خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی

کره زمین یک کشور است وهمه آدمها ساکنین آن هستند. دیوارهای عظیم سنتی ومذهبی که قبلا" بین ملتها ونزادها مانع شناخته میشدند توسط دین بها محو ودنیا یکسان خواهد شد. درحقیقت چنین جریانی تمدن جهانی را بوجود خواهد آورد. (ازسخنان بها). بها یعنی درخشش خدا. میرزا حسین علی نوری ملقب به بها الله بنیانگذار آن میباشد. اوجدیدترین فرستاده الهی است. جمعیت بهائیان حدود 7 میلیون نفر تخمین زده شده که در 230 کشور مختلف دنیا زندگی میکنند. دین بها جوانترین دین به روی کره زمین است. دین یکتاپرستی وکاملا مستقل است. طرفداران آن قانونهای مقدس را به بیش از 800 زبان ترجمه کردند. آنها به خدای یکتا ایمان دارند. خداوندی که بشریت را بطرف تمدن هدایت کند. آنها عقیده دارند که همه پیامبران ازجمله موسی عیسی محمد وزرتشت برابر وعادلند. اما طبق نیاز آن زمانها رشد کردند. درحقیقت دین بهائی برخلاف دینهای دیگر نیست بلکه تکمیل کننده مذاهب دیگر برطبق دنیای امروز است. آنها همان روشها را طبق نیازجامعه انسانی ادامه میدهند. درست همانند علم که برخلاف دین نیست بلکه پیشرفت تکنولوزی ودانش دنیارا به یک دهکده کوچک تبدیل کرده است. دهکده ای که همه جامعه را یکسان جهانی میکند. چنین جریانی تمدن جهانی را بوجود می آورد.

چهارشنبه 8 مهر 1383
گفتگوی بهمن امینی با دلارام مشهوری نويسنده کتاب "رگ تاک" از انتشارات خاوران

با بهایی‌ها در مسیر زندگی-فصل دوم

رضا فانی یزدی
 
بخش یک - بازداشتگاه سپاه
 
من در اولین سری از موج دوم دستگیری‌های فعالین حزب توده ایران در روز هفتم اردیبهشت سال ۱۳۶۲دستگیر شدم.
 
انتقال به اتاق عمومی
 
تقریبا چهارماه و نیم از دستگیری‌ام می‌گذشت که از سلول انفرادی به اتاق عمومی منتقل شدم. این اتاق‌ها که به اتاق عمومی معروف شده بود، در واقع کلاس‌های درسی دبیرستان عَلَم سابق بود. در کنار هر اتاق دو تا توالت و دستشویی در بخش مجزایی وجود داشت. این قسمت توسط یک در آهنی که پنجره کوچکی در بالای آن بود به اتاق ما وصل می‌شد. همین راهرو کوچک که به توالت و دستشویی منتهی می‌شد نیز با درب آهنی دیگری که به جای درب سابق کلاس درسی بود، به راهرویی وصل می شد که در گذشته بخشی از حیاط دبیرستان بود.
با بهایی‌ها در مسیر زندگی-فصل اول
رضا فانی یزدی‏‏
یادم نیست که اولین بار کی و کجا با واژه بهایی آشنا شدم. دورترین خاطره‌ام به زمانی برمی‌گردد که احتمالا ‏کلاس اول یا دوم دبستان بودم. همان روزها بود که شاید برای اولین بار کلمه «جهود» (یهودی)، اسرائیل،‌مصر و ‏ناصر نیز به گوشم خورد.‏
 
جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل اتفاق افتاده بود. احساسات مردم مسلمان در همه کشورهای اسلامی تا حدودی ‏برعلیه اسرائیل برانگیخته شده بود. من که در یک خانواده نسبتا مذهبی و سیاسی دوران کودکی را می‌گذراندم گاه ‏گاه این اسامی و واژه‌ها به گوشم می‌خورد. در آن زمان گرچه ظاهرا در تبلیغات رسمی رادیو و تلویزیون و ‏مطبوعات برعلیه اسرائیل و یهودی و بهایی چیزی دیده نمی‌شد. اما در متن جامعه سنتی و دینی ایران و یا حداقل ‏در خانواده‌های نسبتا مذهبی و یا کمی مذهبی آنها که به مساجد رفت و آمدی داشتند و یا در خانه‌هایشان روضه و ‏دوره قرآنی برپا می‌شد، تبلیغات ضد یهودی به شدت رواج داشت. ما که بچه بودیم و از یهودی و بهایی و تفاوت ‏آنها چیزی سرمان نمی‌شد، گاه برایمان یهودی و بهایی یکی بود. نه تنها ما، بسیاری از مردم ما از آنجا که سواد ‏درست و حسابی نداشتند،‌ بهایی و یهودی و گاه حتی زرتشتی را یکی می‌گرفتند. ‏

اتحاد جمهوریخواهان ایران:

 

نقض حقوق شهروندی بهائیان شرم آور است

خوستار آزادی فوری رهبران جامعه بهائی ایران و رعایت حقوق شهروندی آنان هستیم
 
حدود نه ماه بعد از بازداشت هفت عضو رهبری جامعه بهائی ایران، دادستان کل کشور طی نامه ای به وزیر اطلاعات هر گونه فعالیت رهبران جامعه بهائیان را غیر قانونی و ممنوع اعلام کرده است. هر چند آزار و اذیت و پیگرد شهروندان بهایی در جمهوری اسلامی همواره وجود داشته است؛ اما این اولین بار است که رسما و علنا انجام فرائض دینی و هر گونه فعالیت جامعه بهائیان ایران، بر خلاف حتی قوانین موجود کشور، ممنوع و «معادل ضدیت با اسلام و نظام اسلامی» و جاسوسی به سود اسرائیل اعلام می شود.

 درس هائی از پابرجائی تسلیم ناپذیر

 
اعلامیه حزب مشروطه ایران
 
از محکومیت هفت تن از سرامدان اجتماع بهائی ایران تنها با همدردی و اعترض نمی‌توان گذشت. رژیم اسلامی آن دو خانم و پنج آقا را که همه از ایرانیان برجسته و خدمتگزار هستند صرفا به دلیل بهائی بودن به صد و چهل سال زندان محکوم کرد. در ادامه سیاست رژیم به بی سر کردن اجتماع بهائی ایران بار دیگر گروهی از بهائیان قربانی باور‌های مذهبی اجتماعی شدند که تنها گناهش در اقلیت بودن است.
شهروندان بهایی در ایران با جمعیت حدود سیصدهزارنفر بزرگترین اقلیت دینی را تشکیل می‌دهند. پیروان دین بهایی‌ بنا به مبانی عقیدتی خود وارد ‏سیاست نشده و حوزه فعالیت‌های خود را به زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی واقتصادی محدود می‌سازند. قانون اساسی جمهوری اسلامی دین رسمی ‏کشور را اسلام دانسته و ایرانیان کلیمی،‌ زرتشتی و مسیحی را به عنوان تنها اقلیت‌های شناخته شده معرفی می‌کند. در عین حال،‌ اصل ۱۳قانون ‏اساسی بیان می‌دارد که " تفتيش‏ عقايد ممنوع‏ است‏ و هيچكس‏ را نمی‌توان‏ به‏ صرف‏ داشتن‏ عقيده‏ اي‏ مورد تعرض‏ و مواخذه‏ قرار دارد‏.‏" اما ‏عملکرد حاکمیت جمهوری اسلامی در راستای سرکوب و اعمال فشار علیه شهروندان بهایی در زمینه‌های گوناگون چنان بوده است که جامعه ‏بین‌المللی بهایی که بیش از پنج میلیون جمعیت دارد، وضعیت جاری شهروندان بهایی در ایران را با وضعیت یهودیان در آلمان دهه ۱۹۳۰در ‏آستانه‌ی جنگ جهانی دوم مقایسه کرده و آن را پاکسازی فرهنگی به شیوه حذف بهائیت در ایران می‌داند. ‏

دفاع از یاران ایران

 عباس میلانی
 
مقدّمهء سردبیر نیو ریپابلیک: سهشنبهء این هفته، محاکمهء هفت تن مدیرین نهضت بهائی ایران با اتّهامات جاسوسی و اقدام علیه امنیت ملّی، که میتواند مجازات مرگ در پی داشته باشد، آغاز خواهد شد. آنها بیش از یک سال است که در زندان به سر میبرند. گروه دو نفرهء وکلای آنها از ملاقات با آنها که قانوناً الزامی است، منع شدهاند و هیچ کدام در دادگاه روز سهشنبه حضور نخواهند داشت. یکی از آنها، عبدالفتّاح سلطانی، به اتّهام شرکت در "انقلاب مخملی" در زندان است، و دیگری، شیرین عبادی برندهء جایزهء نوبل، توسّط رژیم ایران به شرکت در همان "توطئه" متّهم شده، امّا در سفر به غرب به سر میبرد.
 
بخش چهارم از فصل نهم کتاب «درد اهل ذمه: نگرشی بر زندگی اجتماعی اقليت های مذهبی در اواخر عصر صفوی» نوشتۀ يوسف شريفی، با مقدمۀ اسماعیل نوری علا، به موضوع «ظهور باب، بابی کشی» اختصاص یافته است.

   
اخيرا در ارتباط با بهاييان ايران بيانيه اي باعنوان "ما شرمگينيم" انتشار يافته که
    تقريبا 270 نفر از نويسندگان، ‏پژوهشگران، روزنامه نگاران، سينماگران و
    روشنفکران ايراني مقيم خارج از کشور آن را امضا کرده اند. ‏
 
اگرکسي اندک آشنايي با تاريخ معاصر ايران ( از آغاز قاجاريه تا کنون ) داشته باشد مي داند که اين اقدام و اين ‏بيانه ازجهات مختلف و بويژه از منظر آزادي و برابري و در يک کلمه "حقوق بشر" و سير آزادي خواهي در ‏ايران بسيار مهم و به عبارتي نقطه عطفي اثرگذار شمرده مي شود. واقعيت تلخ اين است که از آغاز ظهور پديدة ‏ديني – اجتماعي بابيت و بهاييت در نيمه دوم سدة سيزدهم هجري در ايران، بهاييان همواره در جامعه مسلمان اين ‏کشور مورد نفي و طرد و آزار قرار گرفته و رخدادهاي تلخ و خونيني در جدال اين گروه نوآئين با مسلمانان و ‏حکومتهاي وقت در نواحي مختلف ايران پديد آمده است که هنوزهم در اشکال مختلف در جريان است.‏