خبر نامه ولوله در شهر

رای شروع یا قطع اشتراکتان در خبرنامه سایت، آدرس ایمیل خود را در ذیل وارد کنید.

همزمانی محتوا

شبکه های اجتماعی

کتاب «نگاهی تازه به دیانت بهائی» از انتشارات «نقطه نظر» که پیشتر در سایت آئین بهائی منتشر شده بود، در سایت ولوله در شهر نیز تقدیم خوانندگان عزیز می گردد.

در مقدمهء کتاب از جمله چنین آمده:

«...اکثری از هموطنان عزیز از داشتن اطلاعات صحیح از این دین جدیدی که از وطن محبوبمان ظاهر شده، بازداشته شده اند، و به قول استاد دکتر ناصر الدین صاحب زمانی، "تا کنون هرگز به درستی، بی طرفانه، انگیزه کاوانه و جامعه شناسانه مورد بررسی عمیق قرار نگرفته است" (خط سوم، صص 380 به بعد).

به این دلیل، این جزوه جهت آشنائی مختصر آن عزیزان با تاریخ و عقاید و آموزه ها و اهداف و روش های آئین بهائی، و نیز اقدامات گستردۀ "جامعه" و "نظم بدیع و اداریِ" آن، در ایران و جهان، برای رسیدن به هدف اصلی اش که "وحدت عالم انسانی" و "صلح جهانی" است، تهیه شده است. باشد که مطالعۀ آن آغازی برای پژوهش و تحقیق بیشتر و کافی تر ایرانیان عزیز گردد تا، هر یک، به چشم و قلب و فکر خود - و نه دیگران - با حقایق این آئین نازنین آشنا شود و قضاوت فرماید.»

مینا یزدانی*

 
اعترافات دالگورکی(1) داستانی جاسوسی- سیاسی است که نگارش آن به سفیر روسیه در ایران در سال‌های پایانی سلطنت محمّد شاه و آغاز سلطنت ناصرالّدین شاه نسبت داده شده است. در این داستان تاریخ‌وار، که آفریدۀ قصه‌نویسی ایرانی در دهۀ1930م/۱۳۱۰هـ ش بود، کنیاز دالگورکی دردهۀ۱۸۳۰م با مأموریت مخفی در مقام مترجم سفارت روسیه به ایران رفت، مسلمان شد، و به کسوت آخوندی درآمد. وی شماری از ایرانیان، ازجمله بنیان‌‌گذار آتی آیین بهایی را به کار جاسوسی گماشت. اندکی پس از بازگشت به روسیه، با نام شیخ عیسی لنکرانی به عتبات رفت و درآنجا طلبۀ شیرازی جوانی را برانگیخت که نهضت بابی را به راه اندازد. آنگاه خود به عنوان سفیر روسیه به ایران بازگشت و این بار مقدمات ظهور آیین بهایی را فراهم آورد. با درهم تنیدن رویدادهای تاریخی با ماجراهای تخیلی، هدف روایی اعترافات دالگورکی القای این باور بود که جنبش بابی و آیین بهایی پیامد نقشه‌های سفیر روسیه برای درهم شکستن اتحاد مسلمان بوده است. هدف نویسنده تحقق یافت و این داستان در بین کسانی که استعمارگران را صحنه‌‌سازِ قادر رویدادهای تاریخ ایران در دورۀ قاجار می‌دانستند عین واقعیت پنداشته شد.
 


۱۶۳ سال پیش اصحاب سید باب در قلعۀ طبرسی مازندران به فرماندهی جوانانی چون جناب قدوس، در دفاع از عقاید دینی خود در برابر علمای شیعه و لشکریان ناصرالدین شاه قاجار جانانه مقاومت نمودند. بابیان مظلوم با قدرتِ معنوی خود و با فریاد یا صاحب الزمان چنان هراسی به جان آنان انداخته بودند که سرداران سپاه بارها فرار را بر قرار ترجیح داده بودند.

 
به عنوان نمونه، در یکی از حملات، عبّاسقلی خان لاریجانی یکی از سرداران جنگ که حاکم آمل بود «بقدری ترسيد که خود را از اسب به زمين انداخت و فرار کرد؛ بقدری سراسيمه شده بود که در وقت پياده شدن يکی از کفشهايش به رکاب گير کرده و همانطور آويزان ماند و او متوجّه نشده به طرفی که لشکرش فرار مي کردند او هم فرار کرد، در حالتی که يک پايش کفش داشت و پای ديگرش برهنه بود.»
 
