خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی

از همان اوایل ظهور ادیان بابی و بهائی در بیش از یک قرن و نیم پیش، آنهایی که در ردِّ آن کتب و مقالات و رسائل نوشته و اینک همان مطالب را در رسانه ها و اینترنت نیز منتشر می سازند، از جمله وجود آیاتی در آثار وحیانی بابی و بهائی را به اشتباه، دلیلی بر اِدّعای ربوبیّت و الوهیّت از طرف حضرت باب و حضرت بهاءالله تصوّر کرده اند و آن را یکی از دست آویزهای مهم برای منحرف کردن افکار عمومی از حقایق ادیان مزبور کرده، به این بهانه بر پیروان آن نیز ستم ها روا داشته و می دارند. خود حضرت بهاءالله با اشاره به این تصور اشتباه می فرمایند: «مقصود از ذکر الوهیّت و ربوبيّت را عباد ملتفت نشده‌اند چه اگر بيابند از مقام خود قيام کنند و به کلمۀ تُبْنا إلی اللّهِ ناطق گردند» (۱)
متن زیر پاسخی است که چند سال پیش در جواب دوست عزیزی نوشته، برای ایشان به آدرس ایمیلشان ارسال شده بود. مناسب دیدیم آن را در سایت ولوله در شهر نیز منتشر کنیم. متن کامل سؤالات ایشان قبل از پاسخ ها عیناً آورده شده است.
با تشکر، سردبیر 
 
 
اخیراً در سایتی به کتابی با عنوان «محمّد: خاتم انبیاء» ، اثر دکتر محمّد ابراھيم خان، که به سه زبان فارسی و عربی و انگلیسی منتشر شده، برخوردیم که در آن بحثی راجع به خاتمیت حضرت محمد (ص) مطرح شده است. با کسب اجازه از مدیر سایت مزبور، هر سه نسخۀ کتاب تقدیم دوستان می گردد. 
 
در پیشگفتار کتاب چنین آمده است:
«آيا معتقدات شما چگونه بود اگر در تمام طول زندگی به شما گفته شده بود که در قرآن ظھور پيامبران جديد بعد از حضرت محمّد پيش بينی شده است؟ آيا در آن صورت در مورد اخبار مربوط به ظھور چنين پيامبری آزاد انديش تر نبوديد؟ اين کتاب نشان می دھد که سوء تعبير تنھا يک کلمه يعنی «خاتم» انحرافی به بزرگی و استواری يک کوه عظيم بوجود آورده است. با خواندن اين کتاب ملاحظه می نماييد که اين کوه عظيم کم کم محو می گردد و ھنگامی که اين مانع بزرگ از ميان برداشته شد، شما درخشنده ترين و ارزشمندترين گوھرھا، يعنی گنجی را می يابيد که از چشم تقريباً ھمۀ مسلمانان پنھان مانده است. اين کوه عظيم تنھا به وسيلۀ چھار حرف – خ ا ت م – که تا ابدّيت امتداد داده شده بوجود آمده است!
    مطمئناً بعضی از مسلمانان آرزو می کنند که ايکاش آن گوھرھا ھرگز وجود نداشت. تصوّر پيامبر جديدی بعد از پيامبر اکبر برای آنھا بسيار دردناک است. گروھی ديگر از مسلمانان از يافتن اين گنج پنھان شاد خواھند شد. انسان ھا ھميشه متفاوت بوده و خواھند بود.
    اصل و جوھر اسلام به ارادۀ الھی تسليم شدن است. اين کتاب ايمان شما را به نحوی که تا کنون سابقه نداشته در معرض امتحان قرار می دھد. آيا برای رويارویی با اين چالش يعنی پی بردن به درجۀ تسليم نمودن خود به ارادۀ الھی آمادگی داريد؟»

نویسندۀ کتاب در سایت مزبور چنین معرفی شده است:

 

دکتر محمد ابراهیم خان از مدافعان پیشروی اسلام است. او در رد اتهامات نادرست دین شناسان مسیحی علیه حضرت محمد (ص) و قرآن مجید در سطح گسترده ای مطلب نوشته است. او در این کتاب مسلمانان را تشویق می کند تا اذهان و قلوب خود را نسبت به خبر آمدن پیغمبر تازه ای از جانب خدا آماده نگه دارند. او استانداردهای  محکمی را نیز که این پیغمبران را می توان با آنها شناخت، معرفی می کند.(ترجمه)

 

تجربۀ سی و سه سال بهائی ستیزی!

پس از سی و سه سال انتشار اکاذیب و افترائات در رسانه ها و سمینارها و کنگره ها علیه دیانت بهائی، اکنون:

 
نقد بهائیت، به کام بهائیت!

 
مدیر کل اداره فرق و ادیان حوزه، با انتقاد از برخوردهای غیرکارشناسانه با ادیان نوظهور، گفت: متأسفانه گاهی برای نقد فرقه هایی چون بهائیت، در برخی از مناطق کنگره هایی برگزار می شود در حالی که در آن مناطق بهائیت چنین جایگاهی نداشته و تنها از این طریق بهائیت را مطرح می کنیم. 

در کتب ردیه و سایت های علیه ادیان بابی و بهائی، از جمله ایرادهایی که گرفته شده آن که بعضی از آیات و آثار بابی و بهائی برگرفته و تقلیدی است از قران و دیگر ادیان و دارای اغلاط صرف و نحو فراوان! از جمله ایراد گرفته اند کلمات غیر عربی همچون «چاپ» (بیان عربی، باب ١٠ از واحد ٩) و «شکسته» (همان، باب ١١از واحد ٦) چرا ضمن آیات عربی ذکر شده است. (http://www.baharoom.com/93.html)
در نفس آثار بابی و بهائی پاسخ به این قبیل ایرادها داده شده است که طالبین می توانند به آنها رجوع کنند. از جمله حضرت بهاءالله در لوح معروف به «قناع»، خطاب به حاج محمّد کریم خان کرمانی، مندرج در«مجموعه الواح مبارکه»، چاپ مصر، صص٦٦-٨٧، ضمن اشاره به این که چنین ایرادهای مشابهی به قران مجید هم گرفته شده است، می فرمایند:

 آیت‌الله مدنی که در آن هنگام در حوزه علمیه قم ساکن بود به زادگاه خود آذرشهر بازگشته بود و مبارزاتش را ادامه می‌داد. او با سخنان آتشین و تند خود مردم را علیه طرفداران و مبلغان گروه‌ها و فرقه‌های منحرف و ازجمله مرام بهائیت بسیج می‌کرد. آن روزها بسیاری از مایحتاج تبریز- خصوصا نان- از آذرشهر تامین می‌شد. مردم از فروش نان و ارزاق عمومی به بهائیان جلوگیری کردند و با وجود تبعید آیت‌الله مدنی، این حرکت مردمی ادامه یافت تا بهائیان از منطقه رانده شدند. چنین مبارزاتی در سراسر کشور صورت می‌گرفت و رژیم را به وحشت می‌انداخت.

 
 
حجت الاسلام علی نصیری ضمن مصاحبه ای، از جمله گفته اند:
 
 «درست نظیر حمایت اسرائیل از بهاییان در برابر اسلام و ایران . آیا با توجه به آن که میان یهود و بهاییان که متاسفانه در بستر تشیع شکل گرفته اند ، هیچ علقه و تناسبی وجود ندارد ، معنا دارد که بزرگترین حامی بهاییان اسرائیل باشد و آنان با جا دادن مقر بهاییان در اسرائیل بهای سنگین حمایت از آنان را بپردازند ؟!»

در حکومت اسلامی نهضت اسلامی عدم تحمل دگرانديشان سياسی و عقيدتی، در نوع حکومتی اش، از همان آغاز حاکميت اين "جمهوری" شروع و تا به امروز ادامه دارد. اين نهضت در رابطه با پيروان باب و بهائيت راه "علما"ی قاجاريه پيشه کرد

 

 
 
 
 
 
 
 
 
با ياد پروفسور منوچهر حکيم
 
 
با اتکا و به اعتبارصدها شاهد و سند , بار ها و بارها گفته , نوشته و نشان داده شده است که تاريخ حدود سه هزار ساله ی ما ( و به رواياتی بيش از هفت هزار ساله ) , تاريخ عدم تحمل و کشتار دگرانديشان بوده و هست. بخش اعظم همين شواهد و اسناد گواه اند که شيعيان اثنی عشری در زمره ی بی تحمل ترين ها و بيرحم ترين ها بوده و هستند. دودمان های صفويه و قاجاريه , و المثنی شان " جمهوری اسلامی " نمونه اند ..
در ميان دگرانديشان عقيدتی ( مذهبی) ستمی که بر بابيان و بهاييان روا داشته شده است بيش از ستمی ست که بر ديگر اقليت های مذهبی رفته است. برگ هايی از کارنامه ی شرم آور سلسله قاجاريه و حکومت اسلامی نشان از رفتار ضد انسانی اين دو دودمان با رهبران و پيروان اين اقليت مذهبی دارند.

کتابی درباره بهاییان از پژوهشگر ایرانی-اسرائیلی 

 پژمان اکبرزاده

 

 
در ایران فعالیت‌های آموزشی بهاییان در دوره معاصر همواره دست‌خوش محدودیت‌های رسمی و حکومتی شده است. جمهوری اسلامی نیز، دین بهاییت را به رسمیت نمی‌شناسد و حتی از ورود جوانان بهایی به دانشگاه جلوگیری می‌شود.
 
در چند سال گذشته، فعالان حقوق بشر در داخل و خارج از ایران، توجه بیشتری به مسایل بهاییان داشته‌اند. مشکلات پیروان این دین در گزارش‌های بین‌المللی حقوق بشر درباره ایران، بیشتر مطرح شده؛ بسیاری از فعالان ایرانی نیز بدون اهمیت دادن به باورهای دینی بهاییان، خواستار رفع محدودیت‌های موجود برای آنها شده‌اند و حتا کمپینی با عنوان «من هم یکی بهایی» هستم به گستردگی در شبکه‌های اجتماعی مطرح شد.
در مصاحبه ای با آیت الله فاضل لنکرانی پیرامون آیت الله بروجردی ، چنین آمده است:
«... مرحوم والد م، ضمن این که جزاصحاب استفتا، مرحوم آیت الله بروجردی بودند، خیلی هم مورد اعتماد ایشان بودند... با این که مرحوم پدرم در بیت آیت الله بروجردی، سمت رسمی نداشت ولی به خاطر همین شدت اعتماد، نوع، مورد مشاوره ایشان قرار می گرفت. داستانی دراین رابطه یادم آمد که مرحوم پدرم برای من نقل کردند: