خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی

١ شهرالعلاء ١٦٩

١٢ اسفند ١٣٩١

احبّای عزیز الهی در مهد امر الله ملاحظه فرمایند

دوستان عزیز و محبوب،

ظلم و ستمی که جامعۀ ممتحن و غیور اسم اعظم در سرزمین مقدّس ایران در طیّ سی و چهار سال گذشته با آن مواجه بوده دنبالۀ حملاتی است که در تاریخ صد و شصت و نه سالۀ آیین بهائی همواره با شدّتی کمتر یا بیشتر ادامه داشته است. بر خلاف انتظار کسانی که مصمّم بر تضعیف جمع پیروان حضرت بهاءالله در زادگاه آیین مقدّسش می‌باشند، دسیسه‌های دشمنان بالمآل موجب تقویت روح ایمان احبّا و تحکیم بنیان جامعه شده است. ایرانیان گرامی که خود قربانی مظالم فراوانند نه تنها بر بی‌عدالتی‌های وارده بر بهائیان واقفند بلکه در خدمات خالصانه و مستمرّ این جامعه نیرویی سازنده در جهت تغییر و احیای ایران عزیز مشاهده می‌کنند. با افزایش احساس هم‌دردی ملّت نسبت به هم‌وطنان بهائی خود، ندای مردم شریف آن سرزمین برای رفع موانعی که شما را از مشارکت در عرصه‌های مختلف حیات اجتماع باز می‌دارد بلندتر می‌شود. پس جای تعجّب نیست اگر سؤالات مربوط به موضع بهائیان نسبت به امور سیاسی اهمّیّت بیشتری ‌بیابد.

در طول تاریخ، جامعۀ بهائی ایران در ارتباط با امور سیاسی با موقعیّت خاصّی رو به رو بوده است بدین معنی که از یک طرف به‌ غلط مورد اتّهاماتی چون داشتن انگیزه‌های سیاسی، جبهه‌گیری علیه حکومت وقت و یا جاسوسی برای قدرت‌های خارجی قرار گرفته و از طرف دیگر در نظر برخی، تمسّک محکم بهائیان به اصل عدم دخالت در سیاست‌های حزبی به بی‌توجّهی آنان نسبت به مصالح هم‌میهنان‌شان تعبیر شده است. حال که اهداف واقعی مخالفین آیین بهائی برملا گردیده شایسته است که به علاقۀ روز‌افزون ایرانیان به درک نگرش بهائیان نسبت به سیاست پاسخ گویید مبادا سوء‌ تفاهمات موجب سستی پیوندهای دوستی و رفاقتی گردد که با نفوس بی‌شماری برقرار ‌ساخته‌اید. سزاوار آنست که در این پاسخ فقط به چند جملۀ کوتاه، هرچند مهم، در بارۀ محبّت‌ و یگانگی اکتفا نکنید بلکه تصویری از چارچوبی که رویکرد جامعۀ بهائی را نسبت به این موضوع شکل می‌دهد برای هم‌وطنان عزیز خود ترسیم نمایید. امیدواریم توضیحات زیر بتواند در این مورد به شما عزیزان کمک کند.

 

A Persian translation of the message of the Universal House of Justice

dated 8 February 2013 to the Bahá'ís of the world 

ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به بهائیان جهان (از: مرکز جهانی بهائی)

۸ فوریه ٢۰۱۳
ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند

دوستان عزیز،

این جمع در کمال مسرّت شاهد آنست که چگونه فرایندهای نقشۀ پنج‌ساله در جوامع مختلف بهائی روح خدمت را برمی‌افروزند و اشتیاق به اقدامات هدف‌مند را سبب می‌گردند. هر روز نمونه‌های مشهود حاکی از آن است که چطور ایجاد ارتباطات قلبی، آشنا ساختن نفوس با کلام الهی و دعوت آنان به مشارکت در بهبود اجتماع می‌تواند مآلاً موجب سعادت مردمان گردد. این جنبش دسته‌جمعی که خصوصیّات پویای آن به نحوی فزاینده‌ شناخته شده زمانی ملموس و محسوس می‌شود که عناصر نقشه در یک کوشش هماهنگ در سطح محدودۀ جغرافیایی تلفیق ‌گردد. یک چنین محدودۀ جغرافیایی هم برای احبّای مجرّب و هم برای کسانی که جدیداً با امر مبارک آشنا شده‌‌اند، از هر سنّ و هر پیشینه‌ای، میدانی است که در آن دوش به دوش هم کار کنند، یکدیگر را در خدمات همراهی نمایند و همگان را قادر سازند تا در اجرای نقشه مشارکت جویند.