امير نظام ميرزا تقی خان امیر کبیر که چنین دید به مهدیقلی میرزا سرکردۀ لشکر دستور داد به حيله و مکر متمسّک شود و قرآن را مهر کند و به شرافت سربازی قسم ياد کند که اگر بابیان اسلحۀ خود را از دست بگذارند هيچ گونه سوء قصدی نسبت به آنان نداشته باشد. مهدیقلی میرزا هم در حاشيۀ سورۀ فاتحۀ قران برای جلب اطمينان جناب قدّوس رئیس بابیان در قلعۀ طبرسی چنين نوشت: «به اين کتاب مقدّس و به کسی که آن را فرستاده و پيغمبری که اين آيات را از جانب خدا آورده قسم ياد مي کنم که جز آشتی و دوستی هيچ مقصودی ندارم مي خواهم اساس دوستی و آشتی را بين خود و شما محکم کنم بنا بر اين از قلعه بيرون بيایيد و مطمئن باشيد که دست هيچکس برای اذيّت شما دراز نخواهد شد شما و اصحاب شما در حفظ خدا و حضرت رسول عليه السّلام و پادشاه ناصر الدّين شاه هستيد به شرافت خود قسم مي خورم که هيچکس نه در ميان لشکر و نه در جهات مجاوره نسبت به شما اذيّتی نخواهد کرد اگر غير از آنچه نوشتم و برخلاف آنچه نگاشتم در قلب خود خيال ديگری داشته باشم خداوند منتقم جبّار مرا به خشم و غضب خود گرفتار کند. آنگاه شاهزاده مهر خود را به پای آن نوشته نهاد و قرآن را که مطالب مزبوره در ورق اوّل آن نوشته شده بود به ملّا يوسف داد و گفت اين قرآن را به رئيس خودتان بده و سلام مرا به ايشان برسان... اصحاب قلعه به واسطۀ حفظ احترام قرآن مجيد اسلحۀ خود را از دست گذاشتند ولی شاهزاده به عهد و پيمان و قسم خود عمل ننمود و چون آن جمع مظلوم را عاری از سلاح ديد همه را از دم تيغ گذرانيد.»(۱)
 
 
درخواست پایان دادن به سرکوب دانشجویان در نامۀ سرگشاده ای به ایران
۰۴ شهريور ۱۳۹۰ (۲۶ اوت ۲۰۱۱)
 
نیویورک، ۴ شهریور ۱۳۹۰ (۲۶ اوت ۲۰۱۱) (سرویس خبری جامعۀ جهانی بهائی) – جامعۀ جهانی بهائی امروز طی نامۀ سرگشاده ای خطاب به وزیر آموزش عالی ایران، خواهان پایان یافتن «سياست گذاری های ناعادلانه و سرکوب گرانه» که مانع ورود بهائیان و دیگر ایرانیان جوان به دانشگاه هستند، شد.
 
بانی دوگال، نمایندۀ ارشد جامعۀ جهانی بهائی در سازمان ملل، گفت: «این نامه تصریح میکند که هر فرد موظف به کسب دانش است تا بتواند استعدادها و مهارت های خود را برای بهبود جامعه ارائه کند.»
<
موضوع: شاهنشاه بهائي
 
چرا آرمانهای انقلاب ایران با شکست روبرو گردید
آسیب شناسی روشنفکری ایرانی
دکتر نادر سعیدی

 


