خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی

 از سايت بنياد فرهنگ ايران  -  برنامه‏های تالار اينترنتی بنياد فرهنگ ايران  -  بدستياری فرامرز دادرس
 
: جناب دکتر بهرام چوبينه، درود برشما و خيلی خوش آمديد به تالار اينترنتی بنياد فرهنگ ايران. همانطور که با هم پيمان بستيم، يک سلسله گفتگو‏ها را درباره‏ی جنبش بابيه در ايران آغاز می‏کنيم. اين جنبش را شايد بتوانيم يک جنبش اجتماعی، مذهبی بناميم، سياسی هم بوده و بعد پي‏گيری خواهيم کرد که به بهائيت می‏پيوندد. دوستان در انتظار شما هستند. من ميکروفون را در اختيارتان می‏گذارم و همه به شما گوش می‏دهيم. بفرماييد، خواهش می‏کنم.
 

مقدمه

گفتمان هاي سياسي ايران در نيم سده گذشته کيش بهائي را آئيني بيگانه جلوه داده اند. اين نگرش پيامد فراموشکاري هايي عامدانه براي غيرخودي بر نماياندن آئيني است که از بطن حوزه هاي علميه شيعه و فرهنگ ديني ايران در نيمه دوم سده سيزدهم ه ق/ نوزدهم ميلادي برآمده بود. زمينه غريبه سازي اين جنبش شيعي-ايراني با تبعيد رهبران بابي و بهايي به بغداد پس از قصد جان ناصرالدين شاه در 1268ه ق/1852م فراهم آمد.1 در روايت هايي شبه تاريخي که در دهه 1320ْش/1940م اشاعه يافتند، رهبران اين جنبش ايراني به توالي کارگزاران دولت هاي روسيه، عثماني، انگليس، و اسراييل قلمداد شدند و هدف غائي آنان فروشکستن «وحدت ديني و ملي» شمرده شد. ترويج اين روايت ها، که ايرانيان بهائي را غريبه جلوه مي داد، متقارن با اوج گيري دگرزدايي در سياست‌هاي دولتي و کردارهاي سياسي بود. آزار بهائيان و يهوديان، مبارزه با «ماديگرايان»، و اقداماتي نظير ترورهاي سياسي دهه 1320ش همه را مي توان نشان روند نهادينه شدن دگرزدايي در فرهنگ سياسي ايران دانست. دهه اي که اغلب دوره شکوفايي جنبش هاي مردمي شناخته مي شود زمانه پذيرش همگاني «تئوري‌هاي توطئه» نيز بود. اين تئوري ها که «دست هاي خارجي» را کارگردان امور ايران مي پنداشتند در واقع شگردي براي دگرسازي و پاکسازي دگردينان و دگرانديشان از گستره زندگي ديني و سياسي ايران مي بودند.
 

۱۳ شهرالنّور ۱۶۸
۲۷ خرداد ۱۳۹۰
 
احبّای عزیز الهی در مهد امر الله ملاحظه فرمایند
 
ای حبیبان باوفا،
 
(۱)           خبر یورش ماٴمورین امنیّتی به منازل بعضی از همکاران مؤسّسۀ علمی آزاد و دست‌گیری جمعی از آن خادمان فداکار موجب نهایت تأثّر گردید امّا گزارشات واصله از عزم راسخ‌ شما عزیزان در استمرار کسب علم و دانش موجب سرور و مباهات این جمع است.
 

 

پیام ۲۴اردیبهشت ۱۳۹۰

۱۷ شهرالجمال ۱۶۸
۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۰
 
پیروان جان‌فشان جمال قدم در کشور مقدّس ایران ملاحظه فرمایند
 
دوستان عزیز و محبوب،
 
سوّمین سالگرد مسجونیّت اعضای هیئت سابق یاران یادآور شرایط دردناکی می‌باشد که جامعۀ بهائی ایران هم‌چنان با آن رو به رو است. ادامۀ این وضع اسف‌بار ایجاب می‌کند که فرزندان راستین این سرزمین در بارۀ علل بنیادین این ظلم و پی‌آمدهای گستردۀ آن در آیندۀ مملکتی که زمانی پرچم‌دار حقوق انسان بوده است به تفکّر و تعمّق پردازند.
۱ شهرالبهاء ۱۶۸
۱ فروردین ۱۳۹۰
 
ستایندگان اسم اعظم در مهد امر الله ملاحظه فرمایند
 
دوستان عزیز و باوفا،
 
فرارسیدن نوروز باستانی، جشن فرخندۀ ایرانی، پایان ایّام مبارک صیام و حلول سال نو را مغتنم شمرده اشواق قلبیّۀ خود را به فرد فرد شما عزیزان، بندگان حضرت رحمان و از طریق شما به تمامی ملّت شریف ایران ابلاغ می‌داریم.
 
از جمله سنن معمول در بین ملل آن است که روزی را برای شادمانی عمومی تعیین ‌می‌نمایند، در نهایت سرور و حبور به ملاقات یکدیگر می‌پردازند و به آشتی و محبّت روی ‌می‌آورند. نوروز یادآور شکوه و عظمت ایران باستان و نمادی از بزرگی و فخر دیرین این ملّت نازنین است. این سنّت پسندیده فرصتی است برای مسرّت همگانی، شفقت و مهربانی، به دور افکندن کینه‌ و دشمنی و نو شدن درونی و برونی. ایرانیان از دیرباز این روز پیروز را فرخنده و مبارک شمرده آن را تقدیس و تکریم کرده و به شادی و سرور پرداخته‌اند. بهائیان عالم نیز از هر قوم و نژاد در بیش از ۲۰۰مملکت و سرزمین این روز پرشکوه را با همان نام زیبای "نوروز" جشن می‌گیرند و بر طبق نصایح حضرت عبدالبهاء می‌کوشند که ثمرۀ چنین روز خجسته‌ای تنها "محصور در سرور و شادمانی" نماند بلکه سرآغاز اقداماتی شایان در جهت خیر و رفاه همگان باشد.