 

تخريب حضيره القدس [حظیرة القدس] به خواست مردم و مرجعيت
 
 
پس از رزم آرا، دكتر مصدق نخست وزیر شد، این بار حجت الاسلام فلسفی پیغام و تذكر آیت ا لله العظمی بروجردی را به مصدق ابلاغ كرد و گفت:
«شما رئیس دولت اسلامی ایران هستید و الآن بهایی ها در شهرستان ها فعال هستند و مشكلاتی را برای مردم مسلمان ایجاد كرده اند، لذا مرتباً نامه هایی از آنان به عنوان شكایت به آیت ا لله بروجردی می رسد. ایشان لازم دانستند كه شما در این باره اقدامی بفرمایید».
دكتر مصدق به گونه ای تمسخرآمیز، قاه قاه و با صدای بلند خندید و گفت:
«آقای فلسفی از نظر من مسلمان و بهایی فرقی ندارند، همه از یك ملت و ایرانی هستند. » (150)
نظر آیت ا لله بروجردی در مواردی با بی اعتنایی دولت ها روبرو می گردید. (151) تا اینكه آخرین درگیری مهم مردم و فرقه ضاله بهائیت در سال 1334 شمسی رخ داد. در این سال بهائیان برتلاش های تبلیغاتی خود به نحو بی سابقه ای افزوده بودند و به صورت كاملاً علنی جوانان را به مجامع خود دعوت می كردند و می كوشیدند تا آنان را با حربه استفاده از زنان زیبا و آلوده كردن به مسائل عاطفی و احساسی بفریبند. گستاخی بهائیان در این سال تا بدانجا رسیده بود كه صریحاً اعلام می داشتند از سال 1335 شمسی بهائیت مذهب رسمی ایران خواهد شد.

از خاطرات شیخ مصطفی رهنما در بارۀ بهائی ستیزی ساواک و علما
 
بهائی ستیزان همیشه تهمت زده اند که بعضی سران حکومت پهلوی همچون هویدا و پرویز ثابتی از مسؤولین ساواک و امثالهم بهائی بوده اند و به این بهانه ستم های زیادی در این سی و چهار سال بر بهائیان ایران روا داشته اند. امّا چنانکه در مقالات و مطالب همین سایت نیز آمده است (۱) نه تنها ایشان بهائی نبوده اند بلکه به همراه بعضی روحانیون شیعه اقدامات ضدِّ بهائی نیز داشته اند.
از جمله شواهدی که نشان می دهد خود ساواک نیز در ضدّیت با بهائیان به همراه روحانیون مزبور دستی داشته قسمتی از خاطرات حجّت الاسلام شیخ مصطفی رهنما است. وی که قبل و پس از انقلاب اسلامی به بهائی ستیزی مشغول بود و از جمله در شهادت جناب هاشم فرنوش در سال ۱۳۶۰ نقش عمده داشت،(۲) می گوید:

در مهر و آبان ١٣٩١  موجی از دستگیری های بهائیان ساکن استان گلستان اتفاق افتاد.
  