چند روز قبل گویا نیوز مقاله ای از ناصر مستشار چاپ کرد. در آن نوشته سه خط از نامه جامعه جهانی بهائی به دادستان ایران دری نجف آبادی نقل گردیده و سرتاسر مقاله انتقاد از آن سه خط است. در شرایطی که دری نجف آبادی و همکارانش مشغول اقدامات سازمان یافته در جهت قلع و قمع بهائیان ایران هستند تنها کاری که ناصر مستشار میکند این است که بجای حمایت از پیام آن نامه—احقاق حق در مورد بهائیان بیگناه و محاکمه نمایشی هفت بهائی—به آن نامه بتازد. از آن بدتر آنکه محتوای انتقادش هم تائید و توجیه همان اشتباهاتی است که بهانه رژیم مرتجع برای اختناق بهائیان است. از خواندن مقاله ایشان اندوهگین شدم اما از گفتۀ ایشان ناراحت نشدم زیرا که اولا می دانم که نوشته های ایشان معمولا در دفاع از حقوق بشر و دمکراسی است و دوم آنکه از نامه شان آشکار است که ایشان از آزار بر بهائیان ناخشنودند. اما شاید ایشان در باره آئین بهائی کمتر بررسی کرده باشند و با این حال به نوشتن چنین مقاله ای پرداخته اند. این هم عیبی بر ایشان نیست بلکه ایشان هم مشمول فضایی است که بیش از یک قرن است روشنفکران ایرانی را به خود گرفتارساخته است. مسئله این است که در فرهنگ ایرانی، آرمان و فرهنگ و تاریخ بهائی نقطه کور اندیشه اجتماعی و مذهبی این جامعه بوده است و در نتیجه امتناع از اندیشیدن در باره آئین و جامعه بهائی ویژگی مشترک اکثر روشنفکران ایرانی بوده است. به عبارت دیگر در باره این مطلب بخصوص آنقدر ناخودآگاه مشترک فرهنگی قدرت و چیرگی داشته است که توان و شهامت اندیشیدن و به چشم خود دیدن را از اکثر روشنفکران سلب کرده است و در نتیجه ناخود آگاه، تعصبات و دروغهای مشترک فرهنگی را جایگزین پژوهش علمی و خردمندانه می کنند. به این جهت است که حتی نویسندگانی هم که غرض خاصی علیه این اقلیت آزار دیده ندارند و در مورد آن اقلیت هم چیزی نمی دانند بخاطر زورمندی باورهای جا افتاده و مشترک فرهنگی این تصور را دارند که در باره آن اقلیت حقیقت را می دانند و نیازی به بازبینی آنچه که شایع و شایعه است نمی بینند. البته باید بگویم که نشان پژوهنده براستی پیشرو آن است که به شایعات فرهنگی، مخصوصا اگر این شایعات علیه اقلیت تحت ستم و سانسور باشد، به دیده تردید نگاه می کند. اما متاسفانه بسیاری از روشنفکران ایرانی بخاطر اتفاق نظر ناخودآگاه فرهنگی علیه این اقلیت مقهور، در درستی شایعات کلیشه ای مربوط به بهائیان شک نمی کنند و شاید اصلا به فکرشان هم خطور نمی کند که در آنها شک کنند چون اسیر ناخودآگاه دسته جمعی بوده و می باشند.

