خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی

 ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به بهائیان جهان - رضوان ٢۰۱۳ میلادی (۱۷۰ بدیع)

(از: مرکز جهانی بهائی)

ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند

دوستان عزیز،

قلم اعلی با این بیانات روح‌افزا ظهور یوم لقا و یوم حصاد را توصیف می‌نماید: "کتاب الهی ظاهر و کلمه ناطق" و در ادامه می‌فرماید: "ای دوستان الهی بشنوید ندای مظلوم را و به آنچه سبب ارتفاع امر الهی است تمسّک نمایید." حضرت بهاءالله سپس خطاب به پیروان خود می‌فرمایند: "به کمال روح و ریحان به مشورت تمسّک نمایید و به اصلاح عالم و انتشار امر مالک قدم عمر گران‌مایه را مصروف دارید."

هم‌کاران محبوب: مشاهدۀ مساعی فداکارانۀ شما عزیزان در قبال دعوت جمال اقدس ابهی، بیانات شورانگیز فوق را بی‌اختیار به خاطر ‌می‌آورد. پاسخ‌ شکوهمند مردم به ندای آن منجی امم از هر طرف به گوش می‌رسد و نفوسی که در پیشرفت نقشۀ ملکوتی تفکّر و تأمّل می‌نمایند نمی‌توانند اثرات قوّۀ غالبۀ کلام الهی را بر قلوب زنان و مردان، کودکان و جوانان هر کشور و هر محدودۀ جغرافیایی نادیده بگیرند.

 به گزارش سایت «عدالت برای ایران»، در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۲، «پس از ۲۰سال، کمیته سازمان ملل، وضعیت جمهوری اسلامی را به عنوان یک عضو میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ، مورد بررسی قرار داد. در این جلسه که در مقر سازمان ملل در ژنو برگزار شد، خسرو حکیمی، معاون ستاد حقوق بشر قوه قضاییه به عنوان رییس هیات و معاونان و مدیران وزارتخانه های کشور، علوم، ارشاد و فرهنگ اسلامی، بهداشت و درمان، کار و امور اجتماعی و بهزیستی حضور داشتند.»

از جمله مواردی که هیأت جمهوری اسلامی در بارۀ آن مورد سؤال قرار گرفت، نقض حقوق بشر در خصوص بزرگترین اقلیت دینی ایران یعنی بهائیان بود. پاسخ هایی که هیأت مزبور ارائه نموده اند در نوع خود هم جالب و هم اعترافی جدید بر نقض آشکار حقوق بهائیان در ایران است. دلایلی که هیأت مزبور برای توجیه نقض حقوق ایرانیان بهائی، از قبیل: ارتباط با بیگانگان و اسرائیل، ایجاد شورش های اجتماعی توسط بهائیان، چالش با مسلمانان به علت اینکه مسلمانان دین خود را آخرین دین می دانند ولی بهائیان معتقد به استمرار ادیان در طول تاریخ هستند، و وجود بهائیانی در شهرها و روستاها که بدون هیچگونه مشکلی زندگی می کنند، ارائه داد، همه و همه بهانه هایی تکراری است که پاسخ همۀ آنها سال هاست که توسط بهائیان و نیز توسط غیر بهائیان بخصوص در دهۀ اخیر داده شده است.
 
در زیر توجیهات هیأت جمهوری اسلامی ایران را به نقل از سایت «عدالت برای ایران»، مطالعه فرمایید و خود قضاوت کنید.*  

 

صُورِ اِسرافیلِ مالِکِ اَنام؛ نتیجۀ بهائی ستیزی سال های ۱۳۳۴، ۱۳۴۲، ۱۳۵۷ ه. ش.

مقدمه

در این نوشته سعی بر این بوده است تا علت مخالفت رؤسای دینی و سیاسی ایران با بهائیان در ۱۷۰ سال اخیر و نتایج بهائی ستیزی ایشان با تأکید بر حوادث سال های ۱۳۳۴، ۱۳۴۲، ۱۳۵۷ ه. ش. از بعضی جنبه ها مورد بحث قرار گیرد و نشان داده شود که بهائی ستیزی های مزبور نه تنها باعث تضعیف یا از بین رفتن دیانت بهائی و جامعۀ آن نشده، بلکه برعکس نتیجه داده، سبب رشد و توسعۀ کم نظیر آن گردیده است.

میزان و اهمیّت بهائی ستیزی در سال های مزبور که هنوز هم ادامه دارد، و رشد و توسعۀ ناشی از آن و نتایج متعاقب آن در تاریخ دیانت بهائی چنان عظیم بوده است که حضرت شوقی ربّانی ولی امر بهائی، روند آن را با تعبیر «صُورِ اسرافیلِ مالکِ اَنام» یاد فرموده اند. قسمت اعظم این نوشته به همین موضوع می پردازد. امّا این روند فقط موجب رشد و توسعۀ کمّی و کیفی جامعۀ بهائی نبوده است. بلکه از آنجا که سرنوشت بهائیان ایران با هم میهنان عزیزشان پیوندی ناگسستنی دارد، روند فوق در بیداری و اصلاح ایران عزیز نیز نقشی بسزا داشته و دارد. لذا موضوع دیگری که در این نوشته به آن پرداخته شده است، دربارۀ همین نقش می باشد. از آنجا که هدف دیانت بهائی رفع مشکلات جهان و استقرار صلح و وحدت عالم انسان است، طبیعی است که حلّ مشکلات ایران عزیز نیز در قلب این هدف قرار داشته باشد.

 نوروز ۱۳۹۲

١ شهرالعلاء ١٦٩

١٢ اسفند ١٣٩١

احبّای عزیز الهی در مهد امر الله ملاحظه فرمایند

دوستان عزیز و محبوب،

ظلم و ستمی که جامعۀ ممتحن و غیور اسم اعظم در سرزمین مقدّس ایران در طیّ سی و چهار سال گذشته با آن مواجه بوده دنبالۀ حملاتی است که در تاریخ صد و شصت و نه سالۀ آیین بهائی همواره با شدّتی کمتر یا بیشتر ادامه داشته است. بر خلاف انتظار کسانی که مصمّم بر تضعیف جمع پیروان حضرت بهاءالله در زادگاه آیین مقدّسش می‌باشند، دسیسه‌های دشمنان بالمآل موجب تقویت روح ایمان احبّا و تحکیم بنیان جامعه شده است. ایرانیان گرامی که خود قربانی مظالم فراوانند نه تنها بر بی‌عدالتی‌های وارده بر بهائیان واقفند بلکه در خدمات خالصانه و مستمرّ این جامعه نیرویی سازنده در جهت تغییر و احیای ایران عزیز مشاهده می‌کنند. با افزایش احساس هم‌دردی ملّت نسبت به هم‌وطنان بهائی خود، ندای مردم شریف آن سرزمین برای رفع موانعی که شما را از مشارکت در عرصه‌های مختلف حیات اجتماع باز می‌دارد بلندتر می‌شود. پس جای تعجّب نیست اگر سؤالات مربوط به موضع بهائیان نسبت به امور سیاسی اهمّیّت بیشتری ‌بیابد.

در طول تاریخ، جامعۀ بهائی ایران در ارتباط با امور سیاسی با موقعیّت خاصّی رو به رو بوده است بدین معنی که از یک طرف به‌ غلط مورد اتّهاماتی چون داشتن انگیزه‌های سیاسی، جبهه‌گیری علیه حکومت وقت و یا جاسوسی برای قدرت‌های خارجی قرار گرفته و از طرف دیگر در نظر برخی، تمسّک محکم بهائیان به اصل عدم دخالت در سیاست‌های حزبی به بی‌توجّهی آنان نسبت به مصالح هم‌میهنان‌شان تعبیر شده است. حال که اهداف واقعی مخالفین آیین بهائی برملا گردیده شایسته است که به علاقۀ روز‌افزون ایرانیان به درک نگرش بهائیان نسبت به سیاست پاسخ گویید مبادا سوء‌ تفاهمات موجب سستی پیوندهای دوستی و رفاقتی گردد که با نفوس بی‌شماری برقرار ‌ساخته‌اید. سزاوار آنست که در این پاسخ فقط به چند جملۀ کوتاه، هرچند مهم، در بارۀ محبّت‌ و یگانگی اکتفا نکنید بلکه تصویری از چارچوبی که رویکرد جامعۀ بهائی را نسبت به این موضوع شکل می‌دهد برای هم‌وطنان عزیز خود ترسیم نمایید. امیدواریم توضیحات زیر بتواند در این مورد به شما عزیزان کمک کند.

 

A Persian translation of the message of the Universal House of Justice

dated 8 February 2013 to the Bahá'ís of the world 

ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به بهائیان جهان (از: مرکز جهانی بهائی)

۸ فوریه ٢۰۱۳
ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند

دوستان عزیز،

این جمع در کمال مسرّت شاهد آنست که چگونه فرایندهای نقشۀ پنج‌ساله در جوامع مختلف بهائی روح خدمت را برمی‌افروزند و اشتیاق به اقدامات هدف‌مند را سبب می‌گردند. هر روز نمونه‌های مشهود حاکی از آن است که چطور ایجاد ارتباطات قلبی، آشنا ساختن نفوس با کلام الهی و دعوت آنان به مشارکت در بهبود اجتماع می‌تواند مآلاً موجب سعادت مردمان گردد. این جنبش دسته‌جمعی که خصوصیّات پویای آن به نحوی فزاینده‌ شناخته شده زمانی ملموس و محسوس می‌شود که عناصر نقشه در یک کوشش هماهنگ در سطح محدودۀ جغرافیایی تلفیق ‌گردد. یک چنین محدودۀ جغرافیایی هم برای احبّای مجرّب و هم برای کسانی که جدیداً با امر مبارک آشنا شده‌‌اند، از هر سنّ و هر پیشینه‌ای، میدانی است که در آن دوش به دوش هم کار کنند، یکدیگر را در خدمات همراهی نمایند و همگان را قادر سازند تا در اجرای نقشه مشارکت جویند.

 

تخريب حضيره القدس [حظیرة القدس] به خواست مردم و مرجعيت
 
 
پس از رزم آرا، دكتر مصدق نخست وزیر شد، این بار حجت الاسلام فلسفی پیغام و تذكر آیت ا لله العظمی بروجردی را به مصدق ابلاغ كرد و گفت:
«شما رئیس دولت اسلامی ایران هستید و الآن بهایی ها در شهرستان ها فعال هستند و مشكلاتی را برای مردم مسلمان ایجاد كرده اند، لذا مرتباً نامه هایی از آنان به عنوان شكایت به آیت ا لله بروجردی می رسد. ایشان لازم دانستند كه شما در این باره اقدامی بفرمایید».
دكتر مصدق به گونه ای تمسخرآمیز، قاه قاه و با صدای بلند خندید و گفت:
«آقای فلسفی از نظر من مسلمان و بهایی فرقی ندارند، همه از یك ملت و ایرانی هستند. » (150)
نظر آیت ا لله بروجردی در مواردی با بی اعتنایی دولت ها روبرو می گردید. (151) تا اینكه آخرین درگیری مهم مردم و فرقه ضاله بهائیت در سال 1334 شمسی رخ داد. در این سال بهائیان برتلاش های تبلیغاتی خود به نحو بی سابقه ای افزوده بودند و به صورت كاملاً علنی جوانان را به مجامع خود دعوت می كردند و می كوشیدند تا آنان را با حربه استفاده از زنان زیبا و آلوده كردن به مسائل عاطفی و احساسی بفریبند. گستاخی بهائیان در این سال تا بدانجا رسیده بود كه صریحاً اعلام می داشتند از سال 1335 شمسی بهائیت مذهب رسمی ایران خواهد شد.

از خاطرات شیخ مصطفی رهنما در بارۀ بهائی ستیزی ساواک و علما
 
بهائی ستیزان همیشه تهمت زده اند که بعضی سران حکومت پهلوی همچون هویدا و پرویز ثابتی از مسؤولین ساواک و امثالهم بهائی بوده اند و به این بهانه ستم های زیادی در این سی و چهار سال بر بهائیان ایران روا داشته اند. امّا چنانکه در مقالات و مطالب همین سایت نیز آمده است (۱) نه تنها ایشان بهائی نبوده اند بلکه به همراه بعضی روحانیون شیعه اقدامات ضدِّ بهائی نیز داشته اند.
از جمله شواهدی که نشان می دهد خود ساواک نیز در ضدّیت با بهائیان به همراه روحانیون مزبور دستی داشته قسمتی از خاطرات حجّت الاسلام شیخ مصطفی رهنما است. وی که قبل و پس از انقلاب اسلامی به بهائی ستیزی مشغول بود و از جمله در شهادت جناب هاشم فرنوش در سال ۱۳۶۰ نقش عمده داشت،(۲) می گوید:

در مهر و آبان ١٣٩١  موجی از دستگیری های بهائیان ساکن استان گلستان اتفاق افتاد.