خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی

نکته ها

 
برگرفته از: http://mesbahyazdi.ir/node/5030
 
محمدتقی مصباح یزدی:برابری بهائیان‌ و‌ مسلمان خلاف‌ اسلام است.
 
... اینكه امام (ره) مثلا می‌فرمایند میزان رأی ملت است، نه به این معنا كه اگر ملت دیگر اسلام را نخواستند، ما هم اسلام را كنار بگذاریم، بلكه از آنجا كه آنچه در ادبیات سیاسی امروز ملاك عمل قرار گرفته، رأی مردم است، امام (ره) برای اقناع طرف‌های مقابل، به رأی مردم استدلال می‌كنند. لذا امروز هم اگر رهبری از حقوق بشر و نقض حقوق بشر در غرب سخن می‌گویند نه به دلیل این كه حقوق بشر غربی را پذیرفته باشند، بلكه از باب جدال و استفاده از مقبولات آنها برای اقناع آنهاست.
 
وی ادامه داد: لذا همواره اصل، اسلام است و حقوق بشر غربی و حقوق شهروندی به معنای برابری مسلمان و بهائی، ربطی به اسلام ندارد، چرا كه حقوق بشر و حقوق شهروندی به معنایی كه در غرب تعریف شده با روح اسلام و قانون اساسی و حرکت امام (ره)، كاملا مخالف است. مردم كشور نیز به خاطر اسلام، این همه شهید و كشته داده و سختی‌ها را تحمل كردند و لذا هرچه با اسلام مخالف باشد را نمی‌پذیرند. هرچند كسانی هم كه مسلمان نیستند، در سایه نظام اسلامی محترم بوده و دارای حقوقی هستند كه اسلام برای آنها قرار داده است.
 
وی ادامه داد: لذا اسلام، هرگز یك یهودی و مسلمان را مساوی نمی‌داند، هرچند حقوقی را برای یهودی هم در نظر می‌گیرد، اما این به معنای تساوی آنها در همه حقوق نیست. گاه عده‌ای نام شهروند درجه دوم بر آن می‌گذارند. هر اسمی می‌خواهند بگذارند، اما این واقعیت را تغییر نمی‌دهند.
 
علامه مصباح ادامه داد: در واقع همین مسأله بود كه سبب شروع نهضت اسلامی شد، چرا كه اسدالله علم، تصویب كرد كه لازم نیست قید مسلمان برای انتخاب شونده وجود داشته باشد و به جای قسم خوردن به قرآن كریم، نمایندگان مجلس بتوانند به هر كتاب آسمانی قسم بخورند و امام با تكیه بر همین مسأله و انتقاد از آن، نهضت را شروع كرد و معتقد بود این آغاز حذف اسلام است.
 
عضو خبرگان رهبری خاطر نشان كرد: اینكه حالا عده‌ای بیایند و حقوق شهروندی را مطرح كرده و خواستار تساوی همگان از بهائی و یهودی و مسلمان و. . شوند به این معناست كه بعد از گذشت ٥٠ سال و شهادت صدها هزار نفر در این راه و تحمل رنج‌ها، شكنجه‌ها و گرفتاری‌ها، دوباره وضع به همان حالتی برگردد كه امام (ره) به خاطر آن قیام كرد و این هرگز پذیرفتنی نیست.
یکی از دستاوردهای این فرقه های افراطی برای تشیع
ماهاتیر محمد نخست وزیر سابق مالزی در یک سفر دوره­ای به ایران، از جمهوری اسلامی ایران خواست تا در مالزی برای تبلیغ اسلام و مبارزه با فرقه ضاله بهاییت به آنها کمک کند. چون منشا بهاییت در ایران بود و بهایی ها یکی از مراکز اصلی شان در مالزی قرار دادشت و از آنجا نیرو می گرفتند. اما از حدود چهار سال قبل، به دلیل فعالیت های جریان شیرازی ها در مالزی و مبارزه رسمی با خلفا، به دعوای میان شیعه و سنی چنان دامن زدند که به شعار نویسی های خیابانی انجامید و این مساله باعث شد، ماهاتیر محمد که تا دیروز از جمهوری اسلامی دفاع می کرد، چند ماه قبل نسبت به خطر گسترش شیعه در مالزی هشدار داد و خواستار مبارزه با شیعیان به عنوان یک فرقه ضاله شد.
منبع: سایت خط امام
 