July 27, 2011
علی کشتگر: از آن شب های بلند زمستان جهرم، که پدر بزرگ کنار اجاق گرم چای می نوشید و برا ی ما کودکان و نوجوانان قصه های شیرین می گفت نیم قرنی می گذرد. یکبار پدر بزرگ داستان وحشتناکی تعریف کرد که کابوس آن هرگز جان و روان من را رها نکرد. داستان “بابی کشی”.
July 27, 2011
میهن – کامران همیشگی: از روزی که از طرفِ روزنامه “میهن” خبر دادند که به نمایش خصوصی آخرین فیلم رضا علامه زاده در منزلش بروم، این نگرانی‌ که فیلمسازِ قدیمی‌ ما با این موضوع به شدت کنجکاوی برانگیز چه کرده، دست از سرم بر نمی‌داشت.
رضا علامه زاده چندین فیلم کوتاه داستانی مانند “دار”، “شاهد”، “چند جمله ساده” و فیلم بلند “مهمانان هتل آستوریا” و مستندهایی چون “حرف بزن ترکمن “، “جنایات مقدس “، “موج و آرامش “، “دست نوشته نمی سوزد” و بسیاری مستندهای دیگر در کارنامه هنری اش دارد. به همه این ها باید سال ها تدریس فیلم سازی در هلند و آمریکا و انگلستان و اجراهای متعدد نمایش بسیار موفق “مصدق” را هم اضافه کرد.
او ۱۱ سال پس از ساخت آخرین فیلم مستندش “ریل” که در رابطه را با کشتار کولی ها در جنگ جهانی دوم بود، در فیلم جدیدش “تابوی ایرانی” به مسایل و مشکلات هم میهنان بهایی مان در ایران اسلامی می پردازد.
بعد از تماشای فیلم، این فکر که چرا ما و روشنفکران مان با این همه ظلم که بر هم میهنان بهائی مان رفته، مهر سکوت بر لب های مان نشانده بودیم و از کنار این موضوع به راحتی می گذشتیم، گریبانم را سخت می فشرد.
بگذریم و به فیلم بپردازیم. در همان ابتدا، با چهار داستان روبرو می شویم.
۱- خانواده ای که چاره ای جز مهاجرت نمی بیند.
۲- دهی در شمال ایران که در همان اوایل انقلاب به دلیل سکونت بهاییان به ویرانی کشیده شد.
۳- دانش آموزی که با داشتن معدل دیپلم ۱۹٫۵۵ به دلیل مذهبش از تحصیل در دانشگاه محروم است و باید در دانشگاه زیر زمینی بهائیان به تحصیل ادامه دهد.
۴- دکتری که در اواخر دهه بیست به شکل فجیعی توسط عده ای متعصب مذهبی به قتل رسید.
فیلم ساز به خوبی توانسته هم زمان با به نمایش گذاشتن این چهار داستان به عنوان جزیی از کل، با نگاهی موشکافانه به کنکاش بپردازد و در حقیقت به خود ما نهیب بزند که این تابو باید روزی شکسته شود.
موسیقی متن یار قدیمی فیلم ساز ، اسفندیار منفردزاده، به زیبایی فیلم را همراهی می کند و این غنیمتی است که یک بار دیگر با موسیقی زیبای منفردزاده خاطرات گذشته مان را مرور کنیم. و نکته دیگری که در این فیلم کمی عجیب به نظر می رسد، و در مستند هایی که علامه زاده تا کنون ساخته دیده نشده، استفاده از ترانه است؛ ترانه ای با اجرای فراموش نشدنی داریوش اقبالی که برای همین فیلم ساخته و پرداخته شده. گفت و گو با رضا علامه زاده را می خوانید:

لزوم دین

ضرورت تجدید و استمرار ادیان
 
جزوۀ «لزوم دین؛ ضرورت تجدید و استمرار ادیان»، از انتشارات «نقطه نظر» که قبلاً در سال ۱۳۸۵ در سایت «آئین بهائی» منتشر شده بود، در سایت «ولوله در شهر» نیز تقدیم طالبین می گردد.
بر پشت جلد آن چنین آمده است:
 
«جزوۀ حاضر كه پیشكش به خوانندگان گرامی و علی الخصوص هموطنان عزیز ایرانی می گردد، به ضرورت ارتباط همیشگی بشر با خدا از طریق ادیان حقیقی و استمرار چنین ارتباطی بخصوص در این عصر بحرانی، می پردازد.
     دیانت بهائی كه به وسیلۀ حضرت بهاءالله آورده شده و جدیدترین حلقۀ ارتباطی انسان با خدای مهربان است، علاوه بر ارائۀ بینشی بدیع نسبت به تاریخ گذشتۀ زندگی بشر، راه آیندۀ او را نیز روشن می سازد.
     نویسنده سعی نموده حول محوراصلی، تاریخچۀ مختصری از آئین بهائی و موقف و موقعیت فعلی آن در جهان تقدیم خوانندگان عزیز نماید و ضمن آن به ارائۀ بعضی دلایل و اطلاعات و آمار نیز در اثبات حقانیت آن بپردازد. باشد كه این مختصر آغازی باشد برای تحقیقات بیشتر خوانندگان عزیز در این خصوص.»
نسخۀ پی دی اف کتاب «سرکوب و کشتار دگراندیشان مذهبی در ایران»، اثر سهراب نیکو صفت، انتشارات پیام، چاپ اوّل ۱۳۸۸ شمسی، در دو جلد، از آدرس زیر تقدیم خوانندگان عزیز می گردد. این اثر شامل شرح مستند سرکوب و کشتار دگراندیشان مذهبی از زمان صفویه تا سال ۱۳۸۶ در زمان جمهوری اسلامی ایران می باشد.

http://www.500ir.com