چشم و خون و دندان و دست و روی و گوش و موی و زبان و فوُت و موزیک و زندان خدا
 
آنان که سعی در وارونه جلوه دادن حقایق دیانت بهائی دارند، ده ها سال است در ردیه های خود بارها و بارها با استناد به بعضی آیات نازله در کتب مقدسۀ دیانت بهائی، گفته اند بهائیان حضرت بهاءالله را خدا می دانند و معتقدند خدا موی دارد و زندانی می شود و از این قبیل. (۱) علیرغم این که معانی و مقصود و مفهوم حقیقی آیات مزبور در خود آثار بهائی از قلم وحیانی حضرت بهاءالله و قلم مُلهَمِ دو جانشین ایشان حضرت عبدالبهاء و حضرت ولی امرالله و نیز در آثار آسمانی حضرت باب آشکار بوده است، (۲) اتهام ادعای الوهیّت کماکان ادامه داشته است.
امّا جالب آن که اخیراً ملاحظه شد در برنامۀ «معرفت» که در جمعه ۱۰ آذر ۱۳۹۱، و تکرار آن در یکشنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۱ از شبکۀ چهار سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد، (۳) دو استاد معروف در جمهوری اسلامی (۴) در شرحی بر غزلی از سعدی، (۵) ضمن توضیح مفهوم حقیقی «ثارالله» که در بارۀ حضرت سیّدالشّهداء امام حسین رُوحی وَ کَینُونَتی فِداه به کار رفته، به شکلی همان حقایقی را مطرح کردند که ۱۶۹ سال است در آثار بابی و بهائی تشریح شده است و معلوم می دارد مقصود از اصطلاحات و تعبیراتی چون چشم و خون و دندان و دست و روی و گوش و موی و زبان و زندان خدا که در کتب مقدسۀ ادیان قبل و از جمله اسلام و نیز ادیان بابی و بهائی آمده است، حلول و تجسّد و تجسّم ذات الهی در یک انسان نیست؛ و نیز معلوم می دارد آیاتی از قبیل «اِنّی اَنا الله»، «مَقامِ فنای از نفس و بَقاءِ بِاللّه است» (۶) امّا با تمام اینها در این مورد نیز دوستان بی انصاف ضد بهائی، به مصداق یک بام و دو هوا عمل می کنند.

٣ شهرالشّرف ١٦٩
١٣ دی ١٣٩١

پیروان جان‌فشان حضرت بهاءالله در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند

دوستان عزیز و محبوب،

جای بسی دل‌گرمی است که بسیاری از مردم شریف ایران علی‌رغم مشکلات فراوان موجود در راه پیشرفت کشور خود مشتاقانه در صددند که اجتماعی پیشرو بنیان نهند تا در آن توان‌مندی‌های بی‌نظیرشان شکوفا شود و وسایل رفاه و آسایش هم‌وطنان‌شان مهیّا گردد. نفوس بی‌شماری به ویژه جوانان روشن‌ضمیر آماده‌اند تا قوا و استعدادهای خدادادۀ خود را صرف توسعۀ اجتماعی و اقتصادی وطن مألوف نمایند. موجب خوشوقتی این جمع است که شما عزیزان نیز با وجود استمرار مظالم و بی‌عدالتی‌هایی که از هر جهت شما را احاطه نموده می‌کوشید تا سهم خود را در این مجهود عظیم ادا نمایید. موفّقیّت در چنین اقدام مهمّی مستلزم مشورت و گفتگوی آزاد و دوستانه در بین گروه‌های مختلف اجتماع به منظور کسب شناختی وسیع‌تر و درکی عمیق‌تر نسبت به بسیاری از مفاهیم مرتبط و مهمِّ توسعۀ اجتماعی و اقتصادی است. لذا به پیوست ترجمۀ فارسی بیانیّۀ مورّخ ١٩٩٥ دفتر اطّلاعات عمومی جامعۀ بین‌المللی بهائی تحت عنوان "رفاه عالم انسانی" که اصل انگلیسی آن در همان سال برای مطالعه به کلّیّۀ محافل روحانی ملّی فرستاده شده بود برای آن عزیزان ارسال ‌می‌گردد. امید چنان است که تعمّق و تأمّل در مندرجات این سند ارزنده بهائیان ایران را در تبادل نظر و تشریک مساعی با دیگر ایرانیان نیک‌اندیش و علاقه‌مند به پیشرفت و سربلندی آن سرزمین مقدّس یاری نماید.

در اعتاب مقدّسۀ علیا مزید تأیید و توفیق آن یاران باوفا را از جمال اقدس ابهی مسئلت می‌نماییم.

