خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی

یکی از دستاوردهای این فرقه های افراطی برای تشیع
ماهاتیر محمد نخست وزیر سابق مالزی در یک سفر دوره­ای به ایران، از جمهوری اسلامی ایران خواست تا در مالزی برای تبلیغ اسلام و مبارزه با فرقه ضاله بهاییت به آنها کمک کند. چون منشا بهاییت در ایران بود و بهایی ها یکی از مراکز اصلی شان در مالزی قرار دادشت و از آنجا نیرو می گرفتند. اما از حدود چهار سال قبل، به دلیل فعالیت های جریان شیرازی ها در مالزی و مبارزه رسمی با خلفا، به دعوای میان شیعه و سنی چنان دامن زدند که به شعار نویسی های خیابانی انجامید و این مساله باعث شد، ماهاتیر محمد که تا دیروز از جمهوری اسلامی دفاع می کرد، چند ماه قبل نسبت به خطر گسترش شیعه در مالزی هشدار داد و خواستار مبارزه با شیعیان به عنوان یک فرقه ضاله شد.
منبع: سایت خط امام
 
پیام ۵ دسامبر ۲۰۱۳
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به بهائیان جهان (از:  مرکز جهانی بهائی)
٥  دسامبر  ۲۰۱۳
ستایندگان اسم اعظم در سراسر عالم ملاحظه فرمایند
دوستان عزیز و محبوب،
حضرت عبدالبهاء یکصد سال پیش در پایان "مسافرت پر عزّت و حشمت" خود به کشور مصر و دیار غرب در چنین روزی به ارض اقدس مراجعت نمودند و همانند هنگام آغاز مسافرت، از هر گونه تشریفات و مراسم پر سر و صدا اجتناب ورزیدند.  امّا در سالیان بین عزیمت و بازگشت آن حضرت، دوره‌ای پراهمّیّت در تاریخ امر مبارک بسط یافته بود، دوره‌ای که حضرت ولیّ عزیز امر الله آن را "فصل مشعشعی" توصیف نمودند که طیّ آن "بذر امکاناتی فوق تصوّر به ید قدرت نفس نفیس مرکز میثاق در بعضی از اراضی حاصل‌خیز غرب افشانده شده بود."
حکایات مربوط به مسافرت‌های حضرت عبدالبهاء و نفوذ آن حضرت بر نفوسی که به موهبت ملاقات با ایشان فایز شدند بی‌شمار است.  افرادی که از شدّت اشتیاقِ وصول به فیض حضور مبارکش به طرقی خارق‌‌العاده — با قایق، پای پیاده، یا حتّی با آویزان شدن به میله‌های زیر قطار — متوسّل شدند و به سویش شتافتند نام خویش را در خاطر نسل‌های آینده از کوچک و بزرگ، جاودان نمودند.  گواهی نفوسی که در اثر یک برخوردِ هر قدر مختصر با مولای محبوب‌شان، گاهی تقریباً بدون ذکر کلامی، تقلیب ‌شدند هم‌چنان روح را به اهتزاز می‌آورَد.  عمومیّت آیین مقدّس بهائی در تنوّع وسیع گروه‌هایی که به حضور می‌پذیرفتند — اعمّ از غنی و فقیر، سیاه و سفید، بومی و مهاجر ‌‌‌‌‌‌‌— به وضوح به چشم می‌خورد.  قلم و زبان از توصیف توفیقات عظیمۀ حضرت عبدالبهاء در طول این اسفار قاصر است.  بذرهای فراوانی که آن حضرت افشاندند و از طریق مکاتبات وسیع خود که تا پایان حیات عنصری ایشان ادامه داشت آن را پرورش دادند، به صورت جامعه‌ای ثابت‌قدم شکوفا گشت که توانست بار عظیم وظایف سال‌های بعد را حمل نماید، اوّلین ساختارهای تشکیلات ملّی بهائی را تأسیس کند، و در جهت تحقّق آمال مولای محبوب برای گسترش تعالیم الهی به هر شهر و دیار، شروع به اقدام نماید.
   

 در پاسخ اکاذیب و توهین های سیمای جمهوری اسلامی ایران: 

موضوع طرد در جامعۀ بهائی

 

 
در ۲۸ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۸ و ۴۵ دقیقه شب برنامه ای از شبکۀ خبر سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد که در آن اکاذیب و افترائات تکراریِ توهین آمیزی دربارۀ دیانت بهائی و جامعۀ بهائی مطرح گردید. البته این اوّلین باری نیست که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران چنین می کند. در این برنامه که معمولا چند بار تکراراً پخش می شود، از چند نفر بهائی نیز که از جامعۀ بهائی بیرون رفته اند استفاده شده بود که دروغ ها و توهین هایی را که دربارۀ دین بهائی به ایشان القا شده بود بگویند. از جمله مواردی که در این برنامه مطرح شد و موضوع این مقاله است، مسألۀ طرد بعضی بهائیان از جامعۀ بهائی بود که توسط تهیه کنندۀ برنامه و شرکت کنندگان، از آن به شکلی تحریف شده و مخوف یاد شد.

باقی مواردِ دروغ ها و تهمت ها و افترائات شرم آور و توهین آمیزی که در این برنامه مطرح گردید- از جمله اینکه «بهائی یعنی جامع جمیع کمالات حیوانی» و یا این که زنا کردن با پرداخت پول در جامعۀ بهائی آزاد و مورد استقبال است- بقدری سخیف و تکراری است و پاسخ آن بارها توسط بهائیان داده شده، که فعلاً لزومی به پاسخی جدید نمی بینیم. امّا صرف نظر از پاسخ هایی که بارها داده شده، نمی توان از ذکر این نکتۀ مهم گذشت که اشاعۀ این قبیل اکاذیب و توهین های سخیف به دیانت بهائی و جامعۀ بهائی از نظر حقوقی و قانونی نیز مستلزم پیگرد قانونی است و اگر در ایران حقوق بشر و حقوق شهروندی و آزادی وجدان و عقیده رعایت و اجرا می شد، قطعاً صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران و برنامه سازان و شرکت کنندگان در چنین برنامه هایی، مجرم محسوب می شدند. امّا چه می توان گفت که اینجا جمهوری اسلامی ایران است و رعایت حقوق بشر، به شهادت چند ده قطعنامۀ کمیسیون و شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ۳۷ سال اخیر در محکومیت جمهوری اسلامی ایران، مفهومی ندارد و معمول نیست! نه تنها در مورد بهائیان، بلکه در مورد سایر اقلیت های مذهبی اسلامی و غیر اسلامی و اقلیت های قومی و نیز هر دگراندیشی، و نه تنها در مورد ایشان، که در مورد خود شیعیان و حتی کسانی نیز که در زمرۀ اجزاء حکومت بوده یا هستند، معمول نیست!  
 
به رغم وعده های زیاد، ایران به نقض حقوق بشر ادامه می دهد - گزارش سازمان ملل
۰۱ آبان ۱۳۹۲ (۲۳ اکتبر ۲۰۱۳)
جامعۀ جهانی بهائی، سازمان ملل - طبق گزارشی که دیروز از طرف کارشناس سازمان ملل در مورد حقوق بشر منتشر شد، به رغم وعده‌های زیادی که اخیراً ایران برای بهبود کارنامۀ حقوق بشرخود داه است، شواهد قابل توجّهی در تغییر اوضاع ملاحظه نمی‌شود.
آقای احمد شهید، گزارشگر ویژۀ سازمان ملل در بارۀ حقوق بشر گفت: "اوضاع حقوق بشر در جمهوری اسلامی ایران بدون هیچ نشانی از بهبود، همچنان بسیار نگران‌کننده است."
دکتر شهید، با ذکر چندین مورد، نگرانی خود را در بارۀ شمار زیاد اعدام‌ها، ادامۀ تبعیض علیه زنان و اقلیتهای قومی، شرائط بد زندان‌ها، و محدودیت در آزادی بیان و آزادی مراوده اعلان کرد.
او همچنین گفت که اقلیتهای دینی در ایران، از جمله بهائیان، مسیحیان، مسلمانان سنی، و دیگران "به طور روزافزون در معرض انواع تبعیض های قضائی، در زمینه‌هایی مانند اشتغال و آموزش قرار دارند و اغلب با بازداشت خودسرانه، شکنجه، و بدرفتاری روبرو هستند."
 