 به گزارش سایت «عدالت برای ایران»، در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، «پس از ۲۰سال، کمیته سازمان ملل، وضعیت جمهوری اسلامی را به عنوان یک عضو میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ، مورد بررسی قرار داد. در این جلسه که در مقر سازمان ملل در ژنو برگزار شد، خسرو حکیمی، معاون ستاد حقوق بشر قوه قضاییه به عنوان رییس هیات و معاونان و مدیران وزارتخانه های کشور، علوم، ارشاد و فرهنگ اسلامی، بهداشت و درمان، کار و امور اجتماعی و بهزیستی حضور داشتند.»

از جمله مواردی که هیأت جمهوری اسلامی در بارۀ آن مورد سؤال قرار گرفت، نقض حقوق بشر در خصوص بزرگترین اقلیت دینی ایران یعنی بهائیان بود. پاسخ هایی که هیأت مزبور ارائه نموده اند در نوع خود هم جالب و هم اعترافی جدید بر نقض آشکار حقوق بهائیان در ایران است. دلایلی که هیأت مزبور برای توجیه نقض حقوق ایرانیان بهائی، از قبیل: ارتباط با بیگانگان و اسرائیل، ایجاد شورش های اجتماعی توسط بهائیان، چالش با مسلمانان به علت اینکه مسلمانان دین خود را آخرین دین می دانند ولی بهائیان معتقد به استمرار ادیان در طول تاریخ هستند، و وجود بهائیانی در شهرها و روستاها که بدون هیچگونه مشکلی زندگی می کنند، ارائه داد، همه و همه بهانه هایی تکراری است که پاسخ همۀ آنها سال هاست که توسط بهائیان و نیز توسط غیر بهائیان بخصوص در دهۀ اخیر داده شده است.
 
در زیر توجیهات هیأت جمهوری اسلامی ایران را به نقل از سایت «عدالت برای ایران»، مطالعه فرمایید و خود قضاوت کنید.*  

 

تخريب حضيره القدس [حظیرة القدس] به خواست مردم و مرجعيت
 
 
پس از رزم آرا، دكتر مصدق نخست وزیر شد، این بار حجت الاسلام فلسفی پیغام و تذكر آیت ا لله العظمی بروجردی را به مصدق ابلاغ كرد و گفت:
«شما رئیس دولت اسلامی ایران هستید و الآن بهایی ها در شهرستان ها فعال هستند و مشكلاتی را برای مردم مسلمان ایجاد كرده اند، لذا مرتباً نامه هایی از آنان به عنوان شكایت به آیت ا لله بروجردی می رسد. ایشان لازم دانستند كه شما در این باره اقدامی بفرمایید».
دكتر مصدق به گونه ای تمسخرآمیز، قاه قاه و با صدای بلند خندید و گفت:
«آقای فلسفی از نظر من مسلمان و بهایی فرقی ندارند، همه از یك ملت و ایرانی هستند. » (150)
نظر آیت ا لله بروجردی در مواردی با بی اعتنایی دولت ها روبرو می گردید. (151) تا اینكه آخرین درگیری مهم مردم و فرقه ضاله بهائیت در سال 1334 شمسی رخ داد. در این سال بهائیان برتلاش های تبلیغاتی خود به نحو بی سابقه ای افزوده بودند و به صورت كاملاً علنی جوانان را به مجامع خود دعوت می كردند و می كوشیدند تا آنان را با حربه استفاده از زنان زیبا و آلوده كردن به مسائل عاطفی و احساسی بفریبند. گستاخی بهائیان در این سال تا بدانجا رسیده بود كه صریحاً اعلام می داشتند از سال 1335 شمسی بهائیت مذهب رسمی ایران خواهد شد.

