانه» که مانع ورود بهائیان و دیگر ایرانیان جوان به دانشگاه هستند، شد.
 
بانی دوگال، نمایندۀ ارشد جامعۀ جهانی بهائی در سازمان ملل، گفت: «این نامه تصریح میکند که هر فرد موظف به کسب دانش است تا بتواند استعدادها و مهارت های خود را برای بهبود جامعه ارائه کند.»
 
چرا آرمانهای انقلاب ایران با شکست روبرو گردید
آسیب شناسی روشنفکری ایرانی
دکتر نادر سعیدی

 


چند روز قبل گویا نیوز مقاله ای از ناصر مستشار چاپ کرد. در آن نوشته سه خط از نامه جامعه جهانی بهائی به دادستان ایران دری نجف آبادی نقل گردیده و سرتاسر مقاله انتقاد از آن سه خط است. در شرایطی که دری نجف آبادی و همکارانش مشغول اقدامات سازمان یافته در جهت قلع و قمع بهائیان ایران هستند تنها کاری که ناصر مستشار میکند این است که بجای حمایت از پیام آن نامه—احقاق حق در مورد بهائیان بیگناه و محاکمه نمایشی هفت بهائی—به آن نامه بتازد. از آن بدتر آنکه محتوای انتقادش هم تائید و توجیه همان اشتباهاتی است که بهانه رژیم مرتجع برای اختناق بهائیان است. از خواندن مقاله ایشان اندوهگین شدم اما از گفتۀ ایشان ناراحت نشدم زیرا که اولا می دانم که نوشته های ایشان معمولا در دفاع از حقوق بشر و دمکراسی است و دوم آنکه از نامه شان آشکار است که ایشان از آزار بر بهائیان ناخشنودند. اما شاید ایشان در باره آئین بهائی کمتر بررسی کرده باشند و با این حال به نوشتن چنین مقاله ای پرداخته اند. این هم عیبی بر ایشان نیست بلکه ایشان هم مشمول فضایی است که بیش از یک قرن است روشنفکران ایرانی را به خود گرفتارساخته است. مسئله این است که در فرهنگ ایرانی، آرمان و فرهنگ و تاریخ بهائی نقطه کور اندیشه اجتماعی و مذهبی این جامعه بوده است و در نتیجه امتناع از اندیشیدن در باره آئین و جامعه بهائی ویژگی مشترک اکثر روشنفکران ایرانی بوده است. به عبارت دیگر در باره این مطلب بخصوص آنقدر ناخودآگاه مشترک فرهنگی قدرت و چیرگی داشته است که توان و شهامت اندیشیدن و به چشم خود دیدن را از اکثر روشنفکران سلب کرده است و در نتیجه ناخود آگاه، تعصبات و دروغهای مشترک فرهنگی را جایگزین پژوهش علمی و خردمندانه می کنند. به این جهت است که حتی نویسندگانی هم که غرض خاصی علیه این اقلیت آزار دیده ندارند و در مورد آن اقلیت هم چیزی نمی دانند بخاطر زورمندی باورهای جا افتاده و مشترک فرهنگی این تصور را دارند که در باره آن اقلیت حقیقت را می دانند و نیازی به بازبینی آنچه که شایع و شایعه است نمی بینند. البته باید بگویم که نشان پژوهنده براستی پیشرو آن است که به شایعات فرهنگی، مخصوصا اگر این شایعات علیه اقلیت تحت ستم و سانسور باشد، به دیده تردید نگاه می کند. اما متاسفانه بسیاری از روشنفکران ایرانی بخاطر اتفاق نظر ناخودآگاه فرهنگی علیه این اقلیت مقهور، در درستی شایعات کلیشه ای مربوط به بهائیان شک نمی کنند و شاید اصلا به فکرشان هم خطور نمی کند که در آنها شک کنند چون اسیر ناخودآگاه دسته جمعی بوده و می باشند.