پیام ٥ شهریور ١٣٩٢
 
٨ شهرالاسماء ١٧٠
 
٥ شهریور ١٣٩٢
 
یاران و یاوران باوفای جمال اقدس ابهی در مهد امر الله ملاحظه فرمایند
 
خبر قتل جناب عطاءالله رضوانی موجب حزن و اندوه عمیق این جمع شد.  این عمل شنیع قلب هر انسانی را مشحون از تأسّف و تحسّر می‌نماید و موازین بشری، بدون شک، آمرین و عاملین آن را محکوم می‌کند.  آنان که در پی جاه و مقام می‌کوشند تا با ریاکاری به اسم دین و ایمان بذر نفرت و جدایی در قلوب بکارند و با گفتار و رفتار تحریک‌آمیز خود ارتکاب چنین جنایتی را ممکن می‌سازند نیز مسئولیّت این جرم را به عهده دارند و در این گناه سهیم‌اند.  البتّه واقفیم که اکثریّت ایرانیان عزیز این عمل فجیع را تقبیح می‌کنند، از ظلم و ستم بیزارند و انزجار خود را نسبت به هر نوع تفرقه‌افکنی اعلان می‌دارند.
 
بهائی آزاری؛ پیش از کودتا تا پس از آن
 
مینا یزدانی
 
مدرس تاریخ در دانشگاه کنتاکی شرقی
 
 
پیامد کودتای ۱۳۳۲ برای بهائیان ایران، بهائی آزاری های سال ۱۳۳۴ بود. پیش از کودتا، به خصوص در سراسر دهۀ ۱۳۲۰، آزار بهائیان با نفوذ و اعمال فشار روحانیون و مسلمانان تندرو، و "رفتار سراسر مجامله و تعلل و قصور دولت با آن" صورت می گرفت. (پاکدامن ۸)
 
پس از کودتا، در رویدادهای سال ۱۳۳۴، بهائی آزاری با "ادای دین" شاه یا "پاداش" او به روحانیونی که در کودتا و بازگرداندن او به تخت یاری رسانده بودند، با همکاری بین نیروهای حکومتی و مذهبی انجام شد.
 
درک علل آنچه در کمتر از دو سال پس از کودتا، به عنوان پاداشی برای دست اندرکاران و پشتیبانان آن کودتا، بر سر بهائیان ایران رفت، مستلزم نگاهی به وضعیت ایشان در دهۀ بیست و سالهای اولیه دهۀ سی شمسی است.
 
اوضاع این دوران مصداق سخن روی متحده استاد دانشگاه هاروارد است که می گوید در سراسر تاریخ جامعه بهایی ایران، هرگاه حکومت دچار مشکل بود یا به علما احتیاج داشت، اجازۀ آزار بهائیان را می داد. (متحده ۲۳۹)
 
پس از شهریور ۱۳۲۰، با کناره گیری رضا شاه، علمای شیعه تجدید قوا کردند و سازمان های اسلامی و هیئت های مذهبی فراوانی برای مبارزه با بهائیان، طرفداران کسروی و مادیگرایان تشکیل شد. (توکلی ۹۰-۱۰۴؛ جعفریان ۱۲-۳۰)
 
كيهان: ١٨ دروغ در ٨ خط درباره بهائیان
ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به کنفرانس جوانان (از: مرکز جهانی بهائی)
۱ ژوئیه ۲۰۱۳
پیام بیت العدل اعظم خطاب به شرکت کنندگان در ۱۱۴ کنفرانس جوانان در سراسر جهان
دوستان عزیز و محبوب،
هنگامی که حضرت ربّ اعلی در سنّ بیست و پنج سالگی قیام نموده و پیام تحوّل‌آفرین خویش را به جهانیان ابلاغ فرمودند بسیاری از نفوسی که تعالیم حضرتش را پذیرفتند و به انتشار آن پرداختند جوان و حتّی جوان‌تر از خود وجود مبارک بودند. شرح پرشور دلاوری و شجاعت این نفوس در "مطالع الانوار" جاودانی گشته و تا قرن‌های متمادی روشنی‌بخش صفحات تاریخ بشر خواهد بود. بدین ترتیب روند نوینی آغاز شد که بر طبق آن نسل‌های جوان هر کدام با الهام از همان انگیزۀ الهی برای نوسازی عالم، فرصت را غنیمت شمرده تا به پیشرفت فرایند تقلیبِ حیات نوع بشر کمک ‌کند، روندی که از زمان ظهور حضرت نقطۀ اولی تا به حال بدون وقفه ادامه داشته است.

نگاهی گذرا به آموزه های میرزا حسین علی نوری

یکشنبه, ژوئیه 14, 2013 - 20:03

هرمس

نگاهی گذرا به آنچه که تاکنون درباره مشروطه و مشروطیت نوشته شده است حاکی است که موافق یا مخالف، چه مثبت چه منفی، معترف به نقش بابیان و بهائیان در تحولات عصر مشروطه اند و هیچ‌کس نتوانسته است نقش آنان را نادیده بگیرد. اما شگفت این است که با این وجود، بندرت مورخان تاریخ مشروطه به صرافت نوشتن دقیق نقش بهائیان یا تعالیم و آموزه های آنان در این باره افتاده اند. یا به این صرافت افتاده باشند که تحولات عصر مشروطه بدون تجزیه و تحلیل بی طرفانه، همه جانبه و منصفانه از نقش بابیان و بهائیان ناقص و نارسا است.
ــــــــــــــــــــــــــ

 

پیشدرآمد

 

 

 عصر قاجار، عصر رویارویی جهان قدیم و جهان جدید است. رویارویی که موجد بازخوانی سنت و گذار به جهان جدید بود. این گذار پر فراز و نشیب؛ و تلاش برای مشروط کردن حکومت سلطنت مطلقه، آن‌چنان که باید و شاید به بار ننشست اما نقطه عطفی بود که وجه ممیزه تاریخ ما به پیش و پس از مشروطیت گشت.

عصر قاجار دوره ای صد و پنجاه ساله بود که با بنیانگذار آن آقامحمد خان قاجار طلوع و به پایان بدفرجام کودک شاهی به نام احمدشاه قاجار افول کرد. اما آنچه در این فراز و فرود مهم است، دوره میانی، یعنی دوره زمامداری ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه قاجار است. در دوره ناصرالدین شاه است که جنبش باب به رهبری سید محمد علی باب زلزله بر ارکان دو نهاد جهان کهن، یعنی سلطنت و دین، می افکند. و از این طریق؛ بشارت جهان جدید را در سلک نوسازی دین و جامعه نوید می دهد. جوانی بیست و پنج ساله در برابر نهاد کهن دین و متولیان دینی قد عَلَم کرد و بر بحث «خاتم» خط بطلان کشید. پروژه نوسازی دینی بر بستر رویارویی جهان کهن و جهان جدید در دوره قاجار  رُخ داد. این «نوسازی» در اشکال مختلف و بر اساس دیدگاه های متفاوت بروز کرد. اگر آنانی که در کوی «اسلام» چادر زده بودند و از «نوسازی» دین «احیاء دین» یا «بازگشت به اصل خویشتن» و «بازگشت به عصر رسولی» استنباط کردند، پروژه نوسازی دینی سید علی محمد باب بر اصل «تجدید» و «تجدد» دین استوار بود.  «تجدد دین» از دید او  مبتنی بر تأویل و تفسیر «تکوینی» از دین بود، و این تفسیر  بدون نقدِ نهاد دین، نقدِ سنن تفسیری متولیان،  آمران و کارگزارن حوزه دینی ابتر بود.

 

درهمتافتگی دو نهاد جهان کهن، یعنی نهاد سلطنت و نهاد دین، که از ویژگی‌های دیرپای تاریخ ایران بوده است، در برابر اندیشه‌های سید علی محمد باب جوان چنان به هراس افتاد که چاره کار را در سرکوب و کشتار سرسلسله نواندیشی دینی تاریخ معاصر ایران یافت.  تاریخ ما تاریخ کشتن سهراب ها به دست رستم ها است. و سید علی محمد باب «سهرابی» بود که به دست «رستم» کشته شد: جوانی که مظهر نوآوری بود به دست سنت کهن و سترون تیرباران گشت.

 برگرفته از: http://www.payamha-iran16.info/payam/2013-06-27.html

ترجمه‌ای از پیام بیت ‌العدل اعظم الهی خطاب به محافل روحانی ملّی

(از: مرکز جهانی بهائی)

ارسال از طریق الکترونیکی

خطاب به: تمام محافل روحانی ملّی

تاریخ: ۲۷ ژوئن ۲۰۱۳

با قلوبی پرسوز و گداز خبر تخریب بیت اعظم، بیت مبارک حضرت بهاءالله در بغداد را به اطّلاع شما می‌رسانیم. جزئیّات این عمل شنیع هنوز روشن نیست ولی پیامد آنی و وخیم آن آشکار است: مردم جهان از موهبت وجود حریمی مبارک با تقدّسی لاتحصی محروم گشته‌اند.