از خاطرات شیخ مصطفی رهنما در بارۀ بهائی ستیزی ساواک و علما
 
بهائی ستیزان همیشه تهمت زده اند که بعضی سران حکومت پهلوی همچون هویدا و پرویز ثابتی از مسؤولین ساواک و امثالهم بهائی بوده اند و به این بهانه ستم های زیادی در این سی و چهار سال بر بهائیان ایران روا داشته اند. امّا چنانکه در مقالات و مطالب همین سایت نیز آمده است (۱) نه تنها ایشان بهائی نبوده اند بلکه به همراه بعضی روحانیون شیعه اقدامات ضدِّ بهائی نیز داشته اند.
از جمله شواهدی که نشان می دهد خود ساواک نیز در ضدّیت با بهائیان به همراه روحانیون مزبور دستی داشته قسمتی از خاطرات حجّت الاسلام شیخ مصطفی رهنما است. وی که قبل و پس از انقلاب اسلامی به بهائی ستیزی مشغول بود و از جمله در شهادت جناب هاشم فرنوش در سال ۱۳۶۰ نقش عمده داشت،(۲) می گوید:

 

 نکاتی جالب در بارۀ ظهور امام زمان
 
اخیراً مصاحبه ای با آقای هاشمی رفسنجانی در بارۀ امام زمان در سایت ایشان و دیگر سایت ها به نقل از فصلنامه انتظار، چاپ زمستان ۱۳۸۱، شماره ۶، منتشر شده است(۱) که بعضاً حاوی نکات جالبی در مورد ظهور امام زمان است که از جمله روشن می سازد:

امام زمان دینی جدید می آورد؛ احادیث راجع به امام زمان بعضی صحیح و بعضی ناصحیح است؛ امام زمان برای اصلاح جهان دارای برنامه می باشد که باید بتدریج اجرا گردد و مردم در آن نقش دارند؛ برنامۀ امام زمان جهانی است زیرا «بسیاری از مسائل که قبلا منطقه ای بوده، یا کشوری بوده، یا قبیله ای بوده، الآن، جهانی شده است»؛ اینکه «بعضی فکر می کنند که حضرت، با یک قدرت قاهره ای وارد می شوند و با معجزه و سوار بر ابر و . . . اسلام را بر جهانیان تحمیل می کنند و مردم، طوعاً یا کرهاً، این را باید بپذیرند!» حال آن که «از روایات و اسناد، این طوری استفاده نمی شود! اوّلاً، مبانی خود اسلام این نیست، و ثانیاً، رفتار خود پیغمبر (علیه السلام) و رفتار علی ابن طالب (علیه السلام) این نبوده است.»؛ مقام امام زمان چنان عظیم است که «نقاط برجسته ی انبیای سلف را همراه خودشان دارند»؛ به همین جهت است که «ادیان دیگر، منتظر منجی خودشان هستند. اسم منجی آنان، مهدی نیست، ولی آنان، منتظر فردی هستند با مشخصه هایی که حضرت مهدی (عج) آن ها را دارد.» و همۀ اینها حاکی از آن است که مقام ایشان مافوق ائمۀ اطهار ع است و ایشان دارای مقام تشریع دین هستند؛ معجزۀ امام زمان برنامه ای است که ایشان می آورند و مورد قبول مردم دنیا قرار می گیرد و نه معجزات ظاهره ای که بعضی گمان کرده اند؛ همه فکر می کنند امام زمان که بیاید جوی خون راه می اندازد حال آن که این طور نیست و ایشان محبت و عطوفت همگانی می آورند؛ معضل فقر در اثر برنامۀ امام زمان از بین می رود؛ بی سوادی از بین می رود و عقل بشر رشد می کند؛ با فنون اطلاع رسانی موجود همۀ جهانیان با هم مرتبط می شوند؛ ...

جمهوری اسلامی ایران همیشه سعی کرده است آزار و اذیّت بهائیان را امنیّتی و قانونی جلوه دهد، حال آن که صدها سند حاکی از آن است که آزار بهائیان در این سی و چهار سال صرفاً عقیدتی بوده و هست. از جمله رجوع شود:
از جمله اسناد جدید در این مورد را به نقل از «ایبنا» در زیر ملاحظه می فرمایید.

 

باز هم اعترافی دیگر
 
با شکست روزافزون اقدامات و تلاش های سایت های ضد بهائی در القای اکاذیب و افترائات در بارۀ ادیان بابی و بهائی، اینک مطالبی از بهائی ستیزان سردرگم منتشر می شود که اکاذیب و افترائات خودشان را هم زیر سؤال می برد. قبلاً در سایت ولوله در شهر به بعضی از مطالب مزبور که می توان آنها را اعترافات ناخواسته نامید، اشاره شد: اینجا و اینجا و اینجا.
 
اینک نیز به اعترافی مشابه که در سایت اندیشۀ قم منتشر شده است اشاره می نماید.   
در سایت مزبور در پاسخ به این سؤال که «آیا روحانیون فرقه های بابیّت و بهائیّت را به وجود آورده اند؟» ضمن تکرار بعضی اکاذیب و افترائات که بارها توسط بهائیان در سایت هایی چون «نگاه»، «نقطه نظر»، «ولوله در شهر» پاسخ داده شده است به این اعترافات ناخواسته هم برمی خوریم:
در سایت های ضد بهائی معمولاً ادعا می شود که ادیان بابی و بهائی  ضد معنویت هستند.

اعتراف آیت الله مصباح یزدی به یکی از حقایقی که حضرت بهاءالله فرموده اند

در کتب آسمانی قبل، اشارات و بشاراتی در مورد دو ظهور بابی و بهائی وجود دارد که با آشکار شدن این دو ظهور، آن بشارات تحقق یافته و آنچه باقی مانده تحقق خواهد یافت. بسیاری از مسلمانان عزیز در این ۱٦۸سالی که از این دو ظهور می گذرد از جمله به واسطۀ تحقق همین بشارات مؤمن و بیش از ٢۰۰۰۰ نفرشان نیز در راه آن جان به رایگان تسلیم سلطان عشق و ایمان نموده اند- چنان که در سی و سه سال اخیر نیز بیش از ٢۰۰ نفر دیگردر ایران شهید و هزاران نفر زندانی و دچار انواع بلایا شده و می شوند. در میان این شهدا، بسیاری نیز از علمای عزیز اسلام بوده اند. امّا علمایی نیز بوده اند که به بهانه های مختلف نه تنها خود منکر این دو آئین شده اند، بلکه با دستاویزهای مختلف باعث شده اند مردم حقیقت دو ظهور مزبور را درنیابند.
یکی از این دستاویزها آن که با تحریف معنوی قران مجید و نیز احادیث، گفته اند اشارات و بشارات مزبور در مورد دو ظهور محقق نشده است. در این مورد حضرت بهاءالله بنیانگزار دیانت بهائی در کتاب مستطاب ایقان توضیح می فرمایند بشارات قران مجید و احادیث با ظهور بابی و بهائی محقق شده است ولی علما کوشیده و می کوشند با تحریف معنوی بشارات قران و احادیث، آن را انکار کنند و به این واسطه نفوس را از شناخت موعودی که قرن ها منتظرش بودند محروم نمایند. از نکات پندآموز آن که علمای یهودی و مسیحی نیز در زمان ظهور حضرت محمّد با تمسک به همین تحریف معنوی تورات و انجیل، منکر ظهور حضرتشان بودند و اینک در زمان ظهور جدید تاریخ تکرار می شود!  
از خبرهای جالبی که اخیراً ملاحظه شد آن که آیت الله مصباح یزدی نیز به مناسبتی بر این حقیقت معترف شده، گفته اند:«تحریف هایی که درباره متن قرآن کردند غالباً معنوی است، مسالۀ تعدّد قرائت ها همین است، فرمایشات امام(خمینی) را کسی این گونه می گوید که برداشت من این گونه است، وقتی برداشت از کلام خدا دل بخواهی شد از امام نمی خواهد بشود.»(۱)