متن زیر پاسخی به بعضی سؤالات و شبهات است که در مدارس علیه دیانت بهائی برای دانش آموزان بهائی مطرح می شد. این متن بیش از سه سال پیش تهیه و در سایت ورقا منتشر شده بود. اینک نسخۀ ویرایش شدۀ آن با اجازۀ مدیریت محترم سایت ورقا جهت استفادۀ عزیزان در اینجا منتشر می شود.

مقدمه

 
یکی از مواردی که دوستان بی انصاف بر بهائیان ایراد گرفته و می گیرند، این است که حضرت باب قبل از تشریع دین بابی، در ایّامی که در بوشهر به همراه دایی های خود مشغول تجارت بوده اند، گاه بر بام خانه و سرای تجارتی رفته، رو به آفتاب دعا می خوانده، قصد تسخیر خورشید داشته اند، و به علت گرمای شدید، نعوذ بالله دچار جنون و مالیخولیا شده، به این واسطه بتدریج ادعای بابیت و قائمیت و رسالت کردند.(۱) ذیلاً ضمن پرداختن به اصل و حقیقت این مورد برای آنان که منصفانه تحقیق می کنند، چند نکته ای را نیز خطاب به بی انصافان تقدیم می دارد؛ باشد که آنان اصل ماجرا را دریابند، و اینان با انصاف و تقوی حقیقت امر را بفهمند و موعود محبوب خود را بشناسند و در عوض ردّ نوشتن بر او، سر بر آستانش نهند و به مقصد از رسالت عظیمش پی برند.
 
از همان اوایل ظهور ادیان بابی و بهائی در بیش از یک قرن و نیم پیش، آنهایی که در ردِّ آن کتب و مقالات و رسائل نوشته و اینک همان مطالب را در رسانه ها و اینترنت نیز منتشر می سازند، از جمله وجود آیاتی در آثار وحیانی بابی و بهائی را به اشتباه، دلیلی بر اِدّعای ربوبیّت و الوهیّت از طرف حضرت باب و حضرت بهاءالله تصوّر کرده اند و آن را یکی از دست آویزهای مهم برای منحرف کردن افکار عمومی از حقایق ادیان مزبور کرده، به این بهانه بر پیروان آن نیز ستم ها روا داشته و می دارند. خود حضرت بهاءالله با اشاره به این تصور اشتباه می فرمایند: «مقصود از ذکر الوهیّت و ربوبيّت را عباد ملتفت نشده‌اند چه اگر بيابند از مقام خود قيام کنند و به کلمۀ تُبْنا إلی اللّهِ ناطق گردند» (۱)
متن زیر پاسخی است که چند سال پیش در جواب دوست عزیزی نوشته، برای ایشان به آدرس ایمیلشان ارسال شده بود. مناسب دیدیم آن را در سایت ولوله در شهر نیز منتشر کنیم. متن کامل سؤالات ایشان قبل از پاسخ ها عیناً آورده شده است.
با تشکر، سردبیر 
 
 

در کتب ردیه و سایت های علیه ادیان بابی و بهائی، از جمله ایرادهایی که گرفته شده آن که بعضی از آیات و آثار بابی و بهائی برگرفته و تقلیدی است از قران و دیگر ادیان و دارای اغلاط صرف و نحو فراوان! از جمله ایراد گرفته اند کلمات غیر عربی همچون «چاپ» (بیان عربی، باب ١٠ از واحد ٩) و «شکسته» (همان، باب ١١از واحد ٦) چرا ضمن آیات عربی ذکر شده است. (http://www.baharoom.com/93.html)
در نفس آثار بابی و بهائی پاسخ به این قبیل ایرادها داده شده است که طالبین می توانند به آنها رجوع کنند. از جمله حضرت بهاءالله در لوح معروف به «قناع»، خطاب به حاج محمّد کریم خان کرمانی، مندرج در«مجموعه الواح مبارکه»، چاپ مصر، صص٦٦-٨٧، ضمن اشاره به این که چنین ایرادهای مشابهی به قران مجید هم گرفته شده است، می فرمایند: