خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی

متن زیر پاسخی به بعضی سؤالات و شبهات است که در مدارس علیه دیانت بهائی برای دانش آموزان بهائی مطرح می شد. این متن بیش از سه سال پیش تهیه و در سایت ورقا منتشر شده بود. اینک نسخۀ ویرایش شدۀ آن با اجازۀ مدیریت محترم سایت ورقا جهت استفادۀ عزیزان در اینجا منتشر می شود.
«بهائی ستیزی عبدالله شهبازی و تحریفات تاریخی وی»، مطلبی است از کورش پویا، چاپ تابستان ۱۳۸۵ در پاسخ به مقاله هایی با عنوان «جستارهایی از تاریخ بهائی گری در ایران» از عبدالله شهبازی منتشره در چهار شمارۀ روزنامۀ جام جم.
به ضمیمه نسخۀ پی دی اف آن را از آدرس زیر در اختیار طالبین قرار می دهد.

http://new.ketabhayebahai.com/bahai-setizi-shahbazi

کتاب «کنکاشی در بهائی ستیزی» اثر سهراب نیکو صفت، در پاسخ به «جستارهایی از تاریخ بهائی گری در ایران»، از عبدالله شهبازی، در خرداد ۱۳۸۵ در سایت «اوهام زدایی» منتشر شده است:

http://www.ohamzodai.com/maghalat.html

نسخۀ پی دی اف آن به ضمیمه تقدیم طالبین می گردد.

 
پروفسور وارن واگار دانشمند و عالم اجتماعی امریکایی با مطالعۀ عمیق و ارزیابی دقیق دربارۀ امکان حصول وحدت و تمدن جهانی چنین می گوید:
 
«از بین همه مذاهب و ادیان معاصر، این تنها آیین بهایی است که بلا شبهه و بدون هیچگونه ابهامی با قطعیت تمام همۀ همّ خود را وقف مسألۀ وحدت عالم انسانی نموده است»
(کتاب دیانت بهایی آئین فراگیر جهانی، ص176)
 
پس از انتشار بیانیۀ «وعدۀ صلح جهانی» از مرکز جهانی بهائی، بیت العدل اعظم، در اكتبر ١٩٨٥،
و ارائۀ آن به همۀ رهبران دُوَل و ملل عالم و بزرگان و شخصیت های سیاسی و غیر سیاسی و فرهنگی و علمی و حقوقی و دانشگاهی و نمایندگان مجالس كشورهای جهان، جامعۀ بهایی با بازخورد بسیار مثبت و اظهار نظر های شفاهی یا كتبی تحسین آمیز مقامات مزبور دربارۀ دیانت بهایی و جوامع بهایی در سراسر عالم مواجه شد. یكی از این موارد بیانیه اروین لازلو فرانسوی، یكی از شخصیت های برجسته و صاحب نظر در علوم تجربی و اجتماعی عصر حاضر كه عضو كلوپ مشهور رم و مشهور در سازمان ملل و سازمان های وابسته به آن است، بود. وی در بیانیه خود، ضمن بیان وضعیت بحرانی دنیا در عصر حاضر، تأكید می كند كه رهبران و مردم دنیا باید برای درك لزوم صلح، به رشد و بلوغی كه دیانت بهایی آن را بیان می كند و ضروری می داند، نائل آیند. عین ترجمۀ بیانیۀ ایشان را در زیر به نقل از نشریۀ دانشجوئی معارف عالی امر در ایران تقدیم می كند تا هموطنان عزیز بیشتر بر عظمت آئینی كه از كشور عزیزمان ایران برخاسته واقف گردند و مسرور شوند. تاریخ بیانیۀ آقای لازلو ١٦ اكتبر ١٩٨٥ می باشد. برای اطلاع بیشتر دربارۀ ایشان و نظراتشان دربارۀ دیانت بهایی علاوه بر گزارش های منتشره توسط كلوپ رم، مراجعه شود به كتاب «باغبانان بهشت خدا» از دو خبرنگار فرانسوی غیر بهایی: كولت گوویون و فیلیپ ژوویون، كه در اواخر آن مصاحبه ای با آقای لازلو انجام داده اند. كتاب مزبور شرح مشاهدات و مصاحبه های دو خبر نگار مزبور در مركز جهانی بهایی می باشد.
 
ترجمۀ بیانیۀ اروین لازلو:

اعترافات دیگری از آیت الله مصباح یزدی در خصوص ادیان بابی و بهائی

با ازدیاد نزاع بر سر قدرت سیاسی- مذهبی و بالا گرفتن مباحث مربوط به ظهور امام زمان و اختلافاتی که بین روحانیون و سیاسیون در این خصوص بوجود آمده است، گاه سران سیاسی و مذهبی ضمن تکرار دروغ ها و افترائات سابق، ناخواسته اعترافات جالبی هم در خصوص ادیان بابی و بهائی می نمایند که خود پاسخی بر اکاذیب تکراری قبلی خود ایشان است. چند مورد از این اعترافات را قبلاً در سایت ولوله در شهر تقدیم خوانندگان عزیز کرده ایم:

اینک نیز اشاراتی به اعترافات اخیر آیت الله محمّد تقی مصباح یزدی می نماییم و ضمن آن آدرس پاسخ اکاذیب ایشان را هم تقدیم می داریم.* نکات اعترافی که در متن مصاحبۀ ایشان در زیر با حروف درشت مشخص شده، عبارتند از:
بهائی ستیزی؛
مشت نمونۀ خروار
 
مدیریت محترم سایت ولوله در شهر 
لطفاً تقاضا دارد با توجه به توضیحات زیر، مطلب بنده را در سایتتان منتشر فرمایید.
 
در سایت ضد بهائی http://bahabibaha.mihanblog.com/post/132
مطلبی تحریف شده تحت عنوان «طلا برای من! نقره برای تو!» منتشر شده که در آن و نیز در کامنت های ذیل آن، مدیر سایت همراه دیگر بهائی ستیزان، نسبت به دیانت بهائی و مقدسات بهائیان و بهائیان توهین و بی احترامی کرده اند. از جمله فردی بهائی با نام مریم دو پاسخ محترمانه در کامنت ها گذاشته اند که پاسخ آن نیز از طرف مدیر سایت همراه با توهین داده شده است.
بنده ضرغام ر. که شاهد این بی انصافی بودم، در کامنتی سؤالی از رسالۀ آیت الله مکارم شیرازی مطرح کردم تا ببینم کسانی که شب و روزشان شده توهین و بی احترامی به مقدسات بهائیان و دگر اندیشان، این قبیل سؤالات را چطور پاسخ می دهند.
 
بهایی‌ستیزی از حجتیه می‌آید
جمعه, 03/06/1390 - 16:41
در گفت‌وگو با «مهناز پراکند» وکیل دادگستری
 
آسیه امینی
 
آسیه امینی- دوستی داشتم از یکی از اقلیت‌های مذهبی. سال‌ها پیش، در یک روز بارانی با هم در خیابان‌های تهران قدم می‌زدیم. چتر او بالای سر هردوی‌مان بود. ساکت بود و حرف نمی‌زد.
پرسیدم: ساکتی؟! گفت: باران را دوست ندارم. باران همیشه برای من یادآور تحقیر و نفرت است؛ وقتی به دبستان می‌رفتم. روزهای بارانی، معلم نیمکتِ مرا از بقیه بچه‌ها جدا می‌کرد. نگران بود که وقتی بدن من خیس است بچه‌ها نجس شوند.
این خاطره، واقعیت اقلیت‌های مذهبی در کشور ما است.
در سال‌های اخیر، بار‌ها و بار‌ها خبرهای دستگیری، بازداشت، ویران کردن خانه‌ها و حتی گورستان‌ها، اخراج بهاییان از خانه و کاشانه‌شان، در لابه‌لای خبرهای دیگر نقض حقوق انسانی، از کشورمان مخابره شده است. آخرین خبر از دستگیری کسانی حکایت کرد که به دنبال جلوگیری از ادامه تحصیل بهاییان، به فراگیری علم در خانه و از راه دور می‌پرداختند.
تلاش داشته‌ام تا در گفت‌وگو با «مهناز پراکند» که وکالت هفت تن از سران بهایی در ایران را به عهده داشته، از وضعیت آنها در کشور و نیز از حقوق بهاییان در قانون، به عنوان یک انسان و یک ایرانی بپرسم.

مقدمه

 
یکی از مواردی که دوستان بی انصاف بر بهائیان ایراد گرفته و می گیرند، این است که حضرت باب قبل از تشریع دین بابی، در ایّامی که در بوشهر به همراه دایی های خود مشغول تجارت بوده اند، گاه بر بام خانه و سرای تجارتی رفته، رو به آفتاب دعا می خوانده، قصد تسخیر خورشید داشته اند، و به علت گرمای شدید، نعوذ بالله دچار جنون و مالیخولیا شده، به این واسطه بتدریج ادعای بابیت و قائمیت و رسالت کردند.(۱) ذیلاً ضمن پرداختن به اصل و حقیقت این مورد برای آنان که منصفانه تحقیق می کنند، چند نکته ای را نیز خطاب به بی انصافان تقدیم می دارد؛ باشد که آنان اصل ماجرا را دریابند، و اینان با انصاف و تقوی حقیقت امر را بفهمند و موعود محبوب خود را بشناسند و در عوض ردّ نوشتن بر او، سر بر آستانش نهند و به مقصد از رسالت عظیمش پی برند.
 

بارها در ردیه های ضد بهائی نامهربانان بی انصاف کوشیده اند حضرت باب را دارای تحصیلات علمی و حوزوی بدانند و از این طریق رسالت و مظهریت الهی ایشان را زیر سؤال ببرند. امّا به شهادت آثار خود حضرت باب و متون تاریخی، حضرتشان در کودکی مدتی به مکتب شیخ عابد در شیراز فرستاده شدند ولی جز در حدّ سواد خواندن و نوشتن ادامه ندادند و چنان حالات معنویشان از سایر اطفال متمایز بود که شیخ عابد نسبت به ایشان نه تنها احساس معلم و شاگردی نمی کرد بلکه قلباً خاضع بود به طوری که نهایتاً بعدها در اثر آگاهی از متن یکی از تفاسیر حضرت باب در معنی «بسم الله» به ایشان ایمان آورد. سواد آموزی حضرتشان منحصر به همین چند سال در طفولیت بود و پس از آن قطع شد و در نوجوانی و جوانی به همراه دائی های خود به تجارت مشغول شدند و چند ماهی نیز به کربلا رفتند و ضمن آن چند ملاقاتی هم با سید کاظم رشتی داشتند که از نوع تعلیم و تعلم و طلبگی نبود.(۱)