[امضا: بیت العدل اعظم]

برگرفته از: http://www.payamha-iran12.info/refah-e-alame-ensani/prosperity-of-mankind.html

در ۱۷ مهر ماه ۱۳۹۱ نماینده ولی فقیه حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمد شاهچراغی در استان سمنان و امام جمعۀ سمنان در همایش "محفل نیرنگ"(جریان شناسی فرقه ضاله بهائیت و انجمن منحرفه حجتیه) که به همّت اداره کل اطلاعات استان برگزار شد، همچون گذشته(۱) بار دیگر اعتراف و تصریح نمود «معامله با پیروان فرقه‌های ضاله باطل است». و آقای علیرضا خلخالی معاون سیاسی امنیتی استانداری سمنان نیز در همین همایش گفت: «متأسفانه در گذشته برخی از فعالان اقتصادی از روی ناآگاهی با پیروان فرقه های ضاله معامله می كردند اما امروزه با كمك مجمع امور صنفی مانع از این فعالیت ها شده ایم.» وی روشنگری، آموزش، كار فرهنگی و روش های نرم را در مقابله با فعالیت و تبلیغ بهائیت و دیگر فرقه های ضاله روشی مناسب عنوان کرد و گفت: «البته هر جا نیاز به روش و ابزار سخت نیز باشد،كوتاه نمی آییم.» امام جمعه سمنان همچنین با بیان این ‌كه «این فرقه‌های منحرف، خطرناك‌اند» افزود: باید با كار فرهنگی و از راه و مجرای قانونی با این فرق و به خصوص با فرقه ضاله بهائیت كه مراجع عظام تقلید آن‌ها را كافر می‌دانند مبارزه و آنها را منزوی كرد.»(۲)
این اظهارات در حالی بیان می شود که چند سال است برخلاف ادعای امام جمعۀ محترم مبنی بر استفاده از «راه و مجرای قانونی» برای مبارزه با بهائیان، بهائیان سمنان، مانند بسیاری از بهائیان در نقاط مختلفۀ ایران، به شکلی کاملاً غیر قانونی مورد انواع ستم بوده و هستند؛ از قبیل: حبس و زندان و تبعید، پلمپ مغازه ها، محرومیت از تحصیلات عالیۀ، شعار نویسی علیه بهائیان بر در و دیوار شهر و حتی بر تابلوی اعلانات ادارات دولتی، پرتاب چندین بار بمب و مواد آتش زا به خانه ها و مغازه های بعضی بهائیان، مواردی ممانعت از دفن متوفیان بهائی، تخریب گلستان جاوید بهائیان(قبرستان بهائی)، تخریب خودروی شخصی بعضی بهائیان، انتشار فهرستی تحریک برانگیز از اسامی بسیاری از بهائیان در ادارات شهر، و سایر حرکات ایذایی.(۳)
و همۀ اینها در حالی است که مسؤولین رژیم ایران در مجامع بین المللی بدروغ و نیرنگ و ریا مدعی شده و می شوند که بهائیان در ایران از حقوق شهروندی برخوردارند. حتی آقای محمد جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه ایران در سازمان های جهانی حقوق بشر ادعا می کنند بهائیان در ایران آزادند و: «بسیاری از بهائیان دارای فعالیت های اجتماعی، علمی و اقتصادی هستند»(۴)
علاوه بر اعترافِ فوق از نمایندۀ محترم ولی فقیه و معاون سیاسی امنیتی استانداری سمنان، آقای علیرضا خلخالی معاون سیاسی امنیتی استانداری سمنان اعتراف ضمنی دیگری نیز کرده اند که نشان می دهد علل همۀ ستم هایی که سال هاست بر بهائیان وارد شده و می شود، صرفاً عقیدتی بوده و هست. چنانکه تأکید می کنند همه دستگاه های اجرایی استان باید بر مبنای اعتقادات و بعنوان یك وظیفه شرعی و نه یك وظیفه اداری با فرقه ضاله بهائیت مبارزه كنند.(۵) و این دقیقاً یعنی ظلم بر شهروندان ایرانی بهائی به روشی غیر قانونی و صرفاً بر اساس تعصّبات شرعی و مذهبی!
این اعترافات همه افشاکنندۀ طرحی است که حدود پنج سال پیش به صورت پایلوت و آزمایشی در سمنان به اجرا درآمد تا پس از دریافت بازخورد آن، در دیگر شهرهای ایران نیز علیه بهائیان به همان شکل صورت گیرد. توضیح آن که عملیات و حملات فوق علیه «بهائیان سمنان وقتی شعله گرفت که در آذر ماه سال ۱۳۸۷ (اواخر ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹) یک مجموعه سمینار و گردهم‌آیی ضدّ بهائی در سطح وسیع برای عموم مردم در شهر سازمان‌دهی شد. پس از آن خانه‌های حدود ۲۰ بهائی مورد حملۀ مقامات قرار گرفت که مطالب مربوط به آئین بهائی، کامپیوتر‌ها و تلفن‌های همراه را توقیف کردند. ۹ بهائی که خانه‌های‌شان مورد یورش قرار گرفت، همه به اتهامات کاملاً دروغین و صرفاً در زمینۀ عمل به آئین بهائی دستگیر شدند.»(۶)
همایش "محفل نیرنگ" که در ۱۷ مهر ماه ۱۳۹۱ در سمنان برگزار شد در حقیقت مرور و مشاهدۀ نتایج سمینارها و همایش های بهائی ستیزانه ای است که در آذر ماه سال ۱۳۸۷ برگزار شد. این همایش دست مریزادی است که مسؤولین جمهوری اسلامی ایران در سمنان بر عملکرد خود علیه بهائیان در این سال ها داشته اند. مشابه این قبیل عملیات در شهرهای دیگر ایران هم با شدت و ضعف متفاوت اجرا شده و هم اکنون نیز ادامه دارد.(۷)
اگر چه مسؤولین جمهوری اسلامی ایران به خاطر اعتقادات بهائیان بر ایشان ظلم می کنند و آنان را ضاله و گمراه می دانند و قصد نابودی ایشان را دارند، امّا بهائیان معتقدند:

 

 نکاتی جالب در بارۀ ظهور امام زمان
 
اخیراً مصاحبه ای با آقای هاشمی رفسنجانی در بارۀ امام زمان در سایت ایشان و دیگر سایت ها به نقل از فصلنامه انتظار، چاپ زمستان ۱۳۸۱، شماره ۶، منتشر شده است(۱) که بعضاً حاوی نکات جالبی در مورد ظهور امام زمان است که از جمله روشن می سازد:

امام زمان دینی جدید می آورد؛ احادیث راجع به امام زمان بعضی صحیح و بعضی ناصحیح است؛ امام زمان برای اصلاح جهان دارای برنامه می باشد که باید بتدریج اجرا گردد و مردم در آن نقش دارند؛ برنامۀ امام زمان جهانی است زیرا «بسیاری از مسائل که قبلا منطقه ای بوده، یا کشوری بوده، یا قبیله ای بوده، الآن، جهانی شده است»؛ اینکه «بعضی فکر می کنند که حضرت، با یک قدرت قاهره ای وارد می شوند و با معجزه و سوار بر ابر و . . . اسلام را بر جهانیان تحمیل می کنند و مردم، طوعاً یا کرهاً، این را باید بپذیرند!» حال آن که «از روایات و اسناد، این طوری استفاده نمی شود! اوّلاً، مبانی خود اسلام این نیست، و ثانیاً، رفتار خود پیغمبر (علیه السلام) و رفتار علی ابن طالب (علیه السلام) این نبوده است.»؛ مقام امام زمان چنان عظیم است که «نقاط برجسته ی انبیای سلف را همراه خودشان دارند»؛ به همین جهت است که «ادیان دیگر، منتظر منجی خودشان هستند. اسم منجی آنان، مهدی نیست، ولی آنان، منتظر فردی هستند با مشخصه هایی که حضرت مهدی (عج) آن ها را دارد.» و همۀ اینها حاکی از آن است که مقام ایشان مافوق ائمۀ اطهار ع است و ایشان دارای مقام تشریع دین هستند؛ معجزۀ امام زمان برنامه ای است که ایشان می آورند و مورد قبول مردم دنیا قرار می گیرد و نه معجزات ظاهره ای که بعضی گمان کرده اند؛ همه فکر می کنند امام زمان که بیاید جوی خون راه می اندازد حال آن که این طور نیست و ایشان محبت و عطوفت همگانی می آورند؛ معضل فقر در اثر برنامۀ امام زمان از بین می رود؛ بی سوادی از بین می رود و عقل بشر رشد می کند؛ با فنون اطلاع رسانی موجود همۀ جهانیان با هم مرتبط می شوند